سوره نور از سورههایی است که در آن به برخی مسائل مهم اجتماعی که مسلمانان با آن درگیر هستند اشاره کرده است. از موضوعاتی که خداوند در این سوره به آن پرداخته داستان تهمتی است که عدهای از منافقین به طور سازمانیافته در باره یکی از همسران پیامبر صلواتالله علیه جعل نموده و آن را در جامعه منتشر کردند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سوره نور از سورههایی است که در آن به برخی مسائل مهم اجتماعی که مسلمانان با آن درگیر هستند اشاره کرده است. از موضوعاتی که خداوند در این سوره به آن پرداخته داستان تهمتی است که عدهای از منافقین به طور سازمانیافته در باره یکی از همسران پیامبر صلواتالله علیه جعل نموده و آن را در جامعه منتشر کردند. مسلمانان نیز بدون توجه به عواقب انتشار این شایعه که تهمتی اخلاقی به همسر رسول خدا صلواتالله علیه بود آن را در جامعه منتشر کردند. منافقین شایعه را درست کردند، مردم ناآگاه نیز پیاده نظام آنها و سربازان بیمزد و منت آنها شدند. این موضوع فضای روانی سنگینی در جامعه ایجاد کرد و هر کس یک چیزی میگفت. پس از گذشت چهل روز از این فضای آلوده خداوند آیات سوره نور را نازل کرد و ضمن تکذیب این شایعه، تذکرات لازم را به مسلمانان داد. آیات به شرح زیر است: «إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ. لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ.» (نور/11 و 12)
[كسانى كه آن دروغ بزرگ را ساختهاند گروهى از شمايند. مپنداريد كه شما را در آن شرى بود. نه، خير شما در آن بود. هر مردى از آنها بدان اندازه از گناه كه مرتكب شده است به كيفر رسد، و از ميان آنها آن كه بيشترين اين بهتان را به عهده دارد به عذابى بزرگ گرفتار مىآيد].
بهتر دیدم شرح این ماجرا و نتایج آن را از زبان استاد شهید مطهری نقل کنم.
«انَّ الَّذينَ جاؤا بِالْافْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ آنان كه «افك» را ساختند و خلق كردند، بدانيد يك دسته متشكّل و يك عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند. قرآن به اين وسيله مؤمنين و مسلمين را بيدار میكند كه توجه داشته باشيد در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دستجاتى هستند كه دنبال مقصدها و هدفهاى خطرناك میباشند و دستهبندى وجود دارد؛ يعنى قرآن میخواهد بگويد قصه ساختن اين «افك» از طرف كسانى كه آن را ساختند، روى غفلت و بیتوجهى و ولنگارى نبود، روى منظور و هدف بود، هدف هم بیآبرو ساختن و از اعتبار انداختن پيغمبر بود كه به هدفشان نرسيدند. قرآن میگويد: بدانيد آنها يك دسته به هم وابسته از ميان خود شما بودند؛ و بعد میگويد: ولى اين شرى بود كه نتيجهاش خير بود و در واقع اين شر نبود: لا تَحْسَبوهُ شَرّاً لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ گمان نكنيد كه اين يك حادثه سوء و شكستى براى شما مسلمانان بود؛ خير، اين داستان با همه تلخى آن، به سود جامعه اسلامى بود.
چرا داستان «افك» خير بود؟ حال چرا قرآن اين داستان را خير میداند نه شر و حال آن كه داستان بسيار تلخى بود؛ داستانى براى مفتضح كردن پيغمبر اكرم ساخته بودند و روزهاى متوالى (حدود چهل روز) گذشت تا اين كه وحى نازل شد و تدريجاً اوضاع روشن گرديد. خدا میداند [در اين مدت] بر پيغمبر اكرم و نزديكان آن حضرت چه گذشت!
اين را به دو دليل قرآن میگويد خير است: يك دليل اين كه اين گروهِ منافق شناخته شدند. در هر جامعهاى يكى از بزرگترين خطرها اين است كه صفوفْ مشخص نباشد، افراد مؤمن و افراد منافق همه در يك صف باشند. تا وقتى كه اوضاع آرام است خطرى ندارد؛ يك تكان كه به اجتماع بخورد، اجتماع از ناحيه منافقينِ خودش بزرگترين صدمهها را میبيند. لهذا مطلقِ حوادثى كه براى جامعه رخ میدهد كه در نتيجه آزمايش پيش میآيد و باطنها آشكار میشود، مؤمنها در صف مؤمنين قرار میگيرند و منافقها پرده نفاقشان دريده میشود و در صفى كه شايسته آن هستند قرار میگيرند، يك خير بزرگ براى جامعه است.
آن منافقينى كه اين داستان را جعل كرده بودند، آنچه برايشان- به تعبير قرآن- ماند «اثم» بود (اثم يعنى داغ گناه). داغ گناه روى اينها ماند و تا زنده بودند، ديگر اعتبار پيدا نكردند [و همه میگفتند:] شما همان منافقهايى هستيد كه آن داستان را جعل كرديد. اين يك فايده.
فايده دوم: گفتيم كه سازندگان داستان، اين داستان را آگاهانه جعل كردند نه ناآگاهانه، ولى عامّه مسلمين ناآگاهانه ابزار اين «عُصبه» قرار گرفتند. اكثريت مسلمين با اين كه مسلمان بودند، با ايمان و مخلص بودند و غرض و مرضى نداشتند، بلندگوى اين «عصبه» قرار گرفتند ولى از روى عدم آگاهى و عدم توجه، كه خود قرآن مطلب را خوب تشريح میكند.
اين يك خطر بزرگ است براى يك اجتماع كه افرادش ناآگاه باشند. دشمن اگر زيرك باشد خودِ اينها را ابزار عليه خودشان قرار میدهد: يك داستان جعل میكند، بعد اين داستان را به زبان خود اينها میاندازد تا خودشان قصه و حرف و سخنى را كه دشمنشان عليه خودشان جعل كرده بازگو كنند. اين علتش ناآگاهى است و نبايد مردمى اينقدر ناآگاه باشند كه حرفى را كه دشمن ساخته، ندانسته بازگو كنند؛ اين يكى میگويد چنين حرفى را شنيدهام، ديگرى میگويد من هم شنيدهام، و همين طور. اينها نمیدانند حرفى كه دشمن جعل میكند وظيفه شما اين است كه همان جا زير پايتان دفنش كنيد. اصلًا دشمن میخواهد اين حرف بين مردم پخش بشود. شما بايد دفنش كنيد و به يك نفر هم نگوييد، تا به اين وسيله با توطئه (نقشه) سكوتْ نقشه دشمن را نقش بر آب كنيد.
فايده دوم اين داستان اين بود كه اشتباهى كه مسلمين كردند [موجب بيدارى آنها شد]. مسلمين حرفى را كه يك عُصبه (يك جمعيت و يك دسته بههم وابسته) جعل كردند، سادهلوحانه و ناآگاهانه از آنها شنيدند و بعد كه به هم رسيدند، گفتند: چنين حرفى را شنيدهايم؛ آن يكى گفت: نمیدانم، خدا عالم است، من هم شنيدهام؛ ديگرى گفت: عجب! من كه نمىدانم راست است يا دروغ، خدا عالم است اما شنيدهام؛ باز اين براى او نقل كرد، او براى ديگرى نقل كرد و ... نتيجه اين شد كه جامعه مسلمان، سادهلوحانه و ناآگاهانه بلندگوى يك جمعيت هفت هشت نفرى شد.
اين داستان «افك» كه پيدا شد يك بيدارباش عجيبى بود. همه، چشمها را به هم ماليدند و گفتند نه تنها آنها را شناختيم، خودمان را هم شناختيم، ما چرا چنين اشتباه بزرگى را مرتكب شديم، چرا ابزار دست و بلندگوى اينها شديم؟!» (مجموعه آثار شهيد مطهري (آشنايى با قرآن(4)، ج26، ص: 405 تا 407)
شرایطی که امروز جامعه اسلامی با آن مواجه است نه یک «افک» یا تهمت و دروغ و شایعه است بلکه تولید هزاران شایعه و تهمت در فضای مجازی و رسانهای است. جغرافیای این شایعات محدوده کوچکی مثل شهر مدینه یا سرزمین عربستان نیست؛ بلکه محیطی به گستردگی جهان کنونی است. هر سخن دروغی که منتشر میشود هزاران بار تکرار میشود و ذهن بسیاری از افراد را به خود درگیر میکند. امروز نیز مردم موظف هستند به این دستورات صریح قرآن توجه کنند. هر شایعه و مطلبی را که شنیدند، بدون تحقیق منتشر نکنند.
دکتر نصرالله شفیعی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/62223