ظهر جمعه 23 مهرماه سال جاری 3 تروریست انتحاری داعش؛ که گروه تروریستی خبیث تحت حمایت قدرتهای جهانی میباشد باز حادثه آفرید و جمعی از شیعیان قندهار در مسجد جامع «امام بارگاه فاطمیه» را در هنگام اقامه نماز جمعه مجروح و به شهادت رساندند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، ظهر جمعه 23 مهرماه سال جاری 3 تروریست انتحاری داعش؛ که گروه تروریستی خبیث تحت حمایت قدرتهای جهانی میباشد باز حادثه آفرید و جمعی از شیعیان قندهار [1] در مسجد جامع «امام بارگاه فاطمیه» را در هنگام اقامه نماز جمعه مجروح و به شهادت رساندند. منابع خبری در ساعات اولیه؛ شمار شهدا را دستکم 62 نفر و مجروحان را بیش از 70 نفر اعلام نمودهاند و این در صورتی است که تاکنون رقم دقیق تلفات هنوز روشن نیست و طالبان هم اجازه نداده است اطلاعات صحیح نسبت به این حادثه تروریستی منتشر گردد و مانع از انعکاس اخبار دقیق در این زمینه گشته است.
اما آن چه واضح و مشخص میباشد این نکته مهم است که در ظرف یک هفته دو حادثه تروریستی مشابه آن هم در دوران حاکمیت طالبان در افغانستان به وقوع پیوسته است که در هردو حادثه شیعیان افغانستانی مظلومانه و در حال عبادت و اقامه نماز به شهادت رسیدهاند. این دو اتفاق تصادفی نبوده و بلاشک از پشت پردهای خبر میدهد که کمر به قتل عام شیعیان افغانستانی بستهاند تا مقاومت در افغانستان را شکسته و زمین گیر نمایند.
اگر دقت شود انفجار تروریستی جمعه 16 مهر ماه سال جاری در مسجد شیعیان سیدآباد در قندوز بیش از 150 نفر شهید و 200 نفر مجروح برجای گذاشت. نکته قابل توجه این که قرار بود جمعه 23 مهرماه بعد از اقامه نماز، مراسمی به مناسبت شهادت شیعیان مسجد قندوز در مسجد امام بارگاه قندهار برگزار گردد که این حادثه تروریستی مانع از برگزاری آن گردید. اکنون طالبان باید گزارش دهند چرا و چگونه است که نمیتوانند امنیت شیعیان افغانستان را تأمین نمایند و چرا در این زمینه شفاف و صریح اعلام موضع نمینمایند و مانع روشنگری نیز گشتهاند؟ پرسشها در این خصوص فراوان است که اگر قرار بر مطرح شدن آنها باشد مقامات بی تجربه دستگاههای امنیتی طالبان باید برکنار و به خاطر حوادث پیش آمده محاکمه و مجازات شوند.
درخصوص دوحادثه پیش آمده مطالب و نکاتی وجود دارد که نمیتوان به سادگی از کنار آنها گذشت و اشاراتی به آن نداشت؛ البته تحلیلگران و صاحب نظران منصف هم از کنار این حوادث طراحی شده، ساده عبور نکردهاند و نگاه خودشان را نسبت به وقوع این دو حادثه بیان داشتهاند که در این یادداشت کوتاه، به اختصار در ذیل به آن ها خواهیم پرداخت:
1- هر دو حادثه با واکنشهای گسترده داخلی و خارجی مواجه شد.
2- همه دولتها و کشورهای مستقل و آزاد، تأمین امنیت مردم را از طالبان به طورجد و مؤکد خواستار گشتند.
3- عاملان جنایت که گروه داعش است در اسرع وقت شناسایی و مجازات گردند.
4- همان گونه که بیان گردید طالبان بر کشور افغانستان مسلط گشته، دولت تشکیل داده و بنابراین مسؤولیت حفاظت از جان و مال و ناموس ملت بر عهده آنها میباشد و چنان چه قادر به تأمین امنیت جان شیعیان و حتی سنی و مراکز دینی و فرهنگی نمیباشد؛ مسؤولیت حوادث و فجایع پیش آمده بردوش طالبان است که باید پاسخگو باشد.
5- آمریکا خالق گروه تروریستی داعش میباشد و این گروه تحت حمایت آمریکا قد علم کرده و اکنون در افغانستان جا خوش نموده است؛ به دنبال ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بوده و با کشتار شیعیان میخواهند این وحدت را شکسته و با اختلاف افکنی در مذهب به اهداف پلیدشان در افغانستان نایل آیند.
6- آمريكا با حضور متجاوزانه 20 ساله خود مقصر شماره يك اوضاع كنوني افغانستان است و جامعه جهانی نیز پذیرفته که این آمریکا بوده است كه در حق ملت افغانستان جفا و خیانت كرده و آنها را به لب پرتگاه كشانده و رها نموده بدون آن که جبرانی نماید وكاري در حقشان انجام دهد. کاش مجامع بینالمللی جرأت و جسارت آن را داشتند در برابر آمریکا قدعلم کنند و حقوق مظلومان را از حلقومش بیرون کشند. اما افسوس که این مجامع خود آلوده و از سیاستهای استکباری آمریکا تبعیت و پیروی مینمایند و مهری از مهرهای بازی آمریکاییان در عرصه بینالمللی هستند. به هرکدامشان که مراجعه شود نتیجهای عاید و حاصل نمیگردد، مصادیق در این زمینه الی ماشاءا... فراوان است که جای باز گو کردن آنها در این یادداشت نمیگنجد که افغانستان خود یکی از موارد برجسته از آن مصادیق است.
7- طالبان که پیشینه سیاهی دارد و خود چون گروه تروریستی داعش محصول افراطی گری میباشد، اکنون که در قدرت قرار گرفته است در تله افراطی گری افتاده که اگر خواهان بقا و استمرار حاکمیت خود است باید به مبارزه با آن برخیزد و عاملان این جنایات اسفبار را یافته و مجازات نماید. اگر در این خصوص غفلت و اهمالی صورت پذیرد به طور قطع حکومت طالبان نمیتواند در آینده به حیات سیاسی خود امیدوار باشد.
8- دو انفجار تروریستی صورت گرفته مشابه آن هم در خانه خدا در دو مسجد شیعیان افغانستان در قندوز و قندهار حکایت از پشت پردهای دارد که دو هدف را همزمان تعقیب میکند؛ یکی گسترش و توسعه ناامنی در افغانستان و دیگری بار کردن هزینههای امنیتی برای دولتهای منطقه. این دوهدف بلاشک از سوی آمریکا و متحدانش طراحی شده تا منطقه روی خوش آرامش را نبیند و همچنان خاورمیانه آبستن حوادثی باشد که آن ها برای خاورمیانه برنامه ریزی کردهاند.
9- حوادث اخیر نشان داد طالبان که در رأس قدرت و حکومت قرار گرفته است، انگيزه و توان لازم براي ايجاد امنيت در افغانستان را ندارد و مردم مستأصل و محروم در این کشور چه شیعه باشند و چه سنی، در برابر هر جنايت و بلايي بيدفاع ماندهاند و بی گناه کشتار میشوند و این افغانستان محصول آمریکایی است که 20 سال متجاوزانه آن جا را به فساد کشانده و امروز در اختیار طالبانی قرار گرفته است که پشتوانه مردمی نداشته و با آرای مردم به قدرت نرسیدهاند و لذا باید بپذیریم تأمین امنیت بدون پشتوانه مردمی اگر نگوییم محال اما بسیار مشکل مینماید. و این طالبان با اوصافی که بیان شد شاید نتواند توفیقی در برقراری تأمین امنیت مردم و افغانستان داشته باشد. آینده این موضوع را روشن خواهد کرد.
10- افغانستان امروز با حاکمیت طالبان؛ ناامنتر، پرتنشتر، سراسر رعب آور و وحشت زا شده و با چالشها و بحرانهای سختی مواجه گردیده است که نشانه این ادعا همین عملیاتهای تروریستی و انفجارها در مساجد و مراسم مذهبی میباشد که کشتار شهروندان مسلمان افغانستانی را در پی داشته است و این همه ناشی از سیاستهای فاجعه بار بحران آفرین آمریکا در طی 20 سال حضور متجاورانهاش در افغانستان میباشد. و قطعا آوار شدن چند میلیونی مردان و زنان و کودکان افغانی ماحصل این سیاستهای استعماری و استکباری آمریکا بوده که منطقه را خصوصا ایران و پاکستان را درگیر این بحران و چالش خواهد نمود و باید برای آن فکری کرد تا پیش از آن که فاجعه انسانی و زیست محیطی پیش آورد. البته ناگفته نماند اروپاییان نیز از سیل هجوم افغانیهای آواره در امان نخواهند بود. این آشی است که آمریکا با حضور 20 ساله متجاوزانه خود در کشور افغانستان برای مردم این کشور و کشورهای منطقه و اروپایی پخته و خود با خروج حساب شدهاش هم اکنون به نظاره نشسته است.

جان کلام این که؛ طالبان اگر خواهان به قدرت رسیدن در افغانستان است باید از مسیر یک انتخابات آزاد و مردمی در افغانستان به قدرت دست یابد تا این امر اتفاق نیافتد، طالبان نه در افغانستان و نه در هیچ کجای جهان به رسمیت شناخته نخواهد شد و همچنان افغانستان با بحرانها و چالشهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی دست و پنجه نرم خواهد کرد و از صلح و ثبات فاصله خواهد گرفت و خود بحران زده و کانون بحران در منطقه و خاورمیانه خواهد گشت.
پینوشت:
[1] - قندهار در جنوب افغانستان در فاصله 115 کیلومتری (71 مایلی) مرز پاکستان واقع شده است.