بدرستی، آنها سوریه را نمیشناسند. و اینک «گروه ملی اسلامی سنی» در کنار حزبالله میجنگد و حماس از غزه به حوران بزرگ گسترش مییابد. به همین دلایل، ما از نتانیاهو و ترامپ سپاسگزاریم.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، بدرستی، آنها سوریه را نمیشناسند. و اینک «گروه ملی اسلامی سنی» در کنار حزبالله میجنگد و حماس از غزه به حوران بزرگ گسترش مییابد. به همین دلایل، ما از نتانیاهو و ترامپ سپاسگزاریم.
نزدیک یک سال پیش، پس از سقوط «نظام اسد» و آغاز جشنها و پایکوبیهای عربی، آمریکایی و اسرائیلی برای پیروزی و ظهور سوریه جدید، ما در همان زمان پیشبینی کردیم که آنچه در راه است هولناک و کاملاً برخلاف انتظارات این جشنگیرندگان خواهد بود؛ و اینکه «سوریه کهن» با ریشههایی هشتهزارساله به میراث تاریخی عربی-اسلامی خود بازخواهد گشت و از دل آن مقاومت ملی عربی-اسلامی بیسابقهای زاده خواهد شد.
امروز، کمتر از یک سال بعد، میبینیم این پیشبینی با شتاب و عامدانه بر زمین تحقق مییابد. همزمانی یورشهای تسریعشده اسرائیل به جنوب سوریه، قتلعامهای آن علیه مردم کشور، اطمینانبخشیهای نتانیاهو و وزیر جنگش، یسرائیل کاتز، مبنی بر ماندن همیشگی در حرمون و قنیطره، سکوت مشکوک رهبری جدید سوریه و اصرار آن بر عدم پاسخگویی، همراه با گسترش دایره آشوب، فروپاشی اقتصادی و کشتارهای فرقهای، همگی مؤید همان پیشبینی است.
آنچه تازگی دارد، ظهور «گروه ملی اسلامی» در جنوب سوریه بهعنوان یک مقاومت «سنی» لبنانی–سوری و متحد با همتای «شیعه» خود در جنوب و غرب لبنان (حزبالله) است؛ تجلیای بینظیر از وحدت ملی که خلأ مقاومت سوریه در برابر اشغال اسرائیل را پر میکند و قطبنمای هویت ملی سوریه را تصحیح میسازد.
درست است که تصویر عربی امروز، بهویژه در لبنان، سوریه و غزه، بسیار تیره مینماید، اما این دوره موقتی است و نشانههای فروپاشی این وضعیت غیرعادی و شرمآور آشکار شده است؛ از شهر «بیتجن» در دامنههای حرمون در جنوب دمشق گرفته تا ایستادگی مردم حوران و جنوب سوریه که ریشه در ایمان عمیق آنان به عربیت و عقیدهشان دارد.
رژیم جدید سوریه مقاومت فلسطین را از دمشق بیرون راند و دفاتر آن را بست، اما اکنون این مقاومت از دروازه جنوبی سوریه بازمیگردد؛ قدرتمندتر از پیش. رابطه ایدئولوژیک و رزمی میان گروه ملی اسلامی «الشامیة» از یکسو و حماس و جهاد اسلامی از سوی دیگر، رابطهای ریشهدار است که بر بستر مقاومت در جنوب لبنان شکل گرفته است.
نمیتوان انکار کرد که حملات اسرائیل به جنوب و غرب لبنان (تا ۷۰۰۰ یورش)، جنوب سوریه، قلب دمشق و غزه، تقریباً روزانه ادامه دارد—بیآنکه پاسخی متناسب دریافت کند. اما پاسخ در راه است و زودتر از آنچه بسیاری—بهویژه نتانیاهو—میپندارند. تصمیم پاسخ از همان روز اتخاذ شد که ضربه تاریخی «یکشنبه بزرگ» در قلب تلآویو و حیفا فرود آمد؛ حملهای از سوی فرزندان و شاگردان سنوار، دویف، هنیه و رنتیسی. سنوار که حتی با چوب جنگید، چند ثانیه قبل از شهادتش به گفته اسرائیلیها کشته شد. همچنین پاسخ شجاعانه یمن با موشکهای هایپرسونیک و پهپادهای انتحاری نسل جدید را نباید فراموش کرد—و شگفتیهای آینده نیز در راه است.
اعتماد اسرائیل و فرستادگان آمریکایی به دولت و ارتش لبنان برای خلعسلاح حزبالله تا پایان سال، نشان اوج کوتاهبینی آنان است؛ به آنان میگوییم: حتی یک گلوله را هم خلع نخواهید کرد. شاید پیش از پایان همین سال، پاسخ فراگیر مقاومت در همه شاخههایش را خواهید دید.
یادآوری این نکته ضروری است که مقاومت در غزه شکست نخورده و نتانیاهو هیچیک از اهدافش را محقق نکرده است. گردانهای قسام و جهاد اسلامی همچنان دو سوم غزه را در کنترل دارند و شمار مبارزانشان رو به افزایش است. این جنگی طولانی است—طولانیترین در تاریخ نزاع—و مقاومت تا تحقق اهدافش بازنخواهد ایستاد. چه کسی تصور میکرد که بتوانند بزرگترین ارتش و دستگاه اطلاعاتی جهان را در «طوفان اقصی» شکست دهند و دو سال کامل دوام آورند؟
نیروهای اسرائیلی در هفت جبهه میجنگند و جبهه هشتم، یعنی سوریه، نیز وارد کارزار شده است، بیآنکه هیچیک از اهدافشان محقق شده باشد. حتی خود اسرائیل اعتراف دارد که حزبالله در حال بازیابی توان رزمی، تولید موشکهای دقیق و دریافت تجهیزات از مسیر سوریه است.
شما کیستید که در هشت جبهه علیه ملتی بجنگید که ریشههایش هزاران سال در تاریخ و جغرافیاست؟ خیال پیروزی دارید؟ اینها رؤیاهایی بیش نیست. این ملتها همه مهاجمان را شکست دادهاند و در برابر شما نیز خواهند ایستاد.
امروز سخن از اقدام مشترک سیاسی–نظامی آمریکا و اسرائیل برای ایجاد آرامش و ثبات در منطقه است—البته با هدف حمله کوبنده به ایران و شاخههای مقاومت و تغییر رژیم در تهران پیش از پایان دوره ترامپ.
ما به آنان میگوییم: رویارویی بزرگ بعدی طولانیتر و گستردهتر خواهد بود و جنگ ۱۲ روزه در برابر آن رنگ خواهد باخت. ایران نه برنامه هستهای خود را رها کرده و نه خواهد کرد؛ چه با زور و چه با مذاکره. ایران اکنون شکافهای پدافند هواییاش را پر میکند و موشکهای بالستیک و زیردریاییهایی تولید میکند که قدرت و دقتشان شگفتانگیز خواهد بود.
ترامپ، همان کسی که روی او شرط بستهاید، زلنسکی و اوکراین را رها کرد؛ در آستانه فرو رفتن در جنگی با آمریکای جنوبی است؛ میان مردم خود و جهان منفور شده و اگر دورهاش را کامل کند فرصتی برای نجات شما نخواهد داشت. نشانههایش فراوان است. از زهران ممدانی بپرسید—و روزها خود گواه خواهد بود.
عبدالباری عطوان در این مقاله استدلال میکند که روندهای میدانی سوریه، لبنان و غزه برخلاف محاسبات آمریکا و اسرائیل در حال پیشروی است. او معتقد است سقوط نظام پیشین سوریه نهتنها به «سوریه جدید» مورد نظر غرب منجر نشده، بلکه بستر مقاومت تازهای را در جنوب سوریه ایجاد کرده است؛ مقاومتی با محوریت «گروه ملی اسلامی سنی» که در کنار حزبالله و با پیوندهای ایدئولوژیک با حماس و جهاد اسلامی عمل میکند. عطوان، حملات گسترده اسرائیل را فاقد بازدارندگی میداند و میگوید پاسخهای بزرگتری در راه است. به باور او، مقاومت در غزه شکست نخورده و جنگ کنونی طولانیترین جنگ در تاریخ درگیری فلسطین–اسرائیل شده است. او هشدار میدهد که آمریکا و اسرائیل درک درستی از توان ملتهای منطقه ندارند و تلاش برای حمله گسترده به ایران سرانجامی جز گسترش جنگ نخواهد داشت. در پایان تأکید میکند که ایران از برنامه هستهای خود عقبنشینی نخواهد کرد و درگیری بزرگتری در راه است.
۱) تحول ماهوی مقاومت در سوریه: او شکلگیری یک مقاومت سنی–شیعی مشترک در جنوب سوریه را نشانه احیای هویت مقاومت و شکست راهبرد اسرائیل در تجزیه نیروهای منطقهای میداند. این تحلیل نشان میدهد که تغییر ساختار سیاسی سوریه پس از جنگ، برخلاف تصور بسیاری از بازیگران خارجی، به تضعیف محور مقاومت منجر نشد بلکه شکل جدیدی به آن داد.
۲) تداوم جنگ فرسایشی و بنبست اسرائیل: عطوان اسرائیل را درگیر جنگی چندجبههای میبیند که از کنترلش خارج شده و معتقد است بازدارندگی این رژیم فرو ریخته است. او با تأکید بر توانایی فزاینده غزه، لبنان و یمن، وضعیت کنونی را آستانه تحولی ژئوپلیتیک میداند.
۳) سرانجام، مقاله او بازتابدهنده وضعیت جدیدی است: نقشآفرینی فزاینده جنوب سوریه بهعنوان جبهه تازه علیه اسرائیل و تقویت استراتژی «محاصره چندجبههای» علیه تلآویو. چنین وضعیتی احتمال تشدید تنش منطقهای را افزایش میدهد، بهویژه اگر آمریکا و اسرائیل بر راهبرد فشار حداکثری علیه ایران اصرار ورزند.
بقلم عبدالباری عطوان
۱۳ آذر ۱۹۰۹
۴ دسامبر ۲۰۲۵
برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/115116