درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۰۸۵۹۰۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۴۵ : ۲۱ بازدید: ۱۱۲دیدگاه: ۰

آمریکایی‌ها یاوه‌گویی و غلط زیادی نکنند!

اهمیت سخنان مهم مقام رهبری از منظر تحکیم استقلال ملی و تقویت جهان چند قطبی

اهمیت سخنان مهم مقام رهبری از منظر تحکیم استقلال ملی و تقویت جهان چند قطبی مقاومت در برابر یاوه‌گویی و قلدری آمریکا و رژیم صهیونیستی، وظیفه‌ای تاریخی است.

یاوه‌گویی و قلدری بس است: دفاع از استقلال ملت‌ها در برابر امپریالیسم آمریکا و غرب

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در جهان معاصر، اصل استقلال کشورها به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین حقوق بین‌الملل شناخته شده است؛ اصلی که بر پایه آن، هر ملت حق دارد مسیر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی خود را بدون دخالت خارجی تعیین کند. اما این اصل بنیادین، همواره در معرض تهدید قدرت‌های سلطه‌گر، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، قرار گرفته است. آمریکا با اتکا به توان نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی خود، به شکل مزمنی در امور داخلی کشورها مداخله می‌کند و به‌گونه‌ای عمل می‌کند که گویی جهان حیاط خلوت این کشور است. این رویکرد قلدرمآبانه و سلطه‌جویانه نه‌تنها ناقض حقوق ملت‌هاست، بلکه بذر بی‌ثباتی، جنگ و وابستگی را در نقاط مختلف جهان می‌پراکند.
ریشه‌های تاریخی قلدری استعمارگرانه

سیاست مداخله‌جویانه آمریکا ادامه منطقی سنت استعمار کلاسیک است. استعمارگرانی چون بریتانیا، فرانسه و هلند در قرون گذشته با اشغال نظامی سرزمین‌ها، منابع کشورهای دیگر را غارت می‌کردند. امروز، همان روش‌ها در لباسی نوین ادامه یافته‌اند؛ با تحریم‌های اقتصادی، جنگ‌های نیابتی، کودتاهای نرم، فشارهای دیپلماتیک و عملیات روانی گسترده. آنچه تغییر کرده، ابزارهاست، نه ماهیت سیاست‌ها.


از آمریکای لاتین تا خاورمیانه و شرق دور: دایره وسیع مداخله

مداخلات آمریکا از طریق بیش از ۸۰۰ پایگاه نظامی در جهان محدود به منطقه‌ای خاص نیست. از ساقط کردن دولت‌های مستقل در آمریکای لاتین، تا اشغال عراق و افغانستان، و حمایت از رژیم‌های مستبد و دست نشانده در غرب آسیا، مداخله در امور فیلیپین و تایوان و جزایر ریز و درشت دریای چین جنوبی در شرق دور همگی نشان‌دهنده این واقعیت تلخ‌اند که آمریکا هیچ حد و مرزی برای اعمال سلطه خود نمی‌شناسد. دخالت‌های مستقیم و غیرمستقیم در ایران، ونزوئلا، یمن، عراق و بسیاری دیگر از کشورها، گواهی روشن بر این مدعاست.


زبان تهدید و یاوه‌گویی: ابزاری برای تسلیم‌سازی ملت‌ها

آمریکا با تکیه بر زبان تهدید، تحقیر، و تحریم می‌کوشد ملت‌ها را از مسیر استقلال و مقاومت بازدارد. هر کشوری که بخواهد مستقل بیندیشد، سیاست خارجی مستقل داشته باشد یا منابع خود را در خدمت مردم خویش قرار دهد، فوراً در لیست سیاه می‌رود: یا به عنوان «تهدید علیه امنیت جهانی» معرفی می‌شود، یا «دیکتاتوری» که باید تغییر یابد. این یاوه‌گویی‌ها، در واقع پرده‌ای است برای پوشاندن اهداف واقعی: سلطه بر منابع، بازارها و ساختارهای قدرت منطقه‌ای.


رژیم صهیونیستی: بازوی آشوب‌ساز امپریالیسم در غرب آسیا

هیچ تحلیل دقیقی از سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در منطقه غرب آسیا، بدون درک نقش محوری رژیم صهیونیستی و لابی قدرتمند آن یعنی آیپک کامل نیست. اسرائیل که بر اشغال سرزمین فلسطین و سیاست آپارتاید بنا شده، همواره در جایگاه نیروی بی‌ثبات‌ساز و جنگ‌طلب در منطقه عمل کرده است. حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از این رژیم – چه در زمینه نظامی و امنیتی و چه در بستر دیپلماتیک و رسانه‌ای – ریشه در نفوذ عمیق لابی صهیونیستی در ساختارهای قدرت ایالات متحده دارد.

لابی آیپک (AIPAC) با سرمایه‌گذاری گسترده در انتخابات، کنگره، و رسانه‌ها، موفق شده است هرگونه نقد به رژیم صهیونیستی را به بهای «ضد یهودی بودن» سرکوب کند و سیاست خارجی آمریکا را به ابزاری برای گسترش سلطه بلامنازع تل‌آویو در غرب آسیا، نسل کشی و پاکسازی قوم فلسطین و تجزیه کشورهای بزرگتر از خود با هدف تبدیل شدن به قدرت هژمون و تاسیس اسرائیل بزرگ بدل سازد. در این میان، واقعیت‌هایی چون گزارش رسمی ۱۷ نهاد اطلاعاتی آمریکا از سال ۲۰۱۲ تاکنون که بر صلح آمیز بودن برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران تاکیده داشته است، عملاً در مذاکرات غیر مستقیم جاری بین ایران و آمریکا نادیده گرفته می‌شود و با قلدری استعمارگرانه گفته می شود یا ظرفیت غنی سازی اورانیوم در ایران باید از طریق گفتگو برچیده شود ویا با حمله نظامی محو گردد!  در حالی‌که زرادخانه صدها کلاهک هسته‌ای رژیم صهیونیستی خارج از هرگونه نظارت و بازخواست جهانی قرار دارد.

رژیم صهیونیستی و آمریکا نه‌تنها در پرونده ایران و فلسطین، بلکه در بی‌ثبات‌سازی عراق، سوریه، لبنان و یمن نیز نقش اساسی ایفا کرده‌اند. مقابله با این تبانی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مقاومت در برابر سلطه‌جویی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شمار می رود.

 
چه باید کرد؟ راهبرد مقاومت فعال در جهان در حال دگرگونی

اکنون که جهان از مرحله تک‌قطبی عبور کرده و قدرت آمریکا و متحدانش در سراشیبی افول قرار گرفته است، فرصت تاریخی برای ملت‌هایی فراهم شده که سال‌ها قربانی سلطه‌جویی و قیم‌ مآبی غرب بوده‌اند. ظهور چین به‌عنوان قدرت اقتصادی اول جهان در عمل، شکست راهبردی ناتو در برابر روسیه در بحران اوکراین، و گسترش نهادهای بین‌المللی مستقل مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای، و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، همگی گویای افول نظم سلطه‌محور لیبرال غربی‌اند. در چنین شرایطی، راهبردهای زیر نه‌تنها ضرورت دارند، بلکه از امکان عینی و پشتوانه بین‌المللی بیشتری نیز برخوردار شده‌اند:


۱. تحکیم استقلال ملی: استقلال واقعی، نه وابستگی در لباس تعامل

استقلال ملی در عصر جهانی‌شدن به معنای گسستن از روابط استعماری و برقراری مناسبات متوازن با همه کشورهاست. استقلال تنها با شعار حفظ نمی‌شود؛ باید در عرصه‌های اقتصادی، نظامی، فرهنگی و علمی نهادینه شود. هرگونه وابستگی، روزنه‌ای برای نفوذ بیگانه است. در جهان چند قطبی نوین، استقلال ملی یک ارزش راهبردی است، نه صرفاً شعاری تاریخی. کشورهایی که در گذشته برای فرار از سلطه آمریکا به دامن نهادهای بین‌المللی غرب‌محور چون صندوق بین المللی پول و  بانک جهانی پناه می‌بردند، امروز می‌توانند با بهره‌گیری از نهادهای نوین مانند بانک توسعه بریکس یا سازوکارهای مالی منطقه‌ای، خود را از یوغ دلار و سلطه مالی غرب برهانند. تحکیم استقلال ملی در این دوران به معنای بازسازی ساختارهای اقتصادی مقاوم، کاهش وابستگی به فناوری‌ها و بازارهای غربی، و پی‌ریزی سیاست خارجی چندجانبه‌گرا و در نهایت پاک‌سازی نهادهای داخلی از نفوذ جریانات وابسته به غرب و صهیونیسم می باشد.


۲. همگرایی با کشورهای مستقل و جنوب جهانی: گذر از انزوا به بلوک‌سازی هوشمندانه

قدرت‌های غربی، کشورهای مستقل را به انزوا تهدید می‌کنند، اما ظهور بلوک‌های بین‌المللی نوین نشان می‌دهد که هم‌اکنون نیز می‌توان با پیوستن فعال به نهادهایی چون بریکس، شانگهای و اوراسیا، در ائتلافی متوازن و چندقطبی مشارکت داشت. کشورهای عضو بریکس اکنون بیش از نیمی از جمعیت و نزدیک به نیمی از تولید ناخالص جهانی را نمایندگی می‌کنند. مشارکت فعال در این بلوک‌ها، هم فرصت مبادلات اقتصادی بدون دلار را فراهم می‌آورد و هم ظرفیت سیاسی برای مقابله با فشارهای غرب را افزایش می‌دهد.


۳. افشاگری رسانه‌ای و مقابله با جنگ روایت‌ها: سلاح رسانه، دیگر انحصاری نیست

در دوران جنگ نرم، قدرت رسانه‌ای آمریکا و غرب ابزار اصلی سلطه آن ها بر افکار عمومی جهان بوده است. اما امروز با گسترش بی‌اعتمادی ملت‌ها به رسانه‌های غربی و افول اقتدار رسانه‌ای سی ان.ان، بی بی سی، نیویورک‌تایمز و همتایانشان بهمراه گسترش رسانه‌های مستقل چه در چین، روسیه، آمریکای لاتین و چه کسانی که در سراسر دنیا به تلفنهای هوشمند دسترسی دارند، انحصار رسانه‌ای در حال شکسته شدن است.

در دنیای امروز، کنترل روایت از کنترل اسلحه مهم‌تر شده است.

کشورهای مستقل که در برابر مداخله آمریکا مقاومت می‌کنند باید به راه‌اندازی شبکه‌های رسانه‌ای چند زبانه، توسعه رسانه‌های جایگزین در فضای مجازی، و تربیت نخبگان رسانه‌ای مستقل اقدام کنند تا روایت‌های تحریف‌شده غربی را خنثی و روایت خود از مسائل منطقه‌ای مانند فلسطین، یمن، سوریه، و تحریم‌ها را جهانی نموده، صدای ملت‌های جنوب جهانی را به گوش جهانیان برسانند.


۴. حفظ انسجام داخلی و مشارکت مردمی: مقاومت بدون مردم پایدار نمی‌ماند

تاریخ نشان داده که مداخلات غربی اغلب با تکیه بر شکاف‌های داخلی، فساد ساختاری، و بی‌اعتمادی میان دولت و مردم موفق شده‌اند. در مقابل، کشورهایی که توانسته‌اند با ایجاد پیوند مستحکم میان حاکمیت و توده‌ها، بر بستر عدالت، کرامت و شفافیت عمل کنند، در برابر تحریم‌ها و فشارها تاب‌آورده‌اند. با رشد آگاهی عمومی، مشروعیت داخلی اکنون مهم‌ترین سپر در برابر جنگ‌های ترکیبی غرب است. انسجام ملی، به‌ویژه در جهان چند قطبی، نقش یک ستون استراتژیک را ایفا می‌کند.


۵. مقاومت هوشمندانه و پرهیز از واکنش‌های احساسی: اقتدار از عقلانیت زاده می‌شود

با افول پرستیژ آمریکا، بسیاری از کشورهای مستقل به دام خوش‌بینی یا واکنش‌های احساسی در برابر تهدیدهای آمریکا افتاده‌اند. در حالی که تجربه کشورهایی چون چین، ایران و ونزوئلا نشان می‌دهد که ایستادگی مؤثر، مستلزم ترکیبی از عقلانیت، دیپلماسی تهاجمی و بهره‌گیری از شکاف‌های درون‌غربی است. آمریکا دیگر آن اقتدار بلامنازع دهه ۱۹۹۰ را ندارد؛ اختلافات عمیق درون اتحادیه اروپا، بحران‌های هویتی اجتماعی، نژادی، و اقتصادی در درون ایالات متحده و اروپا که مشروعیت داخلی نظم سلطه‌گر را به چالش کشیده‌اند، و رقابت اقتصادی واشنگتن با چین، فرصت‌هایی را ایجاد کرده که باید هوشمندانه مورد استفاده قرار گیرند.


جهانی دیگر ممکن است

جهان در حال عبور از دوران سلطه یک‌جانبه‌گرایانه است. مشروعیت آمریکا و غرب در حال فرسایش است، و رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری در معرض نفرت و انزجار جهانی قرار دارد. در این شرایط، ملت‌های مستقل اگر بتوانند هوشمندانه عمل کنند، می‌توانند نه‌تنها از مداخلات سلطه‌گران در امان بمانند، بلکه آینده‌ای عادلانه‌تر و چند مرکزی برای نظم جهانی پایه‌گذاری کنند.

مقاومت در برابر یاوه‌گویی و قلدری آمریکا و رژیم صهیونیستی، وظیفه‌ای تاریخی است؛ اما این وظیفه امروز بیش از همیشه ممکن و مؤثر است، اگر با وحدت، عقلانیت، و ابتکار راهبردی توأم باشد.


سخن پایانی

یاوه‌گویی و قلدری‌های آمریکا و غرب رو به افول علیه کشورهای مستقل، دیگر نباید بی‌پاسخ بماند. جهان تک‌قطبی به پایان رسیده است و زمان آن فرا رسیده که ملت‌ها با اتکا به اراده خود، در برابر هرگونه سلطه‌طلبی بایستند. در این مسیر، اصل استقلال کشورها باید چون خط قرمزی غیرقابل‌چشم‌پوشی پاس داشته شود؛ چرا که هیچ ملتی با تسلیم در برابر قدرت‌های استعمارگر، به آزادی، پیشرفت و کرامت دست نخواهد یافت.

 

بقلم سید علی اصغر شهدی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/108590کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ