بحث بخش پنجم به موضوع «سهم خانوادهها و این که چگونه والدین میتوانند در برابر این مهندسی جهانی سپر شوند؟» اختصاص خواهد داشت که از بحث های کلیدی و مهم در اینگونه مباحث پراهمیت است.
بخش پنجم: سهم خانوادهها؛ والدین چگونه میتواننددربرابر مهندسی جهانی افسردگی نوجوانان سپر شوند؟
اشاره
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، بحث بخش پنجم به موضوع «سهم خانوادهها و این که چگونه والدین میتوانند در برابر این مهندسی جهانی سپر شوند؟» اختصاص خواهد داشت که از بحث های کلیدی و مهم در اینگونه مباحث پراهمیت است. خانوادهها امروز در جنگ نابرابری قرار دارند؛ در برابر آنها نه یک دشمن معمولی، بلکه الگوریتمها، شرکتهای میلیارد دلاری، مهندسی فرهنگی صهیونیسم بینالملل، و روانشناسی رفتاری دیجیتال صف کشیدهاند. اما خانواده هنوز مهمترین سپر دفاعی است.نقش خانواده نهفقط تربیتی، بلکه استراتژیک است؛ چون آینده نسل جدید، هویت فرهنگی، امنیت روانی و حتی استقلال کشور به آن وابسته است. این بحث را در ذیل پی می گیریم.
بزرگترین ضربه شبکههای اجتماعی، «خالی کردن خانه از رابطه انسانی» است.
نوجوانی که در خانه ارتباط سالم میگیرد: کمتر به تأیید مجازی نیاز دارد؛ کمتر اسیر مقایسه میشود؛ کمتر دچار افسردگی و اضطراب میشود؛ کمتر در دام اعتیاد رسانهای میافتد؛ گرمای خانواده بهترین پادزهر سردی فضای مجازی است.
اشتباه رایج خانوادهها این است که تنها زمانی مداخله میکنند که: نوجوان افسرده شده ؛ نمرههایش افت کرده؛ پرخاشگر شده؛ کمخوابی یا اضطراب شدید دارد؛ یا به یک محتوای آسیبزا رسیده است.
اما در دنیای امروز، نقش خانواده باید پیشدستانه باشد؛ یعنی قبل از آسیب وارد عمل شود:
برنامه زمانبندی استفاده از موبایل؛ مشارکت نوجوان در ورزش، هنر، کتابخوانی؛ گفتوگوی روزانه درباره احساسات؛ انتخاب برنامهها و صفحات سالم؛ تنظیم خواب شبانه؛ ایجاد شور و نشاط خانوادگی؛محدودیت گوشی در اتاق خواب؛ اینها «محدودیت» نیست؛ اینها مراقبتهای امنیتی روانی است.
بیشتر والدین از سازوکار الگوریتمها بیخبرند؛ نوجوان در برابر الگوریتم تنهاست؛ والدین هم اگر مجهز نباشند، عملاً شکست خوردهاند.
والدین باید بدانند:
چرا اینستاگرام نوجوان را افسرده میکند؛ چرا تیکتاک چرخه اعتیاد سریع ایجاد میکند؛چرا یوتیوب نوجوان را در تونل محتوایی تاریک فرو میبرد؛ چرا الگوریتمها اولویت را به خشونت، جنسیسازی، ظاهرگرایی و هیجان میدهند و چگونه اینها مستقیماً سلامت روان نوجوان را تخریب میکند.
یک والد آگاه میتواند مسیر را هدایت کند؛ والدی که آگاهی ندارد، ناخواسته فرزند را در اختیار «امپراتوری الگوریتم» قرار میدهد.
نوجوانی که هویت دارد: مقایسه نمیشود؛ افسرده نمیشود؛ تحتتأثیر فالوئر و لایک قرار نمیگیرد؛ اسیر ظاهرگرایی نمیشود؛ احساس عقبماندگی نمیکند؛ برعکس، نوجوانی که «هویت» ندارد؛ بهجای شخصیت، پروفایل دارد؛ بهجای اعتمادبهنفس، تأییدطلبی دارد.
والدین باید سه محور را در نوجوان تقویت کنند:
۱. هویت فردی: ارزشمندی، استعدادها، تواناییها؛
۲. هویت فرهنگی: تاریخ، زبان، ریشهها، ارزشها؛
۳. هویت معنوی: ارتباط با خدا، اخلاق، معنای زندگی؛
اینها نوجوان را از ابتلا به افسردگی مصنوعی میرهانند.
فضای خانه باید: سرشار از گفتگو باشد؛ سرشار از نشاط باشد؛ سرشار از فعالیت مشترک باشد؛ کمتنش باشد؛ کممقایسه باشد؛ کمتر با موبایل اشغال شود؛ نوجوانی که خانهاش شاد و پرمعناست؛ در فضای مجازی دنبال فرار نمیگردد.
والدین در بسیاری از موارد از نوجوان میترسند: که ناراحت شود، قهر کند، پرخاش کند، گوشی را مخفیانه استفاده کند.
اما خانواده باید:
مرزبندی داشته باشد؛
زمانبندی داشته باشد؛
خط قرمز داشته باشد؛
و مهمتر از همه: ثبات داشته باشد.
بینظمی والدین، کل تلاش تربیتی را نابود میکند.
والدین باید بدانند نوجوان قربانی است نه «مقصر»
این نکته خیلی مهم است، وقتی نوجوان: بیحوصله است؛ خواب ندارد؛ افت تحصیلی دارد؛ بیانگیزه است؛ حرف نمیزند؛ پرخاشگر شده؛ او تنبل یا بیادب نیست؛ او قربانی یک سیستم جهانی است؛ قربانی الگوریتمهایی که احساسات او را مدیریت میکنند.
والدین باید بهجای تنبیه، درک کنند و کمک نمایند.
در این بخش، وارد لایهای میشویم که بیش از همه «آینده جوامع» را تهدید میکند؛ یعنی تأثیرات عمیق، پایدار و گاه جبرانناپذیر فضای مجازی بر روان، شخصیت، هویت، احساس امنیت، و سبک زیست کودکان و نوجوانان. این تأثیرات دیگر در حد «چالش تربیتی» نیست؛ به یک بحران تمدنی تبدیل شده است.
فضای مجازی برای نسل جدید به «جهان جایگزین» تبدیل شده است؛ جهانی که در آن:
سرعت جایگزین عمق؛
هیجان جایگزین تفکر؛
مقایسه جایگزین رضایت؛
و ظاهر جایگزین حقیقت میشود.
این روند، هویت نوجوان را که در حساسترین مرحله شکلگیری است، دچار سردرگمی های معنایی میکند. نوجوانی که باید هویت خود را از خانواده، فرهنگ، دین و تجربه زیسته بگیرد، امروز هویت را از «لایک»، «ترند»، «اینفلوئنسر» و «چالش» دریافت میکند.
نتیجه؟
بهوجود آمدن نسلهایی با هویتهای متزلزل، بدون معنا، بدون تحمل سختی، و وابسته به تأیید بیرونی.
طبق گزارشهای بینالمللی، افسردگی در میان نوجوانان در دهه اخیر ۲ تا ۵ برابر شده است. علت اصلی:
اعتیاد رفتاری به شبکههای اجتماعی
فشار مقایسه اجتماعی
تخریب عزتنفس
تهاجم تصویری
دسترسی دائمی به اخبار منفی و صحنههای خشونت
کودکی که باید «زندگی» کند، امروز دارد «نظاره» میکند.
نوجوانی که باید تجربه کند، دارد «اسکرول»[1] میکند.
این یعنی انتقال نسل از «زیستفعّال» به «زیستمصرفی.»
این بخش از آن مسائلی است که قدرتهای جهانی عمداً دربارهاش سکوت میکنند.
پورنوگرافی یک صنعت نیست؛ یک سلاح است.
یک ابزار نظام سلطه برای تغییر ساختار روانی و جنسی نسل جدید.
نوجوان ۱۰ تا ۱۴ ساله امروز در معرض تصاویری قرار میگیرد که:
مغز او را از نظر زیستی دچار تغییرات دائمی میکند
قدرت تصمیمگیری را مختل میکند
توقعات جنسی غیرواقعی ایجاد میکند
روابط عاطفی سالم را نابود میکند
و او را تبدیل به مصرفکنندهای مادامالعمر در چرخدندههای صنعت جنسی میگرداند
این همان مهندسی سکسیستی است که در بخش سوم درباره ساختارهای مالی و صهیونیستی پشت آن توضیح دادیم.
فضای مجازی دقیقاً بر همان مدار بستهای کار میکند که قمار، مواد مخدر و بازیهای اعتیادآور عمل میکنند:
دوپامین.
کودک و نوجوان دائماً در چرخه پاداش-انتظار-تحریک-سرخوردگی قرار میگیرد؛ چرخهای که به مرور مغز را بازنویسی میکند.
نشانهها:
بیحوصلگی؛
عدم تمرکز؛
خواب مختل؛
پرخاشگری؛
خستگی مزمن؛
بیعلاقگی به درس و مهارتهای واقعی؛
او دیگر نمیتواند از چیزهای ساده لذت ببرد؛ مغز او به محرکهای قوی، سریع و بیوقفه عادت کرده است.
یکی از خطرات کمتر دیدهشده، ایجاد احساس تنهایی مطلق در میان نوجوانان است.
ارتباطهای مجازی جای گفتگوهای خانوادگی را گرفته، اما هیچکدام از این ارتباطها «تعلق» ایجاد نمیکند.
او «وصله شده» است، اما «وصل نشده.»
با هزار نفر حرف میزند، اما با هیچکس صمیمی نیست.
این همان «تنهایی شلوغ» است که بزرگترین بیماری قرن آینده خواهد شد.
فضای مجازی مرجعیت تربیتی را از والدین گرفته و به سلبریتیها، یوتیوبرها، تیکتاکرها و هوش مصنوعیهای سطحی داده است.
نتیجه؟
بیاعتبار شدن والدین
سرد شدن روابط عاطفی
افزایش نافرمانی نوجوانان
شکاف ارزشی میان نسل جدید و نسل والدین
نفوذپذیری شدید در برابر عملیات روانی دشمن
وقتی نوجوانی که در ایران زندگی میکند، جهانبینیاش را از شبکههای تحت کنترل شرکتهای آمریکایی و صهیونیستی میگیرد، نتیجه چیزی جز استعمار فرهنگی نسل آینده نیست.
دربحث آتی با بخش هفتم؛ وارد قلب مسئله میشویم:
«چگونه شرکتهای فناوری و قدرتهای جهانی عمداً در حال شکل دادن به آینده روانی، جنسی، فرهنگی و رفتاری نسل جدید هستند؟»
ادامه دارد....

پینوشت:
1- اسکرول (Scroll): به معنای حرکت دادن محتوای یک صفحه (وبسایت، سند، اپلیکیشن) به سمت بالا، پایین، چپ یا راست برای مشاهده بخشهای مختلف آن است، که معمولاً با غلتک موس، انگشت روی صفحهنمایش لمسی یا دکمههای جهتنما انجام میشود.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/115130