درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۷۲۴۴۳۱۳ دی ۱۴۰۱ - ۳۴ : ۱۶ بازدید: ۴۹۳دیدگاه: ۰

نقد، ترازو است نه پتک!

نقد، ترازو است نه پتک! به یکی از نویسندگان ثابت روزنامه اعتماد گفته بودند نظرات و انتقادات خودش را درباره آیت‌الله مصباح یزدی بنویسد و بیان کند و او با تبختر اصلاح طلبانه پاسخ داده بود اگر یک مقاله از آقای مصباح دارید بدهید تا من ان را نقد کنم!

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، به یکی از نویسندگان ثابت روزنامه اعتماد گفته بودند نظرات و انتقادات خودش را درباره آیت‌الله مصباح یزدی بنویسد و بیان کند و او با  تبختر اصلاح طلبانه پاسخ داده بود اگر یک مقاله از آقای مصباح دارید بدهید تا من ان را نقد کنم!
فارغ از پاسخ موهن و بی ادبانه این فرد که البته در اصلاح طلبان مسبوق به سابقه است و به کرات تکرار شده است، این نویسنده پرکار همه چیز نویس اخیرا (روزنامه اعتماد، 13 دی، ص 1) نقدی بر سخنان سیداحمد خاتمی نگاشته است که به خوبی نشان می‌دهد عیار این افراد پرگو و پرادعا در فهم سخنان و بعد نقد آن چه میزان است!
روش اصلی این طیف آن است که خود به همه کس و همه چیز توهین می‌کنند و افترا می‌بندند و حرف بی‌سند می‌زنند و البته حرف از شنیدن حرفهای مختلف و مخالف هم می‌زنند اما با ادبیات سخیف و خفیف به منتقد و مخالف خود هجوم می برند!
ایشان با توجه به بخشی از سخنان آقای خاتمی ادعا کرده است: «دست‌اندركاران امور همچنان مي‌كوشند كه خود و كاستي‌هاي موجود را پشت موضوع ديگري چون دين قرار دهند و از طريق تمسك به دين، مخالفان و منتقدان خود را تخطئه كنند، در حالي كه واقعيت چنين نيست.»
جالب است ایشان اول ادعا و استدلال خود را بیان می‌کند و سپس سخنان آقای خاتمی را نقل می‌کند تا از همان ابتدا مصادره به مطلوب کرده و ذهن مخاطب را همان گونه که می خواهد جهت دهد!
ایشان در ادامه برای اثبات ادعای خود نوشته است:
«اگر معترضين ضد دين بودند، قطعا با استقبال عمومي مواجه نمي‌شدند و اگر از آنان استقبال نسبي نمي‌شد، يك روز هم دوام نمي‌آوردند. اتفاقا در موارد متعددي، زنان و مرداني ميان معترضين بودند كه كاملا ظاهر و پوشش مذهبي حتي چادر داشتند.»
این فراز از نوشته این فرد به خوبی روش اصلاح‌طلبان در برخورد با وقایع را نشان می‌دهد
اولا بارها بیان شده باید بین معترض و اغتشاشگر فرق گذاشت و آقای خاتمی هم دراین سخنان و هم در سخنان دیگرش در نماز جمعه بین مزدوران و بی توجه‌ها و غافلان خط‌کشی کرده است. اما جالب است نویسنده روزنامه اعتماد همچون مطبوعه اش ظاهرا نمی خواهد این مرزبندی را داشته باشد و واقعیت را بپذیرد که البته مروری بر عملکرد روزنامه اعتماد در این ایام نشان می‌دهد که اتفاقا به جای دفاع از معترضان همواره حامی اغتشاشگران و قاتلان بوده است.
اگر این مرزبندی برای نویسنده روشن شود آنگاه باید پاسخ دهد کشتن نیروی امنیتی، زدن شاهرگ پلیس، ترور مردم، آتش زدن قرآن، آتش زدن پرچم ایران، اهانت به شهدا، اهانت مکرر به حجاب و مفاهیمی مانند عفت و ناموس و غیرت، تبلیغ همجنس بازی و فحاشی رکیک و جنسی و کشیدن چادر زنان امور متعدد دیگر نشان از اعتراض به چیست؟ چه اصراری در روزنامه اعتماد است که با هر چه نماد بی دینی است همراهی کند و کمترین انتقاد و برائت از این امور را برنتابد؟
با این پیش فرض غلط نویسنده مدعی شده «اگر معترضین با استقبال عمومی مواجه نمی‌شدند...»! روشن است این فراز نویسنده غیر از آن حاوی مطلبی غیرواقعی است توهین به ملت ایران هم می باشد.
اولا دراین سه ماهه همگان دیدند و امروز خود عاملان این اغتشاشات هم اعلام می کنند که نتوانستند مردم را با خود همراه کنند و غیر از روزنامه اعتماد و چند روزنامه دیگر و برخی عناصر سیاسی اصلاح طلب کسی آنها و فراخوانهایشان را جدی نگرفت! و همچون فتنه 88 هر روز که از این غائله گذشت همان تعداد اندک روزهای اول هم ریزش پیدا کرد. حال معلوم نیست آقای نویسنده از کدام استقبال آن هم عمومی دم میزند! البته سابقه این گروه نشان می دهد اینها در انتخاباتها و وقایع این چنینی فقط خودشان و طرفدارانشان را مردم می پندارند و با همان رویه تکبر مخالفان خود هر چند اکثریت باشند با ادبیاتی مانند سیب زمینی بگیران، لبوفروشان، توده های مردم و ... معرفی می کنند که در رای دادن و اظهار نظر رای کیفی پایینی دارند و لذا به حساب نمی آیند!
نویسنده در ادامه برای تاکید حرفش با کمی عقب نشینی از استقبال عمومی نوشته است اگر استقبال نسبی از این اعتراضات نمی شد یک روز هم دوام نمی آورد!
بیان شد که در واقعیت استقبال عمومی وجود نداشته است اما استقبال نسبی عبارتی مبهم است که البته روشن است جمع قلیل پر سر و صدا و نیز جمعی مزدور و عوامل بیگانه که اسناد آن منتشر شده است با پول و رسانه قصد داشتند آتش این اغتشاش را روشن نگه دارند و البته این ربطی به استقبال ندارد! پس اولا نه کسی معترضین را بی دین نامید بلکه مساله آشوبگران اندک بودند و ثانیا نه استقبال عمومی در کار بود!
آقای نویسنده به طور کلی می خواهد معترض و اغتشاش گر را یک کاسه کند و اصلا نمی خواهد بپذیرد بین آنها حتی افرادی ضد دین، همراه با دشمن و مزدور بیگانه قرار داشته‌اند، در حالیکه آقای خاتمی ضمن احترام به معترضین درباره این عده سخن می‌گوید. لذا نمی شود با پیش فرض خودتان به نقد دیگران بروید ابتدا باید کلام طرف را خوب متوجه شوید آنگاه او را نقد کنید لذا اگر آقای خاتمی عمامه پرانی را دین پرانی می نامد از این باب است، چرا که عمامه نماید روحانیت شیعه و نماد دینداری مردم است و فقط بر سر حامیان جمهوری اسلامی نیست بلکه صدها سال است در سرتاسر جهان تشیع و بلکه اسلام این نماد وجود دارد و کسانی که اقدام به انداختن عمامه می کردند خواسته یا ناخواسته به این نماد اهانت می کردند و بخشی از آنها مساله شان اصلا جمهوری اسلامی و این خاتمی و آن خاتمی نبود بلکه از اساس با تشیع و دین مخالف بودند چنانچه بعضا در برخی شعارها و نوشته های خود اذعان می کردند، آقای نویسنده می توانست همین نقد را به آقای خاتمی داشته باشد که همه را با یک چوب نراند و نه آنکه از اساس منکر این بخش از آشوبگران و دین ستیزان مزدوران بشود.
همانطور که نادرست است همه مشکلات را به گردن دشمن و بیگانه بیندازم همان قدر ساده اندیشانه است که نقش دشمن و براندازان را در مشکلات ندید بگیریم.
در اصل نویسنده اعتماد به اموری می‌تازد که قصد گوینده نبوده و از طرفی خودش هم نمی‌خواهد برخی واقعیتعای عریان جامعه را درک کند و یا درک خود را بروز دهد. از این رو نقدش عیار چندانی نداشته و جز مشتی لفاظی سیاست زده نیست.
در اینجا نه کسی قرار است دین را سپر خودش کند و خود را معادل دین بداند و نه قرار است به مردم و حتی معترضین بتازد بلکه بیان بخشی از واقعیتهای جامعه است که ممکن است با تحلیلهای شخصی هم همراه باشد. البته در ادبیات اصلاح طلبان این نکته نهفته است که خود را معادل مردم می دانند و همواره به جای پاسخگویی بر عملکرد خود در دولت و مجلس با فرافکنی و هرج و مرج سیاسی از پاسخگویی شانه خالی کنند و خود را مخالف وضع موجودی بدانند که خود ان را ساخته اند!
جالب اینجاست نویسنده پرادعای اعتماد که در نقد یک سخنرانی معمولی این تعداد مغالطه و اعوجاج دارد خود را برای نقد استاد مصباح یزدی با هزاران ساعت سخنرانی و صفحه کتاب علمی و عمیق شایسته دانسته است!  روزنامه نگار پر هیاهو را چه به نقد علمی عالمان!  نقد به سان ترازو است که باید حرف طرف مقابل را با دقت سنجید و آن را بررسی کرد و درباره آن با انصاف اظهار نظر کرد، نقد پتک نیست که چشم ببندیم و بر سر مخالف خود بکوبیم!

 

حجت‌الاسلام مهدی عامری

 

حجت‌الاسلام مهدی عامری

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/72443کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ