دوران ابهام استراتژیک به پایان رسیده است. تهران باید قاطعانه عمل کند تا از جنگی دیگر، با پیامدهای بزرگتر، که توسط تلآویو طراحی و از سوی واشنگتن تأیید شده است، جلوگیری کند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در ۳۱ خرداد (۲۱ ژوئن)، در اوج جنگ 12 روزه بین اسرائیل و ایران، استیو بنن – استراتژیست سابق کاخ سفید دونالد ترامپ و چهرهای بانفوذ در واشنگتن – در برنامه اتاق جنگ خود اظهار داشت: «جشن آغاز شده است. از این جنبه آخر هفتهای دیگر در حال گسترش جنگ جهانی سوم هستیم.»
یک روز بعد، ترامپ دستور حملات هوایی به جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد. در ۲۵ شهریور (۱۶ سپتامبر)، با اشاره به سفر سناتور مارکو روبیو به اسرائیل، بنن گفت: «منابع من بینقص هستند، آنها هنوز به دنبال تغییر رژیم در ایران هستند. فکر نکنید که شما [جمهوریخواهان مخالف جنگ] از این ماجرا بهطور کامل خارج شدهاید.»
وقتی بنن، که بهعنوان یکی از بلند پایه ترین منتقدان حمایت ایالات متحده از کارزار نظامی اسرائیل شناخته شده، زنگ خطر را به صدا درمیآورد، تهران باید توجه کند.
بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل، که ماه گذشته آغاز شد و در ۵ مهر (۲۷سپتامبر) مجدداً اعمال خواهد شد، عملاً مقدمهای برای جنگ است. تهران اعلام کرده که در پاسخ، همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را تعلیق خواهد کرد – اما این بهتنهایی کافی نیست.
احمد نادری، نماینده مجلس ایران، بهدرستی اظهار داشت:
«دستیابی به سلاح هستهای تنها راه حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران است. خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، اتخاذ سیاست ابهام و در نهایت آزمایش بمب اتمی تنها گزینهای است که میتواند ایران را از سرنوشت عراق و لیبی نجات دهد.»
این احساسات در میان ایرانیان از هر قشر اجتماعی و گرایش سیاسی بازتاب دارد. دیدگاه بسیاری (یا اکثر) ایرانیان از زمان حمله غافلگیرانه اسرائیل در جریان مذاکرات با آمریکا پختهتر شده است.
ایرانیان میدانند که در طول ۱۰ سال اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، هیچ سودی عایدشان نشده است. آنها تشخیص دادهاند که اسرائیل و ایالات متحده نهتنها به دنبال تغییر رژیم، بلکه تجزیه ایران بر اساس خطوط قومی-زبانی هستند.
مردم عادی ایران این را درک کردهاند، اما تصمیمگیران ایران به نظرمیرسد فلج شدهاند. یک تحلیلگر نظامی ایرانی در ۲۸ شهریور ( ۱۹سپتامبر) درباره خروج از معاهده NPT نوشت: «واقعیت این است که رهبران ایران نمیخواهد این کار را انجام دهند... ما میدانیم مذاکرات بیفایده است، اما به نظر میرسد این افراد این موضوع را درک نکرده یا خود را در این مورد فریب میدهد.»
طی یک دهه، دیپلماتهای بهاصطلاح اصلاحطلب ایران، این کشور را شرمنده کردهاند. استراتژی مذاکراتی آنها هیچ امتیازی از غرب به دست نیاورده، جز تحقیر.
درحالیکه ایرانیان به زیرکی دیپلماتیک خود افتخار میکنند، «استراتژی های» قرن ششم – منسوب به امپراتور موریس بیزانس – ایرانیان را در مذاکرات «سرسخت» توصیف کرده و خاطرنشان کرده که آنها حتی زمانی که پیشنهادها به نفع خودشان است، ابتکار عمل را به دست نمیگیرند – فرآیند برجام مطالعهای همانند در ناکامی بوده است.
در ۲۶ شهریور ( ۱۷سپتامبر)، سعید جلیلی، مذاکرهکننده سابق هستهای و عضو شورای عالی امنیت ملی، در پلتفرم ایکس نوشت که در دوران قاجار، بریتانیا و ایران معاهدهای امضا کردند که در آن تعهدات ایران «بسیار دقیق و زمانبندیشده» بود، درحالیکه وعدههای بریتانیا مبهم باقی ماند. او هشدار داد: «همین الگو در برجام تکرار شده است.»
علی لاریجانی، رئیس سابق مجلس ایران و اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی، در ۳۱ خرداد ( ۲۱ ژوئن) در ایکس نوشت: «وقتی جنگ تمام شود، ما با [رافائل گروسی، رئیس آژانس] تسویه حساب خواهیم کرد.»
تا ۱۸ شهریور ( ۹سپتامبر)، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و مذاکرهکننده سابق هستهای در عملی برخلاف قول لاریجانی، در قاهره پیشنهادهای غیرقانونی به گروسی ارائه داد. این چاپلوسی نهتنها کشورهای E3 (بریتانیا، فرانسه، آلمان) را آرام نکرد، بلکه موضع آنها را سختتر کرد. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، حتی در تلویزیون اسرائیل اعلام کرد که بازگرداندن تحریمها «قطعی است».
حتی تلاش ایران برای ارائه قطعنامهای در آژانس برای جلوگیری از حملات به تأسیسات هستهای به نشانه «حسن نیت» پس گرفته شد. غرب با بازگرداندن تحریمها پاسخ داد. پس از رأیگیری، امیرسعید ایروانی، نماینده ایران در سازمان ملل، بهوضوح متزلزل به نظر میرسید و اعلام کرد: «در دیپلماسی هنوز بسته نشده است...»
این الگوی تسلیم دیپلماتیک به پایان رسیده است. در دهه گذشته، هر امتیاز ایران نه با مصالحه، بلکه با افزایش فشار مواجه شده است. آنچه اصلاحطلبان تعامل مینامند، اکنون دعوتی برای تشدید تنش است.
دیپلماتهای غربی شرط میبندند که ایران از NPT خارج نخواهد شد. شرط آنها تا کنون درست بوده است. سیاست خارجی ایران قابل پیشبینی است، پر از هشدارهای پرطمطراق و اولتیماتومهای پوچ و توخالی است!
برای معکوس کردن این رویکرد شکستخورده ابهام استراتژیک، تهران باید پیشبینیناپذیری استراتژیک را در پیش گیرد. همانطور که سون تزو، استراتژیست چینی، آموخت: «بهگونهای مرموز عمل کن... او شنیده نمیشود. بنابراین او سرنوشت دشمنش را در دست دارد.» کنترل واکنشی، نه دیپلماسی واکنشی، باید این لحظه را تعریف کند.
فرآیند خروج با اطلاعیه کتبی به شورای امنیت سازمان ملل آغاز میشود که دوره انتظار ۹۰ روزه را فعال میکند. وقتی کره شمالی در سال ۱۹۹۳ این فرآیند را آغاز کرد، مذاکرات بهطور موقت خروج را متوقف کرد – اما در سال ۲۰۰۳، پیونگیانگ این کار را به انجام رساند. ایران باید همین کار را انجام دهد.
دیگر مذاکرهای در کار نیست. دیگر «ابتکارات دیپلماتیک» وجود ندارد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سیاست ایالات متحده را ربوده و استیو ویتکاف را با مارکو روبیو جایگزین کرده است. باید به واشنگتن گفته شود: «با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تماس بگیرید. آنها اکنون پرونده را در دست دارند.»
کشورهای سه گانه اروپائی E3 تحریمها را بازگرداندند چون انتظار عواقبی ندارند. آنها مفاد برجام را نقض کردند، تحریمهای ثانویه آمریکا را اجرا کردند و از تجاوزات اسرائیل – همه بدون مجازات حمایت کردند. صدراعظم آلمان، فریدریش مرتز، حتی به خود بالید که تلآویو «کار کثیف را برای ما انجام میدهد.»
ایران باید قواعد بازی را تغییر دهد. اختلال در جریان انرژی اروپا گام منطقی بعدی است. در سال ۲۰۲۳، آلمان روزانه ۱.۵ میلیون بشکه، فرانسه ۹۰۰ هزار بشکه و بریتانیا نیز ۹۰۰ هزار بشکه نفت از غرب آسیا وارد کردند. این اقتصادهای شکننده، که از قبل به دلیل تحریمهای روسیه تحت فشار هستند، نمیتوانند شوکهای بیشتری را تحمل کنند.
رهبران آنها به شدت نامحبوب هستند. مرتز تنها ۲۵ درصد محبوبیت دارد؛ مکرون تنها ۱۷ درصد؛ و رتبه خالص کایر استارمر -۴۴ است. سوق دادن این کشورها به رکود اقتصادی ممکن است مطمئنترین راه برای تغییر رژیم – این بار در اروپا – باشد.
سپاه پاسداران ایران فشار را درک میکند. ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده فقید نیروی قدس، نیز این را درک کرده بود. حملات سال ۲۰۱۹ به نفتکشها و آرامکو، که توسط نیروهای متحد انصارالله یمن ادعا شد اما به سپاه نسبت داده شد، زمینه را فراهم کرد. تشدید تنش اکنون – پیش از شعلهور شدن کامل جنگ – زمین را برای چهارمین عملیات وعده صادق آماده میکند. با متلاطم شدن بازارهای جهانی از شوکهای انرژی، فشار بر ایالات متحده و سازمان ملل برای مهار اسرائیل افزایش خواهد یافت.
«هیچ دشمنی را، هرچند ناشایست، سبک نشمار.»– از شاهنامه، فردوسی- البته منظور نویسنده این شعر از سعدی می باشد که: «دانی که چه گفت زال با رستمِ گرد؟ دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد» که از حکایت شماره ۴ گلستان می باشد.
جنگ اجتنابناپذیر است. اسرائیل خواستار جنگ با ایران است؛ اسرائیل جنگ با ایران را خواهد داشت.
«رهبران ایران» نمیتوانند یا نمیخواهند بپذیرد که سیاستهای آمریکا/سه کشور عمده اروپايی، در تلآویو تعیین میشود. جنگ همیشه هدف بوده است. پس از ۱۱ سپتامبر، آریل شارون، نخستوزیر وقت اسرائیل، جنگ عراق را آغاز کرد. ایران قرار بود بعدی باشد.
برنامه هستهای ایران صرفاً بهانهای برای تحریم و تضعیف جمهوری اسلامی پیش از جنگ است. نتانیاهو بر خواستههای غیرمنطقی پافشاری میکند – توقف کامل غنیسازی، برچیدن برنامه هستهای ایران، موشکها – چون میداند این خواستهها رد خواهند شد. جنگ راه اسرائیل برای نابودی و تجزیه ایران است، تا هیچ قدرت منطقهای برای مخالفت با جاهطلبیهای «اسرائیل بزرگ» باقی نماند.
آخرین جنگ نتانیاهو به خطا رفت. ارتش اسرائیل پیشتاز بود و متحدان ناتو را به نقشهای لجستیکی تنزل داد. همانطور که بنن اعتراف کرد: «[آتشبس] به همان اندازه برای نجات اسرائیل بود... آنها بیش از حد توانشان گاز گرفتند.»
دفعه بعد، تلآویو به رهبری واشنگتن فشار خواهد آورد. موضع عمومی «ضد جنگ» ترامپ بیمعنی است. او به دلیل پروندههای اپستین و مشاوران صهیونیست خود در تنگنا قرار دارد. ترور چارلی کرک پیامی تکاندهنده به مخالفان فرستاد.
دستگاه نظامی ایالات متحده نیز تضمینی نیست. این دستگاه پر از وفاداران است، نه استراتژیستها. اطلاعات کنار گذاشته شده؛ سیاست در تلآویو نوشته میشود و توسط عوامل موساد در حلقه داخلی ترامپ به گوش او زمزمه میشود.
تولسی گابارد (مدیر اطلاعات ملی) انعطافپذیر نشان داده کاری به جهت گیری ترامپ و حلقه وفاارانش چون هگست وزیر دفاع که یک اوانجلیکال، اسلامهراس و بیکفایت ؛ و روبیو وزیرخارجه که کاملاً پشت نتانیاهو ایستاده است، ندارد.
کانالهای ارتباطی با رئیسجمهور در مسائل امنیت ملی توسط اسرائیل دور زده میشود. جان رتکلیف، رئیس سیا، «کاتب موساد» در مورد ایران است؛ سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید که برای نتانیاهو کار می کند و ترامپ را منزوی کرده تا نکات گفتاری به او بدهد و او را به بمباران ایران سوق دهد.
خبرنگاری که این موضوع را فاش کرد، میپرسد: «اینجا چه خبر است؟ این چیزی است که ما در حال افشای آن هستیم. بزرگترین عملیات نفوذ خارجی در تاریخ آمریکا که عملاً کنترل یک دولت را در دست میگیرد.»
رهبری ایران اکنون با یک انتخاب تعیینکننده روبروست. نتانیاهو از حمله هستهای نمیترسد چون میداند تهران ابتدا حمله نخواهد کرد. آنچه او از آن میترسد، تخریب متقابل تضمینشده (استراتژی مرد دیوانه) است. به همین دلیل است که تلآویو خواستار توقف کامل غنیسازی و برچیدن برنامه موشکی ایران است.
بدون زرادخانه هستهای، ایران با خطر وجودی مواجه است. اگر تلآویو ابتدا حمله کند – که تقریباً قطعی است – ایران مجبور به دفاع خواهد شد. غافلگیری، همانطور که کارل فون کلاوزویتس یادآوری میکند، «اثر نیروی بهکاررفته را چند برابر میکند.»
برخلاف امیدهای واهی اصلاحطلبان، از طریق دیپلماسی هیچ تخفیف تحریمی وجود نخواهد داشت. تلآویو هر توافقی را خراب خواهد کرد. تنها راه برای تسکین دائمی، پیروزی است. نیروهای مسلح ایران قبلاً نتانیاهو را مجبور به درخواست آتشبس کردهاند. مرحله بعدی باید با التماس او برای معاهده پایان یابد.
متن استدلال میکند که ایران برای جلوگیری از جنگی قریبالوقوع که توسط اسرائیل و با حمایت آمریکا طراحی شده، باید از سیاست ابهام استراتژیک به پیشبینیناپذیری استراتژیک روی آورد. بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل (snapback) در ۲۷سپتامبر ۲۰۲۵، بهعنوان مقدمهای برای جنگ تلقی میشود. نویسنده معتقد است که دیپلماسی اصلاحطلبان ایران طی دهه گذشته شکست خورده و تنها منجر به تحقیر و افزایش فشار غرب شده است. پیشنهاد میشود ایران از معاهده NPT خارج شود، همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تعلیق کند، و با اقداماتی مانند اختلال در جریان انرژی اروپا و آمادهسازی برای عملیات «وعده صادق چهارم»، پاسخ قاطعی به تحریمها و تجاوزات اسرائیل بدهد. هدف اسرائیل، تغییر رژیم و تجزیه ایران است، و تهران باید با ایجاد زرادخانه هستهای و اتخاذ موضع تهاجمیتر، از خود در برابر این تهدیدات دفاع کند.
ایران برای حفظ امنیت ملی و جلوگیری از تجزیه، باید از دیپلماسی ناکام دست بکشد، از معاهده NPT خارج شود، و با اقدامات قاطع مانند خروج از آژانس انرژی اتمی و اختلال در اقتصاد اروپا، بهویژه از طریق جریان انرژی، به فشارهای غرب و اسرائیل پاسخ دهد. صلح تنها از طریق برتری تسلیحاتی و پیشبینیناپذیری استراتژیک امکانپذیر است.
۲ مهر ۱۴۰۴
۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
برگردان، کوتاه سازی، تنظیم و جان کلام سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/112981