روز خبرنگار مبارک باد! به همهی آنان که بیهیاهو، بیادعا، بیپشتوانهی زر و زور، با قلمی آتشگرفته و قلبی آکنده از دغدغه، روایتگر رنج مردماند.
روز خبرنگار مبارک باد!
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، به همهی آنان که بیهیاهو، بیادعا، بیپشتوانهی زر و زور، با قلمی آتشگرفته و قلبی آکنده از دغدغه، روایتگر رنج مردماند؛
به خبرنگارانی که شب را بیخبر نمیخوابند، و روز را بیوجدان نمینویسند؛
به آنان که صدای بیصداها شدند، چشم حقیقت در تاریکیها، و زبان مردمان در انبوه سانسورها.
روز شما فرخنده باد، ای وارثان رسالت آگاهی و آزادی!
یاد و راه شهیدان عرصه خبر، بهویژه شهدای خبرنگار در غزه، جاودانه و الهامبخش باد.
روز خبرنگار، فرصتی است برای بازنگری در «هویت حرفهای خبرنگار». آیا خبرنگار صرفاً ناقل خبر است یا روایتگر حقیقت؟ آیا فقط در پی سرعت است یا عمق و آگاهی؟ این روز باید بهانهای باشد برای بازخوانی رسالتی که خبرنگار دارد؛ رسالتی که امروز بیش از همیشه در گرداب فساد سیاسی، منافع سرمایهسالاران، سانسور، و جنگهای رسانهای در خطر است.
1) خبرنگار؛ روایتگر حقیقت در سپیدهدمان آگاهی
در تقویم رسمی، هفدهم مرداد «روز خبرنگار» است، اما در تقویم دلها، این روز از جنس آگاهی، مسئولیت، ایثار و بیداری است؛ روز آنان که نه با سلاح، بلکه با قلم و دوربین و ضبط صوت، در خط مقدم نبرد روایتها ایستادهاند. اصحاب رسانه، پاسداران بیادعای حقیقتاند که با جان و دل، مرزهای سکوت و سانسور را میشکنند تا روشنی را به خانههای مردمان برسانند.
خبرنگار، در جهان امروز دیگر تنها یک راوی سادهی خبر نیست؛ او کنشگری تأثیرگذار است که در نبرد نرم جهانی، در جنگ روایتها و بازتعریف واقعیتها، همچون دیدهبانی هشیار بر قلّهی آگاهی ایستاده و در لحظات خطیر تاریخی، وظیفهای سنگین بر دوش دارد. خبرنگاران هنرمندانه و هوشمندانه یکی از ارکان مقاومتاند. آنها روایتگران پیروزیهای ملت ایران و افشاگران تجاوز آمریکایی-صهیونیستیاند؛ صدای حقیقت در برابر انبوه دروغهایی که از اتاقهای فکر امپراتوری رسانهای غرب روانهی افکار عمومی میشود.
امروز، بیش از همیشه، جامعهی ما به خبرنگارانی نیاز دارد که در مسیر جهاد تبیین، بیواهمه از فشار و تهدید، به رسالت واقعی خود یعنی «روشنگری» وفادار بمانند. در میدان صلح، خبرنگار وجدان بیدار جامعه است؛ کاشف تاریکیهای پنهان در قدرت، و روشنگر راه عدالت. در روزگار جنگ، او نه صرفاً مخابرهگر اخبار، که رزمندهای است با لباس حقیقت، که از خاکریز رسانه، مانع پیشروی جعلیات و تحریف دشمن میشود.
نقش خبرنگار در سلامت جامعه نیز انکارناپذیر است. جامعهای که رسانهای آزاد، متعهد، دقیق و مسئول ندارد، بهزودی در دام گمراهی، فساد و استبداد فرو میرود. خبرنگار، مانع انحراف دولتها، پالایشگر فضای سیاسی، و حافظ سرمایهی اعتماد عمومی است. اگرچه گاه این وظیفه، بهای سنگینی دارد؛ جانهایی که در راه حقیقت فدا شدهاند.
2)خبرنگار؛ صدای روشنی در تاریکی روایتها
هفدهم مرداد، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ صیقل خاطرهی جمعی یک ملت است از جانفشانی آنانی که در میدان نبرد روایتها، قلم را چون شمشیر برداشتند و در دفاع از حقیقت، از جان نیز گذشتند. این روز، به یاد شهید محمود صارمی و تمام خبرنگاران شهید، فریادیست که میخواهد بگوید: خبرنگاری تنها یک شغل نیست، بلکه سنگریست در قلب نبردهای مدرن.
3) در جهان امروز، رسانه جبهه است و خبرنگار رزمنده
بهدرستی از خبرنگاران به عنوان «پاسداران جبههی تبیین و مدافعان پیشگام امنیت ملی» یاد شده است. و این، نه یک تعارف سازمانی، بلکه حقیقتی اثباتشده درمیدانهای واقعی نبرد روایتهاست. درجنگ ۱۲روزه علیه تجاوزآمریکایی-صهیونیستی، این خبرنگاران بودندکه با به تصویرکشیدن مقاومت وافشای جنایات دشمن، مانع تحریف تاریخ و تطهیر متجاوز شدند. آنان با قلم، دوربین، ضبط صوت و حتی جان خود، مانع آن شدند که حقیقت در انحصار دروغپردازان غربی دفن شود.
و در زمان صلح، خبرنگار وجدان بیدار ملت است.
خبرنگار چشم بیدار جامعه در برابر تاریکی فساد، دروغ و استبداد است. در ساختار هر نظام سیاسی، رسانه باید چشم بینای مردم باشد؛ نه چشمبستهی دولت ها. اگرخبرنگار آزاد، مستقل ومتعهد نباشد، انحراف درسکوت گسترش مییابد، و ملت بدون آگاهی، بیدفاع میماند.
اما آیا در برابر چنین جایگاهی، به آنها آنچنان که باید، حرمت نهادهایم؟
4)چالش بزرگ خبرنگاران؛ معیشت فراموششده، منزلت پایمالشده
درد امروز اصحاب رسانه تنها در خطرات میدانی نیست؛ بلکه در غفلت ساختاریست که خبرنگار را به ابزاری مصرفی در ساختار سرمایهسالار رسانهها بدل کرده است. خبرنگاری که در گرما و سرما، شب و روز، در بحران و حادثه بیوقفه در حال تولید محتواست، در بسیاری از رسانهها حتی از بیمه، قرارداد، حداقل دستمزد و امنیت شغلی محروم است.
در ساختار بسیاری از رسانهها، خبرنگار نه شریک فکری، که صرفاً «تولیدکننده محتوا»ست، آنهم با کمترین هزینه و بیشترین بهرهکشی. در چنین فضایی، رسالت خبرنگاری آسیب میبیند، روح آن فرسوده میشود و حقیقت، قربانی مصلحت و منفعت میگردد.
5)نیاز امروز؛ امنیت شغلی، حمایت ساختاری، و منزلت حرفهای
اگر اصحاب رسانه، پاسداران مرزهای آگاهی هستند، پس حفاظت از آنها همانقدر ضروریست که حفاظت از مرزهای جغرافیایی. باید قوانینی الزامآور برای بیمه، امنیت شغلی، پرداخت منصفانه و حمایتهای درمانی خبرنگاران اجرایی شود. خانههای مطبوعات و نهادهای صنفی نیز باید ازانفعال خارج شوند و به مدافع واقعی حقوق خبرنگاران بدل گردند، نه ویترینهای نمادین در مراسم تقدیر.
به تعبیر یکی از کارشناسان حقوقی با تجربه 25 ساله اخير از زمان اصلاح قانون مطبوعات به نظر ميرسد زمان مناسبي براي آن است كه نخبگان سياسي، رسانهاي، اجتماعي و حقوقي دور هم جمع شوند با بهرهگيري از تجربيات 25 ساله اخيري كه از عمر قانوني ميگذرد به اصلاح بنيادين قانون هميت بگمارند.
6) نگاه داخلی: خبرنگار در ایران، صدای مردم یا صدای مدیران و مسولان؟
در ایران، خبرنگار در شرایطی پیچیده و چندلایه فعالیت میکند:
* از سویی، وظیفه دارد که صدای مردم باشد، دیدهبان قدرت، پرسشگر مسئولان، و حافظ منافع عمومی؛
* و از سوی دیگر، گاهی در فشار نهادها و خطقرمزهای رسمی، ناچار به خودسانسوری یا محافظهکاری میشود.
اما خبرنگار متعهد در ایران، کسی است که علیرغم این تنگناها، قلم را نمیفروشد، وجدان حرفهای را حفظ میکند و از حقیقت عقبنشینی نمیکند.
در روز خبرنگار، باید به آن خبرنگارانی درود فرستاد که با خطر بیکاری، تهدید، تحقیر یا حتی زندان، باز هم حقیقت را سانسور نکردند.
7) نگاه بینالمللی: خبرنگار در جهان سرمایهداری و جنگ رسانهها
در نظام سرمایهداری غربی، خبرنگار ظاهراً آزاد است، اما در عمل، وابسته به ساختارهای سرمایه و سیاست است. در آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان، خبرنگارها اغلب کارمندان شرکتهای بزرگ رسانهایاند که سیاستهای جهانی را شکل میدهند؛ نه بازتاب میدهند.
جولیان آسانژ[1] نمونهای جهانی از فریاد حقیقت است که به جرم افشای واقعیتها،سالهاست که تحت شکنجهی حقوقی و سیاسی قرار دارد.
8) رسالت فرهنگی خبرنگار: حافظ حافظه جمعی و تاریخ
خبرنگار تنها خبر نمیدهد؛ او تاریخ را مینویسد. رویدادها را تفسیر و روایت میکند و حافظه جمعی جامعه را شکل میدهد. او میتواند فرهنگ بیتفاوتی را بشکند و وجدان عمومی را بیدار کند.
وقتی خبرنگاری از فقر، بیعدالتی، سانسور، حاشیهنشینی، یا رشوهخواری گزارش تهیه میکند، در حقیقت دارد تاریخنگاری فرهنگی میکند.
9) رسالت اجتماعی خبرنگار: پیوند با مردم، نه قدرت
خبرنگار اگر از دل مردم باشد و برای مردم بنویسد، ستون فقرات بیداری اجتماعی میشود. اما اگر ابزار تبلیغاتی قدرتها گردد، به یک «بلندگو» تبدیل میشود، نه به وجدان زنده.
در عرصه عدالت اجتماعی، خبرنگار میتواند صدای روستایی بینصیب، کارگر مظلوم، مادر تنها، کودک کار، یا آسیبدیدگان نظامهای معیوب باشد.
10) رسالت سیاسی خبرنگار: دیدهبان قدرت، نه شریک قدرت
خبرنگارِ سیاستزده؛ فاسد است، اما خبرنگارِ سیاسی آگاه، شریفترین وجدان جامعه است. رسالت سیاسی خبرنگار، کنترل قدرت است، نه تطهیر آن. او باید «سؤال» کند، نه «توجیه».
در روزگارکنونی که رسانههای بزرگ جهانی خود ابزارجنگهای نرماند، خبرنگارمستقل همانند چریک روشنگر است در میدان پر از تاریکی.
و امروز، صدای خبرنگار صدای حق ملت است.
اگردشمن بارسانههای امپراتوریاش میخواهد ایران رامنفعل، منزوی وتحقیرشده تصویرکند،این خبرنگاران ما هستند که با روشنگری، تبیین دقیق، مقابله با جنگ ادراکی و روایت حقیقت، خط مقدم مقاومت فرهنگی و سیاسی را تشکیل میدهند.
11) رسالت اقتصادی خبرنگار: در برابر سرمایهداران زالو صفت
سرمایهداران رسانهای که رسانهها را میخرند تا از جنگ، فقر، بحران و ترس، سود بسازند، دشمنان اصلی حقیقتاند. خبرنگاری که قلمش را نفروشد، با شرافتترین عنصر در معادلات اقتصادی است.
خبرنگاری که فقر را میبیند و درباره آن مینویسد، در حال بازتوزیع عدالت و آگاهی است.
12) خبرنگار، مجاهدی در میدان تبیین
از شهید محمود صارمی تا سیدمرتضی آوینی، از خبرنگاران دفاع مقدس تا شهدای جبهه مقاومت و خبرنگاران مدافع حرم، همگی اثبات کردهاند که خبرنگار، مجاهدی در میدان تبیین است. همانگونه که شهید آوینی میگفت: «کار ما روایت فتح است، نه عقبنشینی.» این جمله، روح حرفهی خبرنگاری انقلابی و متعهد را بهزیبایی خلاصه میکند.
در جنگ غزه، بیش از 250 خبرنگار شهید شدند؛ خبرنگارانی که از نوزاد کشتهشده، مادر مثله شده، مسجد سوخته و مدرسه ویرانشده فیلم گرفتند، روایت کردند، و جان دادند.
این خبرنگاران، سربازان حقیقت بودند؛ نه مزدبگیران بنگاههای خبری.آنان مرزخبرنگاروشهیدرادرهم شکستند و مفهوم «خبرنگار مقاوم» را به جهان نشان دادند.
13) خطر تسلیمشدن: مرگ تدریجی خبرنگار
خبرنگاری که با حقوق کم، خط قرمزهای بیمنطق، تهدیدهای قدرت، وسوسه سرمایه و تنبلی ذهنی تن دهد، دیگر خبرنگار نیست؛ «تحریفگر» است.
روز خبرنگار، روز پرسیدن این پرسش از خود خبرنگاران است: آیا هنوز وجدانم زنده است؟
14) روز خبرنگار، روز تعهد است
روز خبرنگار را نباید با گل و بنر و پیامهای کلیشهای گرامی داشت؛ باید با یاد شهدای حقیقت، با مطالبه حقوق خبرنگاران مستقل، و با حمایت از رسانههای مردمی گرامی داشت.
در روز خبرنگار، باید بیش از پیامهای نمادین و عکسهای ژستدار، از رنج معیشتی خبرنگاران گفت؛
باید امنیت شغلیشان، آزادی عملشان، و حرمت قلمشان را مطالبه کرد؛
و باید دوباره با صدای بلند گفت:
خبرنگار، نه تریبون قدرت است و نه سرباز سرمایه دار زالو صفت؛
بلکه وجدان زندهی جامعه است.
و روز خبرنگار، روز تجلیل از حقیقت است؛ نه روز بزککردن دروغها.
و یادمان نرود:
خبرنگار واقعی، مرعوب نمیشود؛
مأمور نمیشود؛
و مأجور نمیشود.
جان کلام این که؛
همان گون که در سطور پیشین بیان شد؛ روز خبرنگار فرصتیست برای تجلیل واقعی از مقام خبرنگار، نه فقط با لوح و تقدیر، بلکه با رفع دغدغههای معیشتی، ایجاد امنیت شغلی، تضمین آزادی بیان در چارچوب قانون و تقویت نهادهای صنفی. و بیش ازهمه، پاسداشت صدای راستیست که حتی زیرآوار تحریف، همچنان شنیده میشود. زیرا تا وقتی خبرنگار هست، امید به حقیقت زنده است.

پینوشت:
[1] - جولیَن پاول آسانْژ متولد ۳ ژوئیه ۱۹۷۱ روزنامهنگار، برنامهنویس رایانه، کنشگر اینترنت و از بنیانگذاران وبگاه ویکیلیکس و سردبیر استرالیایی آن است. هدف ویکیلیکس به عنوان یک رسانه اینترنتی افشاگر برای اخبار سیاسی و اجتماعی، ایجادشفافیت در عملکرد دولتها است. آسانژ در تاریخ ۱۱ آوریل ۲۰۱۹ توسط پلیس بریتانیا بازداشت شد. در سال ۲۰۱۰ ویکیلیکس اسناد جنگ عراق از جمله ویدیوی کشتار غیر نظامیان در عراق توسط بالگردهای ارتش آمریکا، و افشاگری جنگ افغانستان را درباره درگیری آمریکا در این جنگها منتشر کرد که برخی از آنها اسناد محرمانه بودهاند. در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰ ویکیلیکس و پنج همکار مطبوعاتی اشپیگل، نیویورک تایمز، لوموند، گاردین و ال پایس شروع به انتشار شنودهای غیرقانونی دیپلماتیک آمریکا-افشای اسناد دیپلماتیک آمریکا- کردند. آسانژ در فوریه ۲۰۱۱ در دادگاه بریتانیا برای بازپس فرستاده شدن به سوئد به منظور پاسخگویی به پرسوجو درباره اتهام جنسی حضور یافت. او در پاسخ به بازجویان اظهار داشت که نسبتهایی که به او داده شده بیپایه هستند و با قرار وثیقه آزادشد. در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۲ او به سفارت اکوادور درلندن پناهنده شد. در ۱۶ اوت ۲۰۱۲ اکوادور تقاضای پناهندگی او را پذیرفت. در فوریه ۲۰۱۶ یک کمیسیون سازمان ملل متحد این نظریه قانونی «غیر الزام اور» را صادر کرد که آسانژ تحت بازداشت خود سرانه قرار گرفتهاست و باید آزادی او به وی بازگردانده شده و غرامت پرداخت شود. این نظریه کمیسیون از طرف دادستانیهای بریتانیا و سوئد و همچنین وزارت خارجه بریتانیا رد شد. در مه ۲۰۱۷، دادستان سوئد تصمیم با دستور توقف تحقیق درباره ادعای آزار جنسی آسانژ، حکم بازداشت او را باطل کرد. لنین مورنو رئیسجمهوری اکواردور در ژوئیه ۲۰۱۸ از صحبتهایی که با مقامات بریتانیایی برای لغو پناهندگی او صورتگرفته بود خبر داد. در ۱۱ آوریل ۲۰۱۹، پلیس بریتانیا با دعوت سفیر اکوادور وارد سفارت شد و آسانژ را بازداشت کرد. او تا آن هنگام در یکی از اتاقهای سفارت اکوادور در لندن زندگی میکرد. رهبر حزب کارگر انگلیس به خاطر افشای جنایات آمریکا در عراق و افغانستان از جولیان آسانژ قدردانی کرد. به گزارش آسوشیتدپرس، جرمی کوربین رهبر حزب کارگر انگلیس روز شنبه ۲۴ فروردین ۹۸ گفت: جولیان آسانژ بنیان گذار سایت افشاگر ویکی لیکس نباید به آمریکا تحویل داده شود و اگر متهم به اذیت و آزار جنسی است و باید دادگاهی شود، این دادگاه باید در سوئد باشد.
رهبر حزب کارگر انگلیس این سخنان را میان هفتاد قانون گذار انگلیس بیان کرد. تمامی این افراد اعتقاد دارند اگر آسانژ به خاطر اتهام سوء استفاده جنسی باید محاکمه شود، این دادگاه باید در سوئد برگزار شود. کوربین در خصوص احتمال استرداد جولیان آسانژ به آمریکا ابراز نگرانی کرد. موسس سایت افشاگر ویکیلیکس در تاریخ ۱ می ۲۰۱۹ بابت نادیده گرفتن حکم یک دادگاه انگلیسی و پناه گرفتن در سفارتخانه اکوادور در لندن به ۵۰ هفته حبس محکوم شد.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/111328