جناب آقای دکتر پزشکیان ضمن احترام بر جایگاه تقنینی و علمی شما، هیچ منصفی روش برخورد ناصواب جنابعالی را در گفتگوی دانشجویان برنمیتابد زیرا هدف از ایجاد هر گفتمانی جهت رسیدن به یک نتیجه مطلوب میباشد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، جناب آقای دکتر پزشکیان ضمن احترام بر جایگاه تقنینی و علمی شما، هیچ منصفی روش برخورد ناصواب جنابعالی را در گفتگوی دانشجویان برنمیتابد زیرا هدف از ایجاد هر گفتمانی جهت رسیدن به یک نتیجه مطلوب میباشد در صورتیکه قابل قبول طرفین گفتگو واقع شود ولی تنگنظری و فریاد و خودمحوری شما توام با عصبانیت و تکبر خالی از بیّنه مکفی بنیان این گفتگوی سیاسی و حکومتی را زیر سئوال برده است و هیچ اجازهای جهت ابراز اظهار نظر نسبت به طرفین گفتگو ندادید و متاسفانه با حرکت غیرقابل قبول ترک گفتمان نمودید.
آقای دکتر! این امر نشانگر دانایی نیست بلکه نمودی از عدم تحمل مخاطب و یا عدم بیتوجهی نسبت به پرسشگری جوانانی است که منتظر پاسخ منطقی جنابعالی بودند.
جناب آقای دکتر! اهل علم و دانش شما را یک پزشک جراح و یک قانونگذار فاقد ثمره طویلالمدت در مرکز استان میدانند و تا بهحال کسی شما را بهعنوان یک فیلسوف و یا یک اسلامشناس واقعی نشناخته و هرگز نخواهند شناخت که متاسفانه مدام برخلاف تخصص علمی و قانونگذاری خویش در گفتگوها حضور یافته عمدتا با زبان فلسفه و با دید اسلامشناسی نسبت به مخاطبین و مخالفین خود سخن میرانید.
آقای دکتر! بالفرض اگر شما غزالی زمان و ابن الرشد دوران باشید تا بخواهید ریشه فلسفه دینی را با این براهین و ادله جوفی بخشکانید البته که نمیتوانید زیرا امروز ایران اسلامی در برابر استدلال لیبرالی شماها، دانشمندانی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی دارند. اگر بخواهند نسبت به دیدگاههای شکاکانه جنابعالی پاسخ دهند ریشه افکار تکنوکراتی شماها را از بن میکنند و نمیخواهند از قال لیبرالیتان، بال عقابی بسازند.
آقای دکتر! وقتی گفتگو میکنید باید روش گفتگو را داشته باشید که در گفتگوها اجازه سخن گفتن به دیگران میدهند و اگر میخواهید با بهانههای مختلف، منطق سکولاریسم را احیاء کنید و تیشه بر ریشه حکومت دینی بزنید بدانید که نمیتوانید.
اهل سخن میداند که اگر در گفتگوها آدمی پرسش نداشته باشد چیزی از خود ندارد پس باید به پرسشها جواب داد زیرا گفتمانهای صادق عین حکمت است ولی در تمام بحثهایتان پرسشهای پرسشگران را در گلو میخشکانید و نمیدانید که این امر بهصلاح و مصلحت علمی و مسئولیتی شما نیست زیرا به حکم عقل و خرد هیچکس نمیتواند دیگران را با زور و تهدید وادار کند تا مثل او سخن گوید و شما متاسفانه این کار را میکنید.
ولیکن انسان بدون عقلانیت و معنویت بهجایی نمیرسد زیرا با نبود عقلانیت اراده فرعونی پیش میآید که او عقل کافی نداشت و محو شد. پس اگر شما مدعی گفتمان صادق هستید باید راه تفکر عقلانی و پرسشگری را بهروی رقبا باز کنید چون بحث در حکومت دینی اتاق جراحی نیست که با چند ابزار علمی و تخصصی انجام گیرد بلکه جراحی دینی مافوق جراحی فیزیکی است که من و تو در آن جایی نداریم.
اگر اهل علم نمیخواهند بر سخنان شما پاسخ منطقی بدهند البته که رعایت ادب میکنند و نمیخواهند از کاه، کوه بسازند زیرا فیلسوفان و دانشمندان اسلامی ایران مدافع عقلانیت توام با معنویتاند و هر چه دارند از خود دارند و از رفتارهای ناصوابگونه و از بحثهای بیمحتوا، دوری میجویند زیرا نمیخواهند در منطق و کلام و گفتار خویش پای چوبین داشته باشند.
آقای دکتر! شما که هیچوقت در بحثها نه از تخصص علمی خود و نه از تجارب قانونگذاری خود چیزی نمیگویید زیرا همیشه دنبال بحثهای فلسفی را میگیرید پس باید بدانید که مفهوم گفتار فلسفی یعنی گفتگو کردن و اندیشیدن صادقانه با دیگران است نه عصبانیت و ترک متکبرانه گفتگوها و داد و فریاد زدن بر سر مخاطب.
با این حساب حتی با خود نیز توان مملوق ندارید چون عصبانیت مانع از خوداستدلالی و خوداندیشی میشود.
آقای دکتر! چرا شما در بحثها در مقابل پرسشها جز تاختن و فریاد زدن چیزی بلد نیستید بهدلیل اینکه در پی آن باختن را میبینید و نمیخواهید بهاین زودی ببازید و نمیدانید که نتیجه این اعمال جز نام ابن الرشدی برایتان باقی نخواهد گذاشت.
آقای دکتر! اگر قرار باشد روزی تعدادی از آدمهای چپ و راست و تدبیر و امید و کارگزار بر سر میز محاکمه کشانده شود یقینا یکی هم شما خواهید بود زیرا باید پاسخ دهید در این ۴۳ سال چه کاری برای مردم کردهاید بهجز مالاندوزی و ... .
آقای دکتر! بهنظر میرسد که در عالم شما حق قدرت بالاتر از قدرت حق است اگر غیر این است پس چرا جلو حقخواهی را در پرسشها میگیرید و نمیگذارید از رفتار و عملکرد شما سئوال کنند؟
اگر دانشمند هستید بدانید که دانشمند بیدرد دانشمند نیست زیرا دانش هم شجاعت میخواهد و هم شجاعت گفتاری میآورد پس نباید یک دانشمند از تهدیدهای آمریکا بترسد اگر بترسد دانشمند نیست بهطوری که شما در رسیدن به آمریکا ایجاد شک میکنید و نمیگذارید کسی از شما سئوالی کند اگر از شما سئوال نشود پس چگونه میتوان گفت که شما کیستی؟
حتما میدانید که شکیات شروع خوب و پایان بدی دارد چون شک در نقطه مقابل عقلانیت قرار گرفته است به عبارتی شکیات معرفتستیزی است.
اگر مدعی عدم تحقق حکومت دینی میباشید بدانید که یکی از بانیان عدم توفیق در تشکیل حکومت اسلامی شما لیبرالهای تکنوکرات هستید که در ۳۲ سال حکومت لیبرالی خیلی از نیروها را به عناوین مختلف کنار گذاشتید که نمونه بارز آن گزینشها و سپاه بود که امام با صدور فرمان ۸ مادهای همه مزاحمین مردم و حکومت را از مراکز حساس کلیدی بیرون انداخت به طوری که با قومتان گاهی در اسراف و گاهی در تسریف بودید. روزی صدام را برادر خطاب میکردید و روزی مصرانه میخواستید در حمایت از صدام، موشکی به اسرائیل زده شود و روزی از دیوار لانه جاسوسی بالا رفتید و روزی در آرزوی دست دادن با اوباما خواب از چشمانتان پریده بود و روزی خلع سلاح سپاه و ارتش را برای رسیدن به اهدافتان پیشنهاد میکردید و روزی میخواستید ایران نه موشک دفاعی و نه نفوذ منطقهای داشته باشد.
آقای دکتر! در بحثتان گفتهاید اینگونه حکومت کردن در زمان رسول خدا و خلفا وجود نداشت حکومت اسلامی همان نامه مالک اشتر است که با کار حضرت رسول هیچ فرقی نمیکند.
باید گفت نامه مالک اشتر یک گوشهای از حکومت اسلامی است که امام علی بن ابیطالب (ع) برای اجرای آن دستوراتی صادر کرده است در حالیکه حکومت اسلامی پیامبر خدا و علی (ع) وسیعتر از موضوع نامه به مالک اشتر است زیرا تمام قواعد جنگها، صلحها، تجارت، تبلیغات، روابط مابین دولتها، حل مشکلات مردم، قوانین احکام قرآن کریم و نحوه برخورد با دشمنان، علیالخصوص کفار آل ابی سفیان و خیلی چیزهای دبگر میباشد و نیز متاسفانه میگویید چیزهایی که در نامه مالک اشتر هست در هیچ جای کتاب خدا نیست و در رفتار رسول هم نیست.
متاسفم که نمیدانید همه گفتار و رفتار معصومین (ع) هر چند آیه نیستند ولی الهام گرفته از متن قرآن کریم هستند چرا این حرفهای انحرافی را میگویید؟ چرا ایجاد شک میکنید؟ چه هدفی را دنبال میکنید؟
آقای دکتر! لطفا یکبار هم که شده به گفتار خودتان گوش دهید تا بدانید که استدلالتان کاملا متناقض است در یک جا میگویید همه چیز در نامه مالک است و در کتاب خدا و رفتار رسول نیست و بعد میگویید در آیه واعدوا لهم مستطعتم من قوه ... میباشد با این برداشت از نحوه استدلالات شما به ذهن مخاطب میرسد خدای ناکرده روان درمانی برای شما لازم است.
فرمایش امام علی (ع) در نامه مالک در خصوص صلح تنها صورت مسئله نیست بلکه هر صلحی با حفظ قواعد مذاکره و رعایت حقوق طرفین انجام میگیرد والا منظور امام این نیست که هر چه دشمن گفت و هر چه دشمن خواست همان باشد البته این نوع توافق جز تسلیم به دشمن نیست باید کنه گفتار امام را دریافت و دید که همه این فرامین از قرآن کریم الهام میگیرد زیرا امام هیچ حرفی که مستند به قرآن نباشد نمیگوید پس بهتر است گفتار خود را اصلاح فرمایید و از اعضای گفتمان که نهایت بیاحترامی نمودهاید عذرخواهی کنید.
کلام آخر این است که عصاره همه این مباحث در کتاب ولایت فقیه حضرت امام (رض) هست چرا از آن کتاب استفاده نمیکنید اگر آن را قبول ندارید صراحتا اعلام کنید و اگر قبول دارید و نخواندهاید از ضعف علمی و اعتقادی شماست که تا بهحال به عنوان یک مسئول تقنینی نخواستید بخوانید.
ابراهیم صدوقی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/55013