انسان که گل سر سبد خلقت است باید از تمام مواهب که در طریق تکامل و خوشبختی او است، بهره بگیرد، در این صورت، آزادی بسان دیگرمواهب باید در خدمت انسان باشد .
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، انسان که گل سر سبد خلقت است باید از تمام مواهب که در طریق تکامل و خوشبختی او است، بهره بگیرد، در این صورت، آزادی بسان دیگرمواهب باید در خدمت انسان باشد و اگر روزی آزادی همانند دیگر نعمتهای الهی، سعادت جسمی و روانی او را به خطر انداخت، باید او را محدود ساخت، مثلاً انسان به وسیله خوردنیها و نوشیدنی زنده است، باید از خوردنیها و نوشیدنیها در جهت رفع نیاز و سعادت خود بهره بگیرد، ولی اسراف و زیادهروی، مایه بدبختی او است، از این رو باید از آن پرهیز نماید، و به همین شیوه است «موهبت آزادی». با این توضیح کوتاه اکنون وارد بحث مورد نظر که همانا «مهم ترین اهداف از آزادی انسان» است، می شویم.
اولین هدف
اولين و مهمترين هدف از آزادي انسان شكوفايي استعدادهاي بي نهايت و به فعليت در آمدن قابليت هاي گسترده و نامحدود است. حضرت علي عليه السلام بر اين اعتقاد بود كه اگر چه انسان به زعم خود در اين جهان هستي موجود كوچكي است اما دنيايي بزرگ تر از جهان خلقت، در درون پيچيدة انسان وجود دارد.
جهان خلقت و طبيعت و موجودات زنده و غير زندة آن،داراي قوانين ، روابط، تعاملات و دنياي بسيار پيچيده و عجيبي هستند با اين همه، پيچيدگي دروني انسان به گونه اي است كه از دنياي بزرگ بيرون، بزرگتر است اين عظمت و پيچيدگي در استعدادها، قابليت ها، توان و تفكرانسان نهفته است. رشد و شكوفايي استعدادهاي قوي و همه جانبه انسان در شرايط آزادي امكان پذير است كه:
اولاً : افراد بتوانند از تمام امكانات و فرصت هاي موجود استفاده كنند.
ثانياً: هيچ مانعي در پيش روي نداشته باشند.
ثالثاً: از هر گونه دغدغه و نگراني رها باشند.
از مجموع ديدگاههاي امام عليه السلام چنين برداشت مي شود كه آزادي علاوه بر آنكه لازمه ماهيت انسان و ضرورتي براي شكوفايي استعدادهاي اوست مهم ترين عامل فراگير به فعليت درآمدن قابليت ها و استعدادهاي انسان و رشد و تكامل و تعالي او در تمام زمينه ها به شمار مي رود. اگر انسان از طمع آزاد باشد در يك بعد مراحل تكامل را طي مي كند، اگر از تعلقات دنيوي آزاد باشد مسير و بعد ديگري از قابليتهاي او شكوفا مي شود و مراحل كمال را طي مي كند و اگر از هواهاي نفساني خود آزاد باشد زوايايي ديگر از رشد و كمال را درك خواهد كرد.[1]
در هر كدام از ابعاد و زوايا، هر چه انسان آزادي بيشتري به دست آورد و قيد و بندهاي مربوط را بيشتر كنار بزند شكوفايي استعدادها و رشد و تعالي او در آن زمينه افزون تر خواهد بود. به همين نسبت در عرصه سياست و اجتماع نيز قيد و بندها و عدم وجود آزادي ، مُخل شكوفايي استعدادهاي افراد و در حوزه هاي سياسي و اجتماعي و توسعه و پيشرفت مي شود و مراحل تكامل و تعالي فرد و جامعه را كُند خواهد كرد. و موانع جدي بر سر راه آن پديد خواهد آورد. رشد و پيشرفت تنها با توسعه انساني وافزايش كيفي سطح شناخت افراد جامعه و اداي حقوق و ... ايجاد مي شود و تمام اينها در بستر آزادي به دست مي آيد. پيشرفت علوم انساني و حتي علوم رياضي و طب و علوم پايه و ... نيز با آزادي ارتباطي تنگاتنگ دارد. در فضاي غير آزاد حتي براي بالندگي علوم نظري نيز شرايط مناسب نيست.
دومین هدف
دومين هدف آزادي، ايجاد شفافيت است. اول، شفافيت در نگرش و اعتقادات مختلف، تا هر كدام از آنها به خوبي شناخته شود و افراد آنها را آن گونه كه هستند بشناسند و به آثار و پيامدهاي آنها آگاه شوند سپس هر راهي را كه صلاح ديدند برگزينند. دوم شفافيت در شرايط حاكم بر منابع،امكانات و فرصت هاي جامعه كه مهم ترين ابزار براي رشد و شكوفايي استعدادهاي انسان بشمار مي روند. در همين عرصة بدون ابهام قابل پيش بيني است كه استعدادهاي افراد كشف مي شود و هر يك ميدان رقابت سالم با شاخص ها و معيارهاي مشخص افراد لايق و شايسته شناخته مي شوند و قادر خواهند بود براي به فعليت در آوردن استعدادهاي خود از فرصتها و امكانات بيشتري بهره مند گردند.[2]
سومین هدف
سومين هدف از آزادي انسان در مباني فكري اسلام، دست يافتن به غايت و نهايت اعتقادات و اعمال و تمتع هر چه بيشتر از اهداف متعالي متصور و منظور شده در آنهاست. اسلام انسانها را به اعتقاداتي هم چون توحيد ، نبوت، معاد و ... دعوت كرده است و در عرصه عمل، آنها را به انجام اوامر و ترك نواهي دستور داده است. آن چه اسلام از اين اعتقادات و اعمال براي انسان در نظر گرفته است هدايت، تهذيب نفس رشد فضايل كنار نهادن رذايل، سعادت فرد و جامعه و در نهايت تكامل و تعالي آنهاست.
تمام اعتقادات مورد نظر اسلام امري قلبي است، اعمال تأكيد شده از سوي اسلام بايد از روي ميل و رغبت انجام پذيرند و با خواست و اراده دروني افراد همراه باشند. اگر هزاران نفر اقرار كنند كه به خداوند يا معاد اعتقاد دارند ولي قلباً هيچ گونه اعتقادي به آنها نداشته باشند اين اقرار ظاهري نه تنها هيچ گونه ارزش و فايده اي ندارد جز جريان احكام ظاهري مسلمان بر آنان بلكه دروغ گويي، ريا و دورويي را در جامعه رواج داده است و در اعتقاد قلبي آنها نيز هيچ تغييري ايجاد نشده است. پس بهتر است افراد آزاد باشند، به آن چيزي اقرار كنند كه اعتقاد دارند تا جامعه فقط از بي اعتقادي آنها رنج ببرد نه اينكه هم از بي اعتقادي آنها در رنج باشد و هم بهاي سنگين ريا، دروغ گويي و ... افراد را بپردازد. اگر اين اعتقادات و اعمال از صميم قلب و با معرفت و شناخت انجام پذيرد و هيچ گونه تظاهر، ريا و ... درآنها نباشد اثرات واقعي آنها در جامعه جلوه گر خواهد شد و اهداف مورد نظر شارع مقدس محقق مي شود و تنها در صورتي اين گونه خواهد شد كه انسانها با اراده و آزادي كامل اين اعتقادات را برگزينند و با آزادي و اختيار به كسب معرفت لازم در مورد آنها بپردازند و در نهايت از صميم قلب و با رغبت، به اوامر و فرامين الهي پاي بند باشند.[3]
با توجه به آیات متعددى که انسان را مسوول تمام اعمالش دانسته اند و برپاسخ گویى او در مقابل خداوند در قبال کوچک ترین عملش تصریح کرده اند, ضرورتا باید آزادى و اختیار انسان را به رسمیت بشناسند تا بتوانند او را مسوول و پاسخ گو بدانند. انسان مجبور نه مسوولیتى در قبال اعمال و رفتار خویش دارد، نه مىتوان پیامدهاى عملش را به عهده او نهاد و نه مى توان او را باز خواست کرد.
آزادي اخلاقي در اسلام
مفهوم اخلاقي آزادي در اسلام باري غني و ژرف دارد. اين آزادي كه از آن به آزادي معنوي و رهيدن از ديو نفس تعبير مي شود.ارزش و اعتبار آن به مراتب بيش از آزادي اجتماعي است و اصولاً آزادي اجتماعي بدون آزادي اخلاقي و معنوي ميسر نيست. آزادي اخلاقي بريدن خاطره از وابستگي به ما سوي است «چيزي كه تو در بند آني،بندة آني» در واقع آزادي منفي (آزادي از) گام نخست براي رسيدن به آزادي مثبت (آزادي براي) مي باشد يعني با آزادي از قيود دنيوي، راه آزادي براي تهذيب نفس و تزكيه روح باز مي شود. انسان دو گونه غرايز دارد؛ شهوت حرص و طمع و در مقابل عقل، فطرت و وجدان اخلاقي. گاه انسان از درون بندة حرص و اسير شهوت و خشم است و گاه روحش آزاد است. يعني عقل و فطرت خود را از سيطرة غرايز طاغي حفظ نموده است. آزادة واقعي كسي است كه خود را از قيد غرايز سركش رهانيده باشد.
بعضي گمان مي كنند چون بندة زرخريد نيستند آزادند، اما در حقيقت بنده شكم، شهوت و مال و مقامند و هيچ تسلطي بر خود ندارند و معبود خود را هواي خود مي دانند.[4]
حضرت علي عليه السلام اين گونه بردگي را برتر از بردگان و غلامان زرخريد مي داند «عبدالشهوه اشد من عبدالرق» زيرا غلام زرخريد برده اما روحش آزاد است،ولي بردگان هوي از درون اسيرند مانند پيكري بي روح. قرآن براي تحقق آزادي معنوي، اكيداً از پيروي هواي نفس نهي مي كند.
هواي نفس سيري ناپذير است و اگر اندكي با او همراهي شود به چندين مفسده ديگر گرفتار مي كند، اسير نفس شدن در واقع اسير بدترين دشمن شدن است. نفس به بدي فرمان دهنده و سركش است. آزاد شدن از دام نفس، هم شدني است و هم دشوار.[5]
تنها نيرويي كه راه كنترل بر اين دشمن را مي آموزد، دين است. دين با رياضت صحيح و تحت پرورش قرار دادن نفس، غرايز را تعديل مي كند. از اين رو مجاهده با نفس در دين جهاد اكبر خوانده شده است.
برخلاف تصور آنان كه اباحه گري و آزادي از هر قيد و بند و اطاعت بي مرز از هواي نفس را ملاك انسانيت مي شمارند در تعاليم اسلام تاكيد مي كند كه از همين تمايلات و دلبستگي ها و كارهاي دلبخواهي خود را آزاد كن.
آزادي آن نيست كه انسان آنچه مي خواهد بكند، اين هرج و مرج است. آزادي حقيقي و اخلاقي از نظر اسلام رها شدن از دام نفس و پرواز در فضاي انسانيت است. آدم مطيع نفس نيازمند و محتاج است و در مقابل بي نيازي، ملاك آزادي است.
اين آزادگي رهايي از درون و ميلها و وابستگي هاست. با بدست آوردن اين روحيه، انسان مي تواند با دنيا و دنيا طلبان برخوردي آگاهانه داشته باشد. نتيجه اين مبارزه، پرورش افرادي كريم النفس، عزيز، آزاده و بي باك است كه حاضرند در راه هدف جان خود را فدا كنند. انسانهاي نمونه و كاملي چون حضرت علي عليه السلام و شاگردان مكتبش ابوذر، سلمان ... و امثال آنان كه از بند نفس و دنيا رها شده و در همان حال حساسترين قلب ها را نسبت به مسئوليتهاي اجتماعي در سينه داشتند.[6]
در بحث آتی این یادداشت؛ به موضوع آزادي اخلاقي در غرب خواهیم پرداخت.

منابع:
1ـ پوپر، کارل ریموند. جامعة باز و دشمنان آن (جلد 2) ترجمة عزتالله فولادوند. تهران. خوارزمی. 1365 .
2- پوپر، کارل. درس این قرن ترجمة علی پایا. تهران. طرح نو. 1376 .
3- تلیس، رابرت بی. فلسفة راولز، ترجمة خشایار دیهیمی. تهران. طرح نو. 1385 .
4- سیدنتاپ، لری. توکویل ترجمة حسن کامشاد. تهران. طرح نو. 1374 .
5- شجاعیزند، علیرضا. "مسیرهای محتمل در عرفیشدن ایران " مجلة جامعهشناسی ایران (د. هفتم ش. 1) بهار 1385 .
6- (علامه) طباطبایی، محمد حسین. المیزان قم. دارالاسلامیه.
7- فروم، اریک. روانکاوی و دین ترجمة آرسن نظریان. تهران. پویش. 1363 .
8- فروم، اریک. جزماندیشی مسیحی ترجمة منصور گودرزی. تهران. مروارید. 1378.
9- کیوپیت، دان. دریای ایمان ترجمة حسن کامشاد. تهران. طرحنو. 1376.
10- مارکوزه، هربرت. و پوپر، کارل ر. انقلاب یا اصلاح ترجمة هوشنگ وزیری. تهران. خوارزمی. 1361.
11- مجتهد شبستری، محمد. ایمان و آزادی تهران. طرح نو. 1376.
12- مطهری، مرتضی. عدل الهی تهران. صدرا. 1357.
13- مطهری، مرتضی. مقدمهای برجهانبینی اسلامی (مجلدات 7 ـ 1) قم. دفتر انتشارات اسلامی. 1362.
14- مگی، برایان. سرگذشت فلسفه؛ ترجمه حسن کامشاد. تهران. نشرنی. 1386.
15- میل، جان استوارت. در آزادی ترجمه محمود صناعی. تهران. کتابهای جیبی. 1340 .
16- یاسپرس، کارل. اسپینوزا ترجمه محمد حسن لطفی. تهران. طرح نو. 1375 .
17- یاسپرس، کارل. مسیح ترجمه احمد سمیعی. تهران. خوارزمی. 1373 .
18- یاسپرس، کارل. نیچه و مسیحیت ترجمه عزتالله فولادوند. تهران. سخن. 1380.
19- افشار، اسدالله. باز شناسی جایگاه انسان درنظام هستی، تهران: سفيرارد هال، 1394.
پینوشت:
[1] - حكومت اسلامي. مدير مسئول؛ ابراهيم اميني. ج 21 / ص 140 .
[2] - حكومت اسلامي. مدير مسئول؛ ابراهيم اميني. ج 21 / ص 141 .
[3] - حكومت اسلامي. مدير مسئول؛ ابراهيم اميني. ج 21 / ص 142 .
[4] - اتخذو الهه هواه. جاثيه/23
[5] - انديشه حوزه؛ مدير مسئول: مصباح عاملي. شماره 21/ صص 63-62 .
[6] - انديشه حوزه؛ مدير مسئول: مصباح عاملي. شماره 21/ صص 64 .
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/101839