قرآن کریم، مانند ریسمانی است که این عالم را به عالم غیب متصل میکند، دارای مراتب و ابعاد گوناگون است. از سوی دیگر، انسان نیز دارای گسترده وجودی شگفت آور است که به او استعداد ورود به اعلی علیین را داده است. یعنی قرآن و انسان هر دو دارای مراتب ظاهر و باطن و باطن آنها نیز دارای مراتب گوناگون است، پس انس انسان با قرآن با توجه به این گستردگی، مراتب مختلفی پیدا میکند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،
صبحگاهان که شود از سر اخلاص بخوان
کافرون و فلق و توحید والنّاس بخوان
هیچ غافل مشو از خواندن آیات خدا
با دل سوخته و از سر احساس بخوان
بیمه کن جان خود و جان همه اهل و عیال
تا شوی برحذر از فتنهی وسواس بخوان
همه آیات خدا سِرّ امان است تو را
رحمت حال خود و لعنت خنٌاس بخوان!
قرآن کریم، مانند ریسمانی است که این عالم را به عالم غیب متصل میکند، دارای مراتب و ابعاد گوناگون است. از سوی دیگر، انسان نیز دارای گسترده وجودی شگفت آور است که به او استعداد ورود به اعلی علیین را داده است. یعنی قرآن و انسان هر دو دارای مراتب ظاهر و باطن و باطن آنها نیز دارای مراتب گوناگون است، پس انس[1] انسان با قرآن با توجه به این گستردگی، مراتب مختلفی پیدا میکند.
حدیث عشق و ایمان است قرآن
صفا بخش دل و جان است قرآن
گلی از گلشن فیض الهی
نه تنها گل، گلستان است قرآن
بر این اساس، انس پیامبر اکرم (ص) که دارای مقام عصمت و طهارت است با قرآن، انس همه جانبه بوده و در تمام شؤون و مراتب قرآن با آن همراه بودند. به نحوی که خود تجسم قرآن مجید بودند، و تمام شؤون حضرت، تفسیر آیات الهی بود. زبانشان با تلاوت آیات قرآن انس داشت، ذهنشان با تدبر در معانی آن مأنوس بود و قلبشان آکنده از تجلیات الهی در قرآن بود، و باطنشان با لوح محفوظ ـ که حاوی حقیقت قرآن است ـ در تماس بود، و کردارشان تفسیر عینی قرآن در زندگی بود. خلاصه آن که پیامبر و اهل بیت( علیهم السلام ) هم در قرائت، تلاوت و حفظ و هم در علوم و معارف و هم در عمل و تطبیق، همدم و همراه قرآن بودند.[2]
همان گونه که بیان شد پيامبراكرم(ص) وامامان معصوم(ع) و اولياي خدا، با قرآن بسيارانس والفت داشتند، و ازفيوضات ظاهرو باطن آن بهره ميبردند، تنها به قرائت ظاهر آيات قرآن اكتفا نميكردند، بلكه درآيات آن تدبّرمينمودند و آيات را با تأنّي و شمرده و با صداي زيبا و جذاب و با توجه به معاني آن، وتصميم بر عمل به آن، ميخواندند؛ به عنوان مثال، در قرآن صدها بار جمله«يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا:اي كساني كه ايمان آوردهايد» آمده است، حضرت رضا (ع) هرگاه هنگام تلاوت آيات قرآن به اين آيه ميرسيد و آن را ميخواند، بيدرنگ ميگفت: «لَبَّيْكَ اَللّهُمَّ لَبَّيْكَ؛ اجابت ميكنم فرمان و دعوت تو را اي خدا، اجابت ميكنم.»[3]
اين مطلب بيانگر آن است كه امامان معصوم(ع) با توجّه و تدبّر، آيات قرآن را ميخواندند، و همان لحظه تصميم ميگرفتند به دستورهاي خدا عمل نمايند.
اينك در اين یادداشت کوتاه به نمونههايي از انس و علاقه امامان معصوم(ع) و اولياي خدا با قرآن کریم اشاراتی خواهیم داشت:
1- پیامبر اکرم (ص) که وحی قرآنی را از منبع غیب دریافت کرد، و آن را به عنوان معجزه ابدی، و کتاب نور و هدایت برای بشر به ارمغان آورد، خود بیشتر از همه با این کتاب همدم بود، و اولین عالم و عامل به آن، و کاملترین الگوی انسان قرآنی، در اندیشه، اخلاق و رفتار بودند. ارتباط و انس پیامبر با قرآن ارتباط خاصی بود که در ابعاد خاصش برای هیچ کس ـ غیر از ایشان ـ محقق نشده و نخواهد شد.
قرآن مجید، مملو از دستورهایی است که مخاطب آنها شخص پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ است، و مسئولیت انجام آن بر عهده آن حضرت است. هر کدام از این خطاب ها، از مجاهدت ها و تلاشها و سیرههای الهی پیامبر (ص) حکایت می کند، و این آیات الهی لحظه به لحظه زندگی آن حضرت را شکل میداده، و همراهی مستمر آن وجود گرامی را با آوای وحی موجب میشد، به طوری که پیامبر اسلام (ص) در هر پیش آمدی، منتظر سروش غیبی بودند، و دلشان تنها با نزول آیات قرآن آرام می گرفت و با تأخیر وحی، نگران می شدند.
این حقیقت، هم در بُعد اجتماعی و هم در بُعد فردی شخصیت پیامبر(ص) به وضوح متجلی است. قرآن مجید درآیات متعدد، تلاوت آیات قرآن مجید،برای ابلاغ به مردم، و همچنین تبیین و تعلیم، و اجرای آن را، وظیفه اصلی پیامبر اسلام (ص) دانسته است و پیامبر اسلام (ص) نیز در راستای انجام این مسئولیت الهی، از هیچ کوششی فروگذار نکردند، و در راستای رساندن پیامهای الهی، تا آخرین لحظات عمر مبارک خود، تلاش کردند.
در کنار این وظیفه اجتماعی، پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ مأمور بودند که آیات قرآن مجید را در دل شبها برای خود تلاوت کنند.
خداوند متعال در سوره مزمل می فرماید: « يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿۱﴾. قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۲﴾. نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿۳﴾. أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿۴﴾: « اى جامه به خويشتن فرو پيچيده (۱)! شب را جز اندکی به پا خیز(2). نیمی از شب یا کمی از آن را کم کن(3). یا بر نصف آن بیفزای و قرآن را با ترتیل (دقت و تأمل) تلاوت کن(4).»
با آن چه که بیان شد، مشخص گردید قرآن مجید از اهتمام پیامبر اسلام (ص) به انجام این دستور خبر داده است.[4]
علی ـ علیه السلام ـ که در طول عمر مبارکش همیشه همراه و همراز پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ بودند، در وصف شدت علاقه پیامبر به قرآن کریم می فرماید:«کان رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ لا یحجزه عن قراءة القرآن الا الجنابه: چیزی جز جنابت مانع از تلاوت قرآن رسول الله (ص) نمی شد.»
پیامبر اکرم (ص) هر شب به قرائت سوره های خاصی از قرآن کریم اهمیت می دادند. جابر گفت:
«کان النبی (ص) لاینام حتی یقرأ تبارک، و الم التنزیل: پیامبر اکرم (ص) تا سوره های مبارکه "تبارک" و "الم تنزیل" تلاوت نمی کردند، نمی خوابیدند.»
«کان (ص) لایرقد حتی یقرأ المسبحات، و یقول: فی هذه السور آیه هی أفضل من ألف آیه، قالوا: و ماالمسبحات؟ قال:سوره الحدید، و الحشر، و الصف، و الجمعه، و التغابن: آن حضرت تا سوره های "مسبحات" را نمی خواندند، به خواب نمی رفتند و می فرمود: در این سوره ها آیه ای است که آن آیه از هزار آیه برتر است. سؤال کردند: مسبحات کدام سوره ها هستند؟ فرمود: " سوره های حدید، حشر، صف، و جمعه، و تغابن" است.»
پیامبر اکرم (ص) حتی در شدت بیماری نیز از قرائت قرآن کریم دست نمی کشیدند.
بکر بن عبدالله گفت: «شخصی در حالی بر پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شد که آن حضرت به شدت بیمار بود، و یا گفت: تب دار بود، به حضرت گفت: ای رسول خدا! چقدر تب شما شدید است؟!
پیامبر اکرم (ص) فرمود: "آن تب از خواندن سی سوره از قرآن من مانع نشد، در حالی که هفت سوره از آنها از سوره های طولانی بودند." پیامبر سپس فرمود: "آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم؟"!»[5]
2- امام حسين(ع) آن چنان با قرآن،اُنس داشت،كه عصرروزتاسوعا دركربلا، كه دشمن تصميم حمله به سوي خيام آن حضرت ويارانش راداشت، به حضرت عباس(ع) فرمود: نزددشمنان برووبه آنها بگوامشب را به ما مهلت بدهندچرا كه:«هُوَ يَعْلَمُ اَنّي اُحِبُّ الصَّلاه لَهُ وَ تِلاوَةَ كِتابِهِ: خداوند ميداند و گواه است كه من نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.»[6] امشب را به خاطرانجام نماز و تلاوت آيات قرآن، به ما مهلت دهيد.
3- امام سجّاد(ع) هنگامي كه سوره حمد را قرائت ميكرد، به آيه«مالِكِ يَومِ الدّين»ميرسيد،آن قدر اين آيه را با خضوع ويژهاي، تكرارميكرد،كه نزديك بود،جانش به لب برسد[7] و آن حضرت آن چنان با صداي زيبا و شيوا قرآن ميخواند كه وقتي سقّاها (آب رسانها) ازكنارخانهاش عبور ميكردند، همان جا توقّف مينمودند تا صداي دلنشين آن حضرت را بشنوند.[8]
4- امام صادق(ع) با حالت ملكوتي خاصّي، آيات قرآن را در نماز تلاوت ميكرد، كه از حال عادي خارج ميشد، روزي چنين حادثهاي رخ داد، هنگامي كه حالت عادي خود را باز يافت،حاضران پرسيدند: «اين چه حالي بودكه به شما دست داد؟»آن حضرت در پاسخ فرمود: «ما زِلْتُ اُكَرِّرُ آياتَ الْقُرْآنِ حَتّي بَلَغْتُ اِلي حالٍ كَاَنَّنِي سَمِعْتُها مُشافِهَةً مَمَّنْ اَنْزَلَها: پيوسته آيات قرآن را تكرار كردم، تا اين كه به حالتي رسيدم كه گويي آن آيات را به طور مستقيم، از زبان نازل كننده قرآن، شنيدهام.»[9]
5- حضرت رضا(ع) آن چنان با قرآن، انس والفت داشت، كه درهر سه روز، يك بارتمام قرآن را تلاوت ميكرد، و ميفرمود: «اگرخواسته باشم كه دركمترازسه روز، قرآن را ختم كنم، ميتوانم، ولي هرگز هيچ آيهاي را نخواندم، مگراين كه درمعناي آن انديشيدم، و در باره اين كه آن آيه درچه موضوع، ودرچه وقت نازل شده فكركردم، ازاين رودرهرسه روزهمه قرآن را تلاوت ميكنم، وگرنه كمتر ازسه روزهمه قرآن را تلاوت ميكردم.»[10]
6 ـ اميرمؤمنان علي(ع) پس ازجنگ صفّين، روزي در مسجد كوفه خطبهاي براي ياران خواند،درآن خطبه از چند نفر از ياران برجستهاش كه درجنگ صفّين به شهادت رسيده بودند،يادي جانسوزكرد، و فرمود:«كجا هستند برادران من، همانها كه سواره به راه ميافتادند، ودرراه حق قدم برميداشتند؟ كجا است عمّارياسر؟ كجا است ابن تَيهان؟ كجا است ذو الشّهادتين؟ وكجايند مانند آنان از برادرانشان كه پيمان بر جانبازي بستند، و سرهاي آنان براي ستمگران فرستاده شد.»
آن گاه علي(ع) دست برمحاسن شريفش کشید، مدّتي طولاني گريست و سپس به ذكرپارهاي از خصلتهاي آنان پرداخت كه نخستين خصلتشان تلاوت قرآن و عمل به آن بود، فرمود:«اَوِّهِ عَلي اِخْوانِيَ الّذينَ تَلُوا القُرْآنَ فَاَحْكَمُوهُ:آه بربرادرانم، همانها كه قرآن را تلاوت ميكردند، وبه كار ميبستند.»[11]
7- محدّث نوري صاحب مستدرك به سندمعتبرنقل ميكند كه عالِم ربّاني وفقيه صمداني آية الله العظمي سيدمحمّد مهدي بحرالعلوم(متوفّاي سال 1212 هـ.ق) روزي براي زيارت مرقد مطهّراميرمؤمنان علي(ع) وارد حرم آن حضرت شد، ناگاه ديدند باحالت مخصوصي اين شعررا زمزمه ميكند:
به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن چهخوش است
صوت قرآن زتودلربا شنيدن چهخوش است
پس از ساعتي، بعضي ازاو پرسيدند:به چه مناسبت اين شعررا درحرم ميخواندي؟ درپاسخ فرمود: «هنگامي كه وارد حرم شدم،حضرت حجّت امام زمان(عج) رادركنارضريح اميرمؤمنان علي(ع) ديدم كه با صداي شيوا وبلند،به قرائت قرآن مشغول بود، وقتي كه صدايش را شنيدم، اين شعرراخواندم، هنگامي كه به حرم رسيدم،آن حضرت،قرائت قرآن را به پايان رسانده،وازحرم خارج شد.»[12]
8- در روايت آمده است: علي بن مغيره يكي ازشاگردان وارسته امام كاظم(ع) به آن حضرت عرض كرد:«من مانند پدرم، درماه رمضان،چهل بارقرآن راازآغازتاپايان تلاوت ميكنم ـ وگاهي براثر اشتغالات و نشاط وخستگي،كم وزياد ميشود ـ ودرروزفطر،ثواب يك ختم قرآن رانثار روح پيامبر(ص)هديه مينمايم،ختم ديگررا به اميرمؤمنان علي(ع)، وختم ديگررا به حضرت زهرا(س)وختم ديگررا به امام حسن(ع) وامامان ديگرتاشما،اهدا مينمايم، پاداش من دراين كارچيست؟» امام كاظم(ع) فرمود: «لَكَ بِذلِكَ أَنْ تَكوُنَ مَعَهُمْ يَوْمَ الْقِيامه: پاداش تواين است كه درروز قيامت همنشين وهمدم پيامبر(ص) و فاطمه وامامان(ع) خواهي بود.»
گفتم: «اللّهُ اَكْبَر، براستي به چنين مقامي نايل ميشوم؟» سه بارفرمود: آري.[13]
9- كلام راكوتاه كرده، و از انس و الفت بنيانگذارجمهوري اسلامي، امام خميني (ره) با قرآن، اندكي سخن به ميان ميآوريم. اين بزرگمرد رابطه بسيارگرمي با قرآن داشت، و از آن، استفادههاي فكري و عمليِ فراواني ميكرد قرآن بزرگترين تكيهگاه مطمئن نيروبخش براي پيشبر اهداف او بود و ميفرمود «اگر خداوند داستانهاي پيامبرانی چون موسي، فرعون، ابراهيم، نمرود و... را در برابر طاغوتها در قرآن ذكر كرده، و تذكّر داده، منظورش داستان سرايي نبوده، بلكه منظورش تبيين برنامه پيامبران در برابر طاغوتهاست؛ يعني ما نيزكه پيرو قرآن هستيم، بايد دربرابرطاغوتها تا سرحدّ نابودي آنها تلاش كنيم.»
مكرّر ميفرمود: قرآن يك كتاب انسان سازي كامل است، وبراي آن نازل شده كه انسان بسازد. امام خميني بخش مهمّي اززندگياش را حتّي دردوران جنگ، ودردوران بيماري آخرعمر، با قرآن مأنوس بود، وبا تلاوت آيات قرآن، وتدبّردرآن آيات، با خدا ارتباط پيدا ميكرد.
يكي از اعضاي دفترايشان دراين باره مينويسد: «هرروزحضرت امام خميني(ره) داراي نظم و انضباط مخصوصي بودند، ازجمله مقداري ازوقتشان را با قرائت آيات قرآن سپري ميكردند،وكارها آن چنان بر طبق نظم و برنامهريزي بود كه به طورعادي هيچ گاه توجّه به كاري موجب تضييع كارديگرشان نميشد.»[14]
امام در نيمههاي شب كه براي نماز شب برميخاست، مدّتي قرآن ميخواند، حتي در اواخر عمر كه بستري بودند، با دوربين مخفي از او فيلم گرفتند، و درتلويزيون، بسياري مشاهده نمودند، كه ازبستر برخاست و نشست و قرآن را به دست گرفت و مشغول تلاوت آيات قرآن گرديد.
شخصي قرآنهايي با قطع كوچك تهيّه كرده و ميخواست به جبهه بفرستد، به دفتر امام آورده بود تا آنها را تبرّك كند، آن قرآنها را نزد امام آوردند، و به عرض رسيد: «اينها قرآنهايي است كه شامل چند سوره است، خواستهاند كه براي جبهه تبرّك شود.» با اين كه هميشه حركات امام به طور كامل، آرام و معتدل بود، ناگهان به طور بيسابقهاي، با شتاب و شدّت مضطربانهاي، دستشان را عقب كشيدند، و با لحني تند و عتاب آميز فرمودند: «من قرآن را تبرّك كنم؟! اين چه كارهايي است كه ميكنيد؟»
يك بار بدون توجه يك جلد قرآن را همراه چيزهاي ديگر نزد امام آوردند و به زمين نهادند، امام با عتاب فرمودند: «قرآن را روي زمين نگذاريد.» و بيدرنگ دستشان را جلو آورده و آن را گرفتند و روي ميزي كه در كنارشان بود گذاشتند، امام در اين هنگام روي كاناپه نشسته بودند، معلوم شد كه امام نميخواهند قرآن پايينترازجايي كه نشستهاند قرارگيرد.
يك بارنيزهمه ديدند كه حضرت امام(س) دريك مراسم ملاقات درحسينيه جماران، به طوراستثنايي به جاي آن كه در جايگاه روي صندلي بنشينند، روي زمين نشستند، زيرادرآن روز برندگان مسابقه قرآن آمده بودند، و قرار بود در آن جلسه، چند آيه قرآن تلاوت شود.
حضرت امام هرسال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان، دستورميدادند كه چند ختم قرآن براي افرادي كه مدّ نظرمباركشان بود،قرائت شود.[15]
پايان اين یادداشت را با ذكرسخن پيامبر اكرم(ص) درشأن پاداش تلاوت قرآن، ميآراييم كه فرمود: مؤمني كه هرشب ده آيه ازآيات قرآن را تلاوت كند، نامش جزء «غافلان» نوشته نشود، و اگر هر شب پنجاه آيه بخواند نامش جزء«ذاكران» نوشته شود، و اگر صد آيه بخواند، نامش جزء «قانتان» (بندگان خالص و فروتن) و «فائزان»(رستگاران) نوشته و ثبت ميگردد، و هرگاه پانصد آيه بخواند، نامش جزء «مجتهدان» (تلاشگران راه حقّ) نوشته شود، و اگر هزار آيه بخواند، براي او در بهشت قنطاري( مالی فراوان) از طلا كه معادل پانزده هزارمثقال طلا است مقرّر گردد، كه هر مثقال آن 24 قيراط است كه كوچكترين قيراط آن، همانند بزرگي كوه اُحد ميباشد، بزرگترين آن به بزرگي بين زمين وآسمان است.[16]
عترت احمد ز قرآن نمی گردد جدا
تا بیابی معنی این نکته را، قرآن بخوان

پینوشت:
[1] - انس، یعنی خو گرفتن همدمی و مصاحبت انسان با فرد یا شی ء مورد علاقه اش. انسان به لحاظ این که وجودی گسترده دارد و مجمع امیال و گرایش های مختلف است، زمینه انس با امور گوناگون را داراست. انس انسان با امور متعالی و معنوی منوط به این است که بین او و مأنوسش سنخیت وجود داشته باشد، هر چه این سنخیت بیشتر باشد موانست نیز بیشتر خواهد بود. از این رو، هر کس به هر اندازه که از باطل دور باشد، انس با قرآن مجید که سرتاسر آن حق است و هیچ گونه باطلی در آن راه ندارد، بیشتر می شود. انس کامل مختص کسانی است که در اندیشه، اخلاق و کردار از هرگونه باطلی به دور بوده، و حق محور باشند. انس به یک شی ء درهای دل را به روی آن شی ء باز می کند، و باعث می شود که روح و جان انسان تحت تأثیر قرار گیرد و رنگ و بوی آن شی ء را به خود بگیرد، این تأثیر به تدریج در تمام حرکات و سکنات فرد متبلور می شود. بر این اساس، انس با قرآن مجید که تجلی حق تعالی در این جهان است و سرتاسر دعوت به تعالی و سیر به سوی حق است انسان را به اندازه استعداد و قابلیت هایش از نور و کمال برخوردار می کند تا جایی که انسان در ابعاد مختلف وجودش قرآنی و مظهر قرآن می شود.
[2] - انس پیامبر گرامی (ص) با قرآن کریم. مجله / فرهنگ جهاد / بهار و تابستان 1385، شماره 43 و 44.
[3] - علامه مجلسي، بحارالانوار، ج85، ص34.
[4] - انس پیامبر گرامی (ص) با قرآن کریم. مجله / فرهنگ جهاد / بهار و تابستان 1385، شماره 43 و 44.
[5] - انس پیامبر گرامی (ص) با قرآن کریم. مجله / فرهنگ جهاد / بهار و تابستان 1385، شماره 43 و 44.
[6] - ابن جريرطبري،تاريخ طبري، ج6، ص337؛ محدّث قمي، نفس المهموم، ص113.
[7] - محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج2، ص602 و616.
[8] - همان.
[9] - علامه مجلسي، بحارالانوار، ج84، ص248.
[10] - ابن شهر آشوب طبرسي، مناقب آل ابيطالب، ج4، ص360.
[11] - نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه182.
[12] - محدّث نوري، جنّة المأوي، واقع در قسمت آخر جلد53 بحار، ص302.
[13] - محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج2، ص618.
[14] - محمد حسن رحيميان، در سايه آفتاب، ص183 (به طور اقتباس) .
[15] - محمد حسن رحيميان، در سايه آفتاب، ص 114 و 115 (به طور اقتباس) .
[16] - محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج2، ص612.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/93296