آیا زمان آن نرسیده که پس از سقوط سوریه و تضعیف لبنان، سیاست صبر راهبردی را کنار بگذاریم؟ بزرگترین گناهی که اسد مرتکب شد و ممکن است تهران تکرار کند چیست؟
* آیا زمان آن نرسیده که پس از سقوط سوریه و تضعیف لبنان، سیاست صبر راهبردی را کنار بگذاریم؟ بزرگترین گناهی که اسد مرتکب شد و ممکن است تهران تکرار کند چیست؟
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سقوط ناگهانی دمشق و شهرهای بزرگ سوریه مانند حلب، حماه و حمص بدون هیچ مقاومتی از سوی ارتش و مردم و افتادن بدست نیروهای مخالف مسلح سوری به رهبری هیئت تحریر الشام (النصره سابق) نشان دهنده اشتباه استراتژیک بزرگی بود که «محور مقاومت» بنام سیاست صبر طولانی موسوم به صبر استراتژیک و پرهیز از رویارویی چه با دشمن اسرائیلی و چه با مخالفین داخلی مانند نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) تحت حمایت آمریکا و... و یا دولت رجب طیب اردوغان دنبال کرد.
ما با شروع از سوریه توضیح می دهیم که هدف حملات اسرائیل، نیروهای ایرانی و تجمعات آنها در سوریه و ترور ژنرال های ارشد آن کشور بود بطوریکه حتی به بمباران کنسولگری ایران در پایتخت سوریه و کشته شدن تعداد زیادی از کارکنان ارشد نظامی در آنجا رسید.
اگر به لبنان برویم، مقاومت اسلامی در آنجا نزدیک به یک سال است که با پایبندی به تئوری خود کنترلی و صبر استراتژیک از هرگونه استفاده از موشک های سنگین و دقیق خود برای پاسخ به کشتارهای ارتش اسرائیل و جنگ نابودی چه در نوار غزه و چه در جنوب لبنان اجتناب کرده است. بهانه این کار، جلوگیری از گسترش جنگ و پرهیز از رویارویی مستقیم با دولت اشغالگر بود تا به بمباران بیروت پایتخت منجر نشود.
و اینجاست که دولت اشغالگر اسرائیل بعد از خواندن دست نیروی مقاومت در پرهیز از گسترش جنگ و پیشه کردن صبر استراتژیک اقدام به شهادت رساندن سیدالشهدا حسن نصرالله و جانشین وی هاشم صفی الدین و بقیه رهبران خط مقدم حزب الله می نماید و سپس با از بین بردن وضعیت موازنه، بیروت و بویژه حومه جنوبی آن و اکثر روستاها و شهرکهای جنوب لبنان به اضافه دره بقاع را با حملات بیرحمانه هوائی بمباران می کند.
***
آیا شرافتمندتر نبود که بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، در خاک سوریه، در میان مردم و سربازانش، در حالی که در مقابل تجاوزات اسرائیل قرار گرفته، با موشک های سنگین سوری، پهبادها و هواپیماها به بمباران اعماق اسرائیل با هدف آزادسازی بلندی های جولان پاسخ داده به شهادت می رسید تا اینکه سرنوشتش به عنوان یک پناهنده «بشردوستانه» در روسیه پایان یابد؟
اگر موشکهای سنگین و دقیق حزب الله در پاسخ به کاری که هواپیماهای اسرائیلی در حومه و جنوب بیروت انجام دادند به ساختمانها در مرکز حیفا و تلآویو و به زیرساختهای اسرائیل مانند ایستگاههای برق و آب پرتاب میشد، رژیم اشغالگر اسرائیل از ترس بر خود می لرزید و این بلا بر سر بزرگترین تشکیلات سیاسی خارمیانه در لبنان نازل نمی شد و رهبران خود را از دست نمی داد و پایتخت آن، یعنی جنوب را نابود نمی کرد. و مجبور نمی شد تا به یک آتش بس شکننده تن دهد که نتانیاهو به آن احترام نمی گذارد و حداقل در آینده قابل پیش بینی نیز به آن احترام نخواهد گذاشت.
خاورمیانه جدیدی که نتانیاهو میخواهد ایجاد کند با سنگ بنای اول بنام لبنان ضعیف شده شروع می شود که مقاومت در آن با توافقاتی که فرستاده آمریکا هوخشتاین، افسر سابق ارتش اسرائیل، استادانه ترتیب داد، به بند کشیده شده است. بلوک دوم سازه بدون شک سوریه می باشد که رژیم آن در حال حاضر با تهاجم سه جانبه ترکیه-آمریکا-اسرائیل، بدون شلیک حتی یک گلوله سرنگون شده است. ما رد نمی کنیم که سومین بلوک از «سازه خاورمیانه» بدون تردید باید ایران باشد، چرا که به گفته نتانیاهو، توافق آتش بس در لبنان را از این رو پذیرفته است که بتواند خود را وقف دستیابی به پیروزی کوبنده بر غزه و ایران نماید.
محور مقاومت با تردید در پاسخ سریع به طرحهای آمریکایی-اسرائیلی مبنی برچیدن سنگرها و سلاح ها مرتکب اشتباهات راهبردی شد. تنها استثنا نوار غزه و رهبر شهیدش یحیی سنوار بود که مرعوب دشمن سهونیستی نشد و به سیاست خویشتن داری و صبر راهبردی پایبند نبود. او با آغاز عملیات طوفان الاقصی و انتقال نبرد به شهرک های آن در عمق فلسطین اشغالی، بزرگترین پیروزی را بر دشمن اسرائیلی به دست آورد.
این محور پس از سقوط سوریه این «جواهر نشسته بر تارک» خود، ملزم به انجام بازنگریهای ریشهای، چون تغییر سیاست صبر استراتژیک می باشد، سیاستی که نتایج معکوس به بار آورده است، باید تولید سلاحهای هستهای دفاعی را سرعت بخشید، و بدون ترس و وحشت با طرحهای اسرائیل مقابله کرد. محور مقاومت باید متوجه این نکته گردد که اردوگاه آمریکایی صهیونیستی فقط زبان زور را می فهمد. وقتی بازوهای مقاومت قوی بود و از آن نمی ترسید، این اردوگاه منفور از ترس پاسخ ویرانگر، جرأت نداشت حتی یک مجاهد را در لبنان یا جاهای دیگر ترور کند.
***
دیروز، نتانیاهو قرارداد 1352 ( 1974) با سوریه را لغو کرد، کوه هرمون و منطقه حائل در سمت سوری جولان را اشغال کرد و پایگاههای هوایی و انبارهای تسلیحاتی را در عمق سوریه بمباران کرد، هرچند که رژیم اسد، قلب محور مقاومت، دیگر وجود ندارد و سرنگون شده و رژیمی وفادار به ایالات متحده که دستورات خود را از ترکیه، متحد وفادار خود می گیرد، جایگزین شده است.
متأسفانه نه دیگر عربی وجود دارد و نه مسلمانی! و تغییر رژیم در سوریه، علیرغم تردیدهای فراوان ما، به ویژه نقض بیسابقه حقوق بشر، مقدمهای برای تغییر رژیمها در عراق، یمن و حتی عربستان سعودی، مصر و اردن می باشد. روزهای آینده بما خواهند گفت که آیا نتانیاهو حاکم منطقه خواهد شد و یا نه!
21 آذر 1403
11 دسامبر 2024
برگردان و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/101753