اعتقاد به سیاهنمایی ندارم، افراط در برخورد با یک پدیده منفی را نیز قبول ندارم؛ اما در برابر ساختارشکنی که مربوط به پایههای بنیادین اسلام و انقلاب میشود حساس هستم.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اعتقاد به سیاهنمایی ندارم، افراط در برخورد با یک پدیده منفی را نیز قبول ندارم؛ اما در برابر ساختارشکنی که مربوط به پایههای بنیادین اسلام و انقلاب میشود حساس هستم. اعتقاد دارم همان طور که این ساختارشکنان با تمام توان به جنگ علیه انقلاب و نظام آمدهاند باید با تمام وجود عزتمندانه از آرمانهای انقلاب و نظام دفاع کرد. از سرزنشِ سرزنشکنندگان نیز نباید هراسید.
قبل از آنکه به تحلیل موضوع بپردازم، خاطرهای را نقل کنم.
یکی از دوستان تعریف میکرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی در یکی از روستاها خان محل که تا چند روز قبل از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ همه کاره روستا بود و هر فرمانی که میداد و هر کاری که میخواست بکند همه یا اکثریت باید اطاعت میکردند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی گویا باورش نمیشد که انقلابی رخ داده و این دوره خان خانی تمام شده است. او دوباره تعدیهای خود را به حقوق مردم شروع کرد، شاید هم بیشتر. به نظر میرسید او از یک جهت نتوانسته بود باور کند که انقلاب شده و قدرت خانها از بین رفته و مردم بر سرنوشت خویش حاکم شدهاند، از سوی دیگر میخواست در برابر پیروزی انقلاب و آن اتفاق بزرگ به مردم تحت امر خویش بگوید؛ درست است که انقلاب شده، ولی من همان خان قدرتمند هستم و شما نیز همان مردم فرمانبردار.
مردم نیز که با پیروزی انقلاب اسلامی خون دیگری در رگهایشان به جریان افتاده بود رفتارهای خان را برنتافتند و سخت با او درگیر شدند تا اینکه آن خان تسلیم خواست مردم شد و پذیرفت که انقلاب شده است و آن دوران خان خانی به سر آمده است.
داستان برخی از هنرمندان ما نیز بدین قرار است، بعد از هشت سال که دولت غربگرای روحانی با دفاع از فرهنگ ولنگاری به پایان رسید برخی از هنرمندان فکر میکنند هنوز دوران دولت روحانی غربزده حاکم است، همان رئیس جمهوری که باید پاسدار اخلاق و دین مردم باشد با کمال وقاحت میگفت ما هنر مبتذل و غیرمبتذل نداریم.
این دسته از هنرمندان از سویی نمیخواهند فضای جدید را باور کنند و از سویی با این رفتارهای ساختارشکنانه خود میخواهند حساسیت جامعه را تست کنند. واکنش مردم را ببینند تا اگر واکنش چندانی صورت نگرفت به این رفتارهای ضددینی خود ادامه دهند تا سرانجام به آنچه میخواهند دست پیدا کنند.
بر همین اساس از جهات مختلف شاهد رفتارهای ساختارشکنان بودیم.
در این میان قصد آن نداریم که زحمات و دغدغههای مسئولان وزارت ارشاد و سازمان سینمایی را در برگزاری جشنواره فیلم فجر نادیده بگیریم؛ اما نمیتوان نسبت به هنجارشکنیهای رخ داده در جشنواره نیز بیتفاوت بود و این رفتارها را تصادفی یا موردی دانست.
برخورد منطقی و قانونی و انقلابی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است. هنرمندان در ایران باید به شعور و ایمان و اعتقاد مردم احترام بگذارند
چرا وضعیت فیلمهای سینمایی به گونهای شده که خیلیها ابا دارند از اینکه به سینما بروند و یا به اعضای خانواده خود اجازه رفتن به سینما بدهند.
در جمهوری اسلامی تاکنون فیلمهای فاخری ساخته شده که نمادی از ظرفیت بزرگ هنری در نظام جمهوری اسلامی است؛ ولی بیتوجهی و نگرانی از دادن هزینههای فردی برای مدیران باعث شده که در سالهای متمادی فیلمهایی ساخته شود که هیچ سنخیتی با اعتقادات و آرمانهای ملت ایران نداشته باشد.
هر مدیر و مسئولی باید توجه کند که در انجام وظیفه مدیریتی خود هیچ اولویتی بالاتر و اصلیتر از اولویت انقلاب و نظام وجود ندارد. اگر مدیری اولویت را حفظ پست مدیریتی خود انگاشت و به گونهای عمل کرد تا در برابر تیرهایی که از سوی معاندین و بدخواهان به سوی او پرتاب میشود جاخالی بدهد و در نتیجه این تیرها به بدنه انقلاب بخورد و او همچنان بر مصدر مدیریتی خود تکیه دهد شکی نداشته باشید که این مدیر انقلابی و در تراز جمهوری اسلامی نیست.
مدیر انقلابی آن مدیری است که با تدبیر عمل میکند، جذب حداکثری و دفع حداقلی را اساس و پایه کار خود قرار میدهد؛ ولی آنجا که دید اشخاص یا جریاناتی قصد تخریب بزرگترین سرمایه ایرانزمین یعنی اسلام و انقلاب را دارند در مقابله با چنین اقداماتی اگر جان خود را نیز بدهد جا دارد.
مگر خون شهدای جنگ تحمیلی و مدافعان حرم و سردار دلها شهید سلیمانی برای همین بر زمین ریخته نشد؟
مهمترین عاملی که باعث میشود مدیران فرهنگی کشور در برابر این جسارتها واکنش منطقی و انقلابی نشان دهند غیرت دینی و انقلابی است آن مدیری که در برابر تهاجمات فرهنگی از سوی هر کسی که باشد واکنش مناسب نشان ندهد این نمیتواند مدیر انقلابی باشد. بزرگترین لطمهای هم که نظام جمهوری اسلامی خورده ناشی از حاکمیت مدیران غیرانقلابی، مصلحتاندیش و بیدرد است.
انقلاب فرهنگی که اولین شعار نظام پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود باید رخ بدهد.
واکنش روشنگرانه و تهاجمی مردم در برابر پدیدههای ضدفرهنگی از مصادیق جهاد اکبر یا همان جهاد تبیین است.
مدیران فرهنگی در جهاد تبیین نقش افسران خط مقدم را دارند. همان نقشی که شهید خرازیها، باکریها، زینالدینها، همتها و بالاخره شهید سلیمانی در جنگ سخت ایفا کردند.
دکتر نصرالله شفیعی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/48295