سیاست ایالات متحده در دوران ترامپ به طور قابل توجهی با بایدن و دولت اوباما عمیق ترو متفاوت می باشد. ترامپ حاکمان جدید سوریه را تروریست میداند و دولت سوریه تحت حمایت کشورهای عرب خلیج فارس را بر ترکیه ترجیح میدهد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سیاست ایالات متحده در دوران ترامپ به طور قابل توجهی با بایدن و دولت اوباما عمیق ترو متفاوت می باشد. دولت اوباما نقش حمایت از "اسلام سیاسی سنی" را برای مقابله با محور مقاومت به ترکیه واگذار کرد، در حالی که ترامپ در مخالفت با جاه طلبی های ترکیه در خاورمیانه محکم ترمی باشد. ترامپ حاکمان جدید سوریه را تروریست میداند و دولت سوریه تحت حمایت کشورهای عرب خلیج فارس را بر ترکیه ترجیح میدهد.
پلن(طرح) الف ترامپ برای سوریه احتمالاً شامل گفتگو بین حامیان مالی منطقه مانند ترکیه و قطر در مقابل عربستان سعودی و امارات است. مصر با تردید و احتیاط به تحولات نگاه می کند، اما کنترل قابل توجهی بر اوضاع ندارد. هنگامی که یک رژیم دوستدار خلیج فارس برقرار شود، ممکن است یک توافق صلح با اسرائیل دنبال شود. ایالات متحده اقدامات ترکیه در سوریه را برای حفاظت از متحدانش زیر نظر خواهد داشت و سوریه تا زمانی که ثبات پیدا نکند، تقسیم خواهد شد.
پلن B برای سوریه در زمان ترامپ، در صورت ادامه درگیری، می تواند شامل تقسیم سوریه به چهار منطقه باشد: مناطق تحت کنترل ترکیه، مناطق کردی تحت حمایت ایالات متحده، تحت کنترل اسرائیل و منطقه بدون قانون. ترامپ بعید است نیروهای آمریکایی را خارج کند مگر اینکه در معرض تهدید قرار گیرند. در عوض، ایالات متحده نفوذ ترکیه را بدون مداخله مستقیم، حمایت از کردها در مناطق آنها و حفظ حضور در منطقه فرات، از جمله رقه، حسکه و دیرالزور با کنترل کردها، محدود خواهد کرد.
ترکیه نقش اصلی را در سرنگونی رژیم سوریه ایفا کرد و به دنبال تسلط بررهبری جدید سوریه بود که میخواست کاملاً مطیع منافع ترکیه باشد. برخلاف ایران، ترکیه مداخلات مستقیم را ترجیح می دهد و هدف آن الحاق حلب و حماه در صورت تأیید بین المللی است. همچنین هدف آن انحلال گروه های کردی مانند نیروهای دموکراتیک سوریه تحت حمایت ایالات متحده است. با این حال، نیروهای دموکراتیک سوریه منحل نمیشوند یا در ارتش سوریه ادغام نمیشوند، زیرا ایالات متحده همچنان به آنها نیاز دارد و ترکیه هم با پیوستن آنها نیز مخالف است.[1] البته از این نکته نیز نباید غافل شد که «ترکیه علاوه بر این که در تحولات سوریه به دنبال حذف نیروهای کرد از مناطق مرزی و جلوگیری از تشکیل یک منطقه خودمختار کردی در نزدیکی مرز ترکیه است، به دنبال تحقق رؤیای نئوعثمانی اردوغان هم است. کارشناسان نیز در این خصوص اعتقاد دارند؛ ترکیه با توجه به درگیری های محور مقاومت در جنگ با رژیم صهیونیستی بهترین زمان را برای گسترش قدرت منطقهای خود و تلاش برای تحمیل شرایط خود مبنی برحضور دائمی نظامی در شمال سوریه می دید که نهایت استفاده از این فرصت را هم نصیب خود ساخت.
اسرائیل درگیر است و حضور خود را از بلندی های جولان تا «درعا» گسترش می دهد. از فرصت ها برای گسترش نفوذ خود استفاده کرده و کنترل منابع آبی در مناطق مرتفع را به دست آورده است. هدف آنان در این منطقه حفظ حضور نظامی خودشان است و آن را جبرانی برای اهداف محقق نشده در لبنان می دانند. رژیم جدید سوریه نه حضور نظامی اسرایئل را به چالش میکشد و نه با این رژیم متجاوز اشغالگر مقابله خواهد کرد، حتی به صورت لفظی، اگرچه مقاومت محلی ممکن است وارد عمل شود.
اروپا، به ویژه فرانسه، تحولات را از نزدیک زیر نظر دارد. فرانسه ممکن است برای محدود کردن کنترل ترکیه برای تقسیم تلاش کند. قبلاً با برخی از رهبران دروزی تماس گرفته و آنها را تشویق کرده است که از فرانسه حمایت کنند. یک منطقه ساحلی علوی ممکن است تحت نظارت فرانسه یا ترکیه ایجاد شود.
نقش روسیه در سوریه نامشخص است، زیرا نفوذ آنان در منطقه کاهش می یابد. حضور آنان در سوریه تأثیر بسزایی داشت و برای نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی آنان در خاورمیانه و خلیج فارس سودمند بود. فروش تسلیحات این کشور به کشورهای منطقه به عنوان رقیب قدرتمندی برای تسلیحات غربی آغاز شده بود. روسها آرزوی رسیدن به مدیترانه و آبهای گرم را داشتند و به این امر دست یافتند، بنابراین مشخص نیست که چرا روسیه عقب نشینی کرد؛حتی اگر موضوع مربوط به توافق درباره اوکراین با ترامپ باشد، چنین ضرر قابل توجهی را توجیه نمی کند.
ایران عملاً از سوریه خارج شده است، اگرچه شبکهها و افرادی را که در طول مدت حضور طولانی خود با آنها کار کرده است، حفظ کرده است. با این حال، ایران از جنگیدن به نمایندگی از کسانی که مایل به دفاع از خود نیستند، اجتناب می کند. برخلاف دیگر قدرتها، ایران ترجیح میدهد به جای ایجاد پایگاههای نظامی دائمی، به صورت محلی برای تشکیل گروههای هدفمحور برای مبارزه با تروریسم یا نهاد اشغالگر تعامل داشته باشد. حضور ایران از سوی رژیم گذشته برای اهداف دفاعی دعوت شده بود، اما ماه ها قبل از سقوط رژیم آنجا را ترک کرد. نقش قبلی ایران با فروپاشی رژیم به پایان رسید و نقش جدید آن هنوز تعریف نشده است.
جولانی و گروه هایش، با سابقه تروریستی خود، اکنون بر سوریه تسلط دارند اما با اختلافات داخلی روبرو هستند. غرب و نظم جهانی پذیرای جولانی هستند، زیرا او با خواسته های آنها موافقت می کند و به طور بالقوه حکومت او را طولانی می کند. با این حال، موفقیت نظامی نقش سیاسی پایدار را تضمین نمی کند و موقعیت او ممکن است کاهش یابد. او کسی است که فاقد عمق عملی یا تصویر عمومی معتبر است. تبعیت کامل از خواسته های غرب می تواند طول عمر دولت جولانی را افزایش دهد اما تضادهای داخلی این دولت را هم تشدید می کند. اگر چه جولانی در تحرکات منطقه ای به دنبال گفتوگوهای سیاسی مرتبط با حامیان مالی منطقهای می باشد و چند سفر را در این خصوص انجام داده است اما بعید به نظر می رسد که موفق شود. بلاشک نه تنها بی ثباتی احتمالاً در سوریه ادامه خواهد داشت بلکه هرج و مرج سیاسی و اجتماعی نیز نضج خواهد گرفت، هرچند که تقسیم و تجزیه اعلام شده سوریه تا کنون پیش بینی نشده است اما با توجه به اوضاع ناآرام و خاکستری سوریه باید منتظر ماند تا نقش بازیگران در این منطقه پرآشوب و پر حادثه پر رنگ تر شود و رخ نماید. [2]
کارشناسان مسائل غرب آسیا نیز معتقدند با توجه به شرایط موجود در سوریه و حضور منفعت طلبانه بازیگران حاضر موجود در سوریه؛ اولا بی تردید افزایش فشار بر محور مقاومت و تضعیف سوریه به عنوان پشتیبان اصلی مقاومت از دلایل اصلی آغاز بحران جدید در سوریه است، ثانیا پس از گذشت هشت سال از زمان برقراری آتشبس بین دولت و مخالفان، مجددا این کشور تبدیل به زمین بازی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای شده است، ثالثا در تحولات فعلی سوریه، ترکیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی از درگیریها نفع میبرند و در طرف مقابل حزبالله لبنان، ایران و روسیه که در مقابل گروههای تروریستی قرار داشتند اکنون نقششان بی رنگ شده است،[3] رابعا سقوط بشاراسد نمایانگرتغییرات اساسی درتوازن قدرت در غرب آسیا است که بهویژه بر ایران و روسیه، که حامیان اصلی او بودند، تأثیرگذاشته است،خامسا خروج اسد خلأ قدرتی ایجاد کرده که قدرتهای منطقهای مانند ترکیه، عربستان سعودی، اسراییل و به نوعی ایران تمایل دارند آن را پرکنند. ترکیه احتمالاً با حمایت از گروههای همسو با منافع خود، به ویژه در برابر گروههای کرد در شمال سوریه، نفوذ خود را افزایش خواهد داد، سادسا تضعیف نفوذ ایران باعث شده است سایر بازیگران منطقهای، از جمله اسرائیل را جسورتر نماید چرا که اسرائیل به دنبال کاهش نفوذ ایران در سوریه است و استراتژی امنیتی آن در پی آنچه به دست آورده است به تسلط سرزمینی و ایجاد منطقه حائل خواهد انجامید.[4]
با عنایت به آن چه بیان شد و کارشناسان اظهار داشته اند می توان اذعان داشت که وضعیت فعلی نشاندهنده مرحله جدیدی از کشمکشها بین بازیگران متعدد منطقهای و فرامنطقهای است که بر شکلدهی وضعیت آینده منطقه و ترتیبات امنیتی و سیاسی آن بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود.
از سوی دیگر و با شرایط پیش آمده برای تحلیل و پیشبینی دوران پس از بشار اسد در سوریه، میتوان از چندین چارچوب تحلیلی استفاده کرد که به سقوط اخیر رژیم اسد وچشماندازپیچیده ژئوپلیتیکی منطقه توجه دارند.این چارچوبها شامل تحلیل ژئوپلیتیکی، چارچوبهای حل منازعه و رویکردهای اقتصاد سیاسی هستند. هریک از این چارچوبها دیدگاههای متفاوتی برای درک پیامدهای سقوط اسد و آینده سوریه ارائه میدهند.
نکته پایانی که مد نظر صاحب نظران نیزمی باشد و نکته بسیارحائز اهمیتی باید تلقی گردد آن است که مشارکت بین المللی و نقش قدرتهای خارجی نیز بسیار مهم خواهد بود. جامعه بینالمللی باید روابط خود را با رهبری جدید مدیریت کند و همزمان به نیازهای انسانی رسیدگی کند تا از افزایش نفوذ گروههای افراطی جلوگیری کند. تعادل بین تعامل و تلاشهای تثبیتکننده برای جلوگیری از تقویت گروههایی که توسط قدرتهای غربی به عنوان سازمانهای تروریستی شناخته میشوند، ضروری خواهد بود.[5]

پینوشت:
[1] - گروه «هیئت تحریر الشام» که پیشتر به اسم جبهه النصره شناخته میشد، از قویترین شبهنظامیان مخالف دولت سوریه است و روابط پیچیدهای را با بازیگران منطقهای از جمله ترکیه دارد. گروه «ارتش ملی سوریه» که تحت حمایت کامل ترکیه قرار دارد در کنار این گروه در عملیاتهای تروریستی مشارکت دارد. گروه تحریر الشام توسط کشورهای غربی به عنوان گروه تکفیری و وابسته به القاعده و داعش شناخته میشود و هرچند در گفتار، ترکیه ارتباط خود با این گروه تکفیری را رد کرده است اما در زمینههایی روابطی بین این گروه با ترکیه وجود دارد. یکی از نافعان از وضعیت فعلی دشمنی تحریر الشام با گروههای کُرد در شمال سوریه از جمله «نیروهای دموکراتیک سوریه» که مورد حمایت کامل آمریکا قرار دارد، ترکیه است. ترکیه کردهای شمال سوریه را به عنوان یکی از عوامل تهدید علیه حاکمیت خود و حامی گروههای کردی جداییطلب در داخل ترکیه از جمله پ.ک.ک به حساب میآورد و با حمایت از ارتش ملی سوریه و ارتباط با تحریر الشام به دنبال حفظ موازنه قوا در شمال سوریه است. در طرف مقابل آمریکا نیز با حمایت از گروههای کرد سوری به دنبال جلوگیری از تسلط آنکارا بر نقاط کلیدی شمال سوریه است.
2- Subeiti. Batool. Trump's strategy and key players in new Syria. Translator and author: Asadollah Afshar. Tehrantimes/ Monday:February 17, 2025 - 21:55
[3] - بازیگران کلیدی تحولات سوریه و اهداف آنها. «علی سلطانی فرد» کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با ایسنا. پنجشنبه / ۱۵ آذر ۱۴۰۳ / ۰۶:۳۰- کد خبر: 1403091410499.
[4] - جریان قدرت در سوریه؛ بازیگران جدید و رقابتهای منطقهای . جوان آنلاین به نقل از کانال تلگرامی شامات: پنجشنبه ۲۲ آذرماه ۱۴۰۳ - ۱۴:۱۲ - کد خبر: 1270369.
[5] - همان.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/105105