در میان شخصیتهای برجسته تاریخ اسلام، حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام جایگاهی دارد که از مرزهای عاطفه، فداکاری و شجاعت فراتر رفته و به الگویی کامل از عقلانیت ولایی، معرفت عاشورایی و شهامت حکیمانه تبدیل شده است.
آب از دست تو آبرو پیدا کرد
مهتاب، دلِ بهانه جو پیدا کرد
دست تو به آب خورد و خورشید فرات
در دستت فرصت وضو پیدا کرد
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در میان شخصیتهای برجسته تاریخ اسلام، حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام جایگاهی دارد که از مرزهای عاطفه، فداکاری و شجاعت فراتر رفته و به الگویی کامل از عقلانیت ولایی، معرفت عاشورایی و شهامت حکیمانه تبدیل شده است.
در فرهنگ شیعی، او نهتنها برادر امام حسین(ع)، که تجلی بصیرتی است که با شمشیر، در خدمت امامت ایستاده است. کربلا بدون عباس، تنها یک قیام نظامی باقی میماند؛ اما عباس آن را به نهضتی مبتنی بر وفاداری مطلق، اخلاق ولایی، و عقلانیت مجاهدانه بدل ساخت.
ضرورت بازخوانی نقش حضرت عباس(ع)، به دلایل متعددی است:
اولاً تحلیل تاریخی کربلا، غالباً متمرکز بر امام حسین(ع) و دشمنان است، و نقش یاران خاصی چون عباس کمتر بهطور علمی بررسی شده است؛
ثانیاً شخصیت حضرت عباس در منابع اهل سنت نیز مورد توجه بوده، اما کمتر به وجوه جامع آن پرداخته شده است؛
ثالثاً در عصری که وفاداری، ایثار و عقلانیت در جامعه اسلامی دچارتحریف شدهاند، بازگشت به الگوی حضرت عباس میتواند پیونددهنده بین سنت، عقل، ایمان و فداکاری باشد.
هدف این مقاله، بررسی دقیق، مستند و تحلیلی از شخصیت حضرت عباس(ع) در ابعاد گوناگون تاریخی، معرفتی، نظامی و اجتماعی است. در این مسیر، به منابع کهن مانند «مقتل الحسین» (مقرم)، «لهوف» (سید بن طاووس)، و نیز آثار اهل سنت چون «البدایة والنهایة» (ابن کثیر) استناد خواهد شد.
حضرت عباس بن علی علیهالسلام در سال ۲۶ هجری در مدینه متولد شد.پدراو امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع)است ومادرش فاطمه بنت حِزام،یا به اصطلاح اُمّالْبَنین(درگذشته ۶۴ق)[1]، ازخانوادهای بزرگ منزلت، شجاع و وفادار به اهل بیت بود.
علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین “عباس” آورد
الف) شأن خانوادگی و جایگاه قبیلهای
امالبنین از قبیلهی بنیکلاب بود؛ قبیلهای عرب از نجد با شهرتی ویژه در دلاوری، رشادت، ادب و فصاحت. بسیاری از بزرگان قبیله او در صفین، جمل و نهروان در کنار علی(ع) جنگیده بودند.
امیرالمؤمنین(ع) پس از شهادت حضرت زهرا(س)، با انگیزهای روشن و هدفدار، با امالبنین ازدواج کرد تا فرزندانی شجاع، مؤمن و وفادار برای روزهای دشوار آینده تربیت کند.[2]
ب) تربیت در سایهی امامت
حضرت عباس(ع) در فضایی رشد کرد که سه امام معصوم در آن حاضر بودند:
امیرالمؤمنین علی(ع)، پدر و مربی مستقیم او؛
امام حسن مجتبی(ع)، الگویی برای حلم، سیاست و صلح؛
امام حسین(ع)، محور محبت، ولایت و ایثار.
او در خانهای بزرگ شد که در آن، نماز با معرفت بود، جهاد با حکمت بود، محبت با بصیرت بود. عباس، تربیتیافتهای بود که هم علمِ علی(ع) را میآموخت، هم ادبِ زهرا(س) را، هم عشقِ حسینی را.
ج) لقبها و ویژگیهای اولیه
حضرت عباس در جوانی به دلیل ویژگیهای خاص، القابی مانند «السقّا»، «باب الحوائج»، «ابوالفضل»، «ابوالقاسم»، و بعدها «قمر بنیهاشم» گرفت. او از آغاز نوجوانی، درجنگهای امیرالمؤمنین مانند جنگ صفین شرکت داشت و به شجاعت و مهارت در سواری و شمشیرزنی شناخته شد.[3]
شخصیت حضرت ابوالفضل العباس(ع)، فراتر از افسانه و عاطفه، در منابع معتبر تاریخی و روایی تصویر شده است. برخلاف برخی یاران دیگر امام حسین(ع) که فقط در متون شیعه مورد توجهاند، حضرت عباس(ع) در منابع اهل سنت نیز به بزرگی، شجاعت و وفاداری شناخته شده است. در این قسمت از بحث، شخصیت حضرت عباس را از سه منظر بررسی میکنیم:
الف) در منابع شیعه: الگوی بصیرت و بندگی
در متون شیعی، عباس بن علی(ع) یکی از کاملترین یاران اهل بیت است. او عبد صالح، سرباز آگاه امام زمان خود، و نماد بصیرت در دوران فتنه معرفی میشود.
سید بن طاووس در «لهوف» مینویسد: «عباس(ع) در شب عاشورا، جان خود را به برادرش سپرد و با آرامش کامل، خود را آماده شهادت کرد؛ هیچ نشانهای از ترس و تردید در او نبود.»[4]
شیخ صدوق در «الأمالی» درباره وفاداری حضرت عباس مینویسد:«او نافرمانی نکرد، بیاذن امام وارد میدان نشد و تا لحظه آخر، چهرهاش از ایمان و ادب میدرخشید.»[5]
ب) در منابع اهل سنت: شجاعت، ادب و وفاداری بینظیر
برخلاف تصور عمومی، شخصیت حضرت عباس در منابع اهل سنت نیز مورد احترام و تجلیل قرار گرفته است:
ابن اثیر در «الکامل فی التاریخ»: «عباس، برادر حسین بود. مردی رشید، فصیح، بلندقد و جنگاور. در روز عاشورا، پرچمدار سپاه برادرش بود و مردانه جنگید تا شهید شد.»[6]
ابن کثیر دمشقی، در روایت عاشورا، عباس را به عنوان یکی از برجستهترین یاران امام حسین(ع) معرفی میکند که دشمن نیز به دلیری و خلق نیکویش معترف بود.[7]
این اعترافها، نشان از عمق اثرگذاری حضرت عباس بر وجدان تاریخی جهان اسلام دارد؛ حتی نزد کسانی که به لحاظ مذهبی، با نگاه شیعی فاصله دارند.
ج) تحلیل شخصیت: جمع اضداد زیبا در یک انسان
عباس(ع) شخصیتی بود که در او، مجموعهای از ویژگیهای به ظاهر متضاد با هم جمع شده بود:
شجاع، اما تابع امام؛
قوی، اما مؤدب و مهربان؛
فرمانده، اما مطیع کامل امام زمانش؛
دارای غیرت، اما پر از عقلانیت.
این جمع اضداد، او را به الگویی برای مجاهدان، مدیران، و پیروان ولایتمدار بدل ساخته است.
شخصیت حضرت عباس(ع) تنها در هیبت رزمآوری، پرچمداری و ایثار خلاصه نمیشود. وی پیش از آنکه شمشیر بهدست گیرد، در سایه تربیت امیرالمؤمنین(ع) و در کنار دو امام معصوم، به درک عمیقی از دین، عقلانیت و معرفت رسید.
الف) تعلیم در دامان علی(ع): آغاز عقلانیت عباس
امیرالمؤمنین علی(ع)، پدر حضرت عباس، چهرهی درخشان عقل، حکمت، فقه، و سیاست اسلامی بود. عباس در چنین خانهای بالید؛ خانهای که:
در آن قرآن نازل میشد و با عقل تفسیر میگشت؛
در آن سنت پیامبر با عقل و عدالت جمع میشد؛
در آن جهاد، بدون معرفت مجاز نبود.
حضرت عباس، تحت تربیت پدر، مفاهیمی چون «امامت»، «عدالت اجتماعی»، «امر به معروف» و «ولایت» را نهتنها شنید، بلکه با قلبش دریافت و با جانش تمرین کرد.[8]
ب) بصیرت در کربلا: عقلانیت در میدان فتنه
واقعهی عاشورا، میدان آزمایش عقلانیت ولایی است. عباس در این میدان، نه با احساس، بلکه با بینش عمیق تصمیم میگیرد:
او میداند امام حسین(ع) معصوم است و حجت خدا؛
او میداند که میان کشته شدن و خیانت، راهی نیست؛
او حتی در لحظهی رفتن به آب فرات، از عقل ولایی خود پیروی میکند نه از غریزهی عطش.
این سطح از تسلط بر نفس، نشاندهنده بلوغ عقلانی اوست، همان چیزی که در زیارتنامهی حضرت عباس از امام صادق(ع) با عنوان «نافذ البصیره» آمده است؛ یعنی دارای بصیرتی نافذ و عقل فعال.[9]
ج) گفتار امام صادق(ع) دربارهی عقلانیت عباس
امام صادق(ع) در زیارت مخصوص حضرت عباس میفرماید: «أشهد أنّک مضیت علی ما مضی به البدریّون، والمجاهدون بین یدی رسول الله، و أبی الحسن، و الحسین بن علی(ع): یعنی تو با همان عقل و بصیرتی جنگیدی که یاران بدر، علی و حسین داشتند.»[10]
برخی علما (مانند شیخ محمدرضا مظفر) در تفسیر این زیارت، حضرت عباس را نمونهای از پیوند عقل و ایمان دانستهاند؛ کسی که عقلش در خدمت ولایت بود، نه در خدمت دنیا یا هوس.[11]
د) الگویی برای مؤمن عقلگرا
حضرت عباس الگویی برای آندسته از مؤمنان است که میخواهند در عین شجاعت، اهل تفکر باشند. او در مقابل عوامزدگی، سطحینگری و احساساتگرایی کور ایستاد و بهما آموخت که: «شمشیر اگر از عقل فرمان نگیرد، به بیراهه میرود.»
از مدینه تا کربلا؛ همراهی سیاسی، وفاداری خانوادگی، و آمادگی نظامی
حضرت عباس(ع) از آغاز حرکت نهضت حسینی تا رسیدن به کربلا، نقشی فعال، آگاهانه و چندلایه ایفا کرد. برخلاف برخی یاران امام که در مسیر به نهضت پیوستند، عباس(ع) نهتنها از ابتدا همراه بود، بلکه بازوی اجرایی و حافظ امنیت خانوادگی امام حسین(ع) نیز بهشمار میآمد. در این بخش، سه مرحله اصلی از نقش حضرت عباس پیش از عاشورا بررسی میشود:
الف) مدینه: وفاداری آگاهانه، بیعت پنهان
در مدینه، پس از مرگ معاویه و آغاز حکومت یزید، حضرت عباس در کنار امام حسین(ع) در برابر بیعت اجباری با یزید ایستاد.
طبق نقل شیخ مفید، عباس در جمع یاران وفادار نخستین بود که با بصیرت تمام، خطر انحراف اسلام توسط یزید را درک کرد و از بیعت با او سر باز زد.[12]
در منابع تاریخی آمده که عباس، در لحظه ترک مدینه، نهتنها به عنوان یک همراه بلکه به عنوان محافظ اصلی اهل بیت و حامل پرچم ولیّ خدا معرفی شد.[13]
ب) مکه: سازماندهی کاروان، مدیریت امنیت و تدارک دفاعی
در مکه، امام حسین(ع) برای جلوگیری از ترور و فتنه، به مدیریت درونی کاروان اهتمام داشت. حضرت عباس(ع) در این دوره:
مسئول امور امنیتی و حفاظتی اهل بیت بود؛
ارتباط با یاران تازهوارد و بررسی صداقت نیت آنها را زیر نظر داشت؛
در مقابل خبرچینان و نفوذیهای دستگاه بنیامیه، عباس سدّی استوار بود.[14]
ابن نما حلی مینویسد: «حضرت عباس در طول سفر، بر ورود و خروج کاروان اشراف کامل داشت و نظم سپاه را حتی در ظاهر آرامِ حج نیز برقرار میکرد.»[15]
ج) راه کربلا: تقویت روحیه اهل بیت و دفاع روانی
در مسیر کوفه تا کربلا، حضرت عباس(ع) علاوه بر نقشهخوانی نظامی، مسئولیت بسیار مهمی داشت:
مدیریت روانی کاروان اهل بیت؛
ام کلثوم، رقیه و دیگر بانوان کاروان، بیش از همه به عباس تکیه داشتند. او نهتنها شمشیر بهدست داشت، بلکه پناه روانی خاندان پیامبر(ص) بود.
امام حسین(ع) نیز بارها در این سفر، امور خاص و حساس را فقط به عباس میسپرد.[16]
در هرحال عباس(ع) پیش از عاشورا، صرفاً فرمانده میدان نبود؛ او ستاد عملیات روانی، امنیتی و تشکیلاتی نهضت محسوب میشد. چنین سطحی از مسئولیتپذیری، ناشی از اعتماد مطلق امام حسین(ع) به بصیرت و توان او بود.
در روز عاشورا، حضرت عباس(ع) تنها یک جنگجو نبود؛ او ستون سپاه حسین(ع) بود. او نهتنها پرچمدار لشکر بود، بلکه مدیریت نبرد، انسجام صفوف، حراست از خیمهها، و اجرای دستورات امام را برعهده داشت. در این بخش، سه محور اصلی نقش نظامی عباس(ع) را بررسی میکنیم:
الف) پرچمدار سپاه و نماد ثبات روانی سپاه حسین(ع)
در سنت عرب، پرچمداری، مهمترین منصب نظامی در میدان جنگ بود. انتخاب حضرت عباس به عنوان علمدار سپاه امام حسین(ع)، نشانه اعتماد مطلق امام به ثبات روحی، شجاعت و فرماندهی دقیق او بود.
ابن شهرآشوب در «مناقب آل ابیطالب» مینویسد: «عباس بن علی(ع) در روز عاشورا، نهتنها علمدار سپاه بود، بلکه قلب سپاه را با ایستادگی خود آرام نگهمیداشت.»[17]
در روایات آمده است که: «وقتی عباس زنده بود، هیچکس جرأت نزدیک شدن به خیمهها را نداشت.»[18]
ب) فرماندهی جناح چپ و مدیریت صحنه نبرد
طبق گزارش طبری و ابن اثیر، سپاه امام حسین(ع) به سه بخش تقسیم شده بود:
جناح راست به حبیب بن مظاهر،
جناح چپ به حضرت عباس،
و قلب سپاه به امام حسین(ع).
حضرت عباس(ع) فرمانده جناح چپ سپاه بود؛ مسئولیتی سنگین که او با مهارت، قدرت و اعتماد کامل انجام داد. او بارها در خطوط دشمن نفوذ کرد و نظم صفوف دشمن را در هم شکست، اما هیچگاه بدون اجازه امام دست به حمله مستقیم نزد.
طبری در تاریخ خود مینویسد: «عباس چندین بار به قلب سپاه ابنسعد تاخت، ولی در عین شجاعت، هر بار با نظر امام بازگشت تا دستور نهایی صادر شود.»[19]
ج) وفاداری در سختترین لحظه: عملیات آبرسانی و شهادت
مشهورترین بخش نقش نظامی حضرت عباس، ماجرای سقایی و شهادت در راه رساندن آب به کودکان است. این مأموریت نظامی، نه فقط حمل مشک بود، بلکه نفوذ به قلب دشمن و بازگشت در شرایط محاصره کامل بود.حضرت عباس(ع) توانست به فرات برسد، اما آبی ننوشید. امام صادق(ع) میفرماید: «کان عمّنا العباس نافذ البصیره، صلب الایمان، جاهد مع ابیعبدالله، و ابلی بلاء حسناً، و مضی شهیداً: عموی ما عباس، بصیرتی نافذ، ایمانی استوار داشت، به همراه امام خود با دشمنان جنگید، خوش درخشید و شهید شد.»[20]
امام حسین(ع) بعد از شهادت حضرت عباس فرمودند: «الآن انکسر ظهری: الآن پشتم شکست.»[21]
می من! باده من! مستی من!
فدای تو تمام هستی من
دل چشم انتظار کودکان را
مبادا بشکند بی دستی من
ماجرای سقایی حضرت عباس علیهالسلام در کربلا، نه صرفاً یک اقدام نظامی، بلکه نمادی از شجاعت، غیرت، ایثار و بصیرت عمیق معنوی است که همواره در کانون توجه محققان، شاعران، و عاشقان قرار گرفته است.
الف) سقایی در میدان جنگ: مأموریتی با پیچیدگیهای روانی و نظامی
عباس(ع) مأموریت یافت تا از آب فرات برای کودکان، زنان و رزمندگان آب بیاورد؛ مأموریتی که بسیار پرخطر بود، چرا که سپاه دشمن آنها را محاصره کرده بود و کنترل رودخانه در دست آنها بود.
این ماموریت، از نظر روانشناختی، ترکیبی از امید به زندگی و شهادت همراه با مقاومت در برابر ترس و ناامیدی بود. عباس با توکل بر خدا، شجاعانه از خطوط دشمن گذشت و به فرات رسید، اما:
آب ننوشید؛
ابتدا آب را برای امام حسین(ع) و اهل بیت نگه داشت؛
و در بازگشت، در برابر حملات دشمن ایستاد و نهایتاً به شهادت رسید.[22]
ب) غیرت و وفاداری: تحلیل روانشناختی
ازمنظرروانشناسی،رفتارعباس(ع)دراین مأموریت نمونهای ازوفاداری به آرمان وعزیزان درشرایط حداکثری فشار روانی است. او خود را در جایگاه ساقی تشنهکامان گذاشت، ولی عطش شخصیاش را نادیده گرفت.
ج) ابعاد عرفانی و اخلاقی
سقایی عباس در روایتهای عرفانی، نمادی از تسلیم در برابر اراده الهی و قربانی راه حق است. در عرفان اسلامی، عبور از سختیها برای خدمت به خلق خدا، همانند گذشتن عباس از خطرات برای سیراب کردن کودکان تشنه است.[23]
د) اهمیت ماجرای مشک در ادبیات و فرهنگ عاشورایی
این حادثه، موضوع بیشمار اشعار، نوحهها و مجالس سوگواری است. مثلاً در مثنوی معروف استاد شهریار:
«عباس جان، مشک پر آب، بیآنکه خود تشنه باشد، رفت تا پرچم عشق را، بر فراز دشمن افرازد.»[24]
شهادت حضرت عباس علیهالسلام، یکی از تلخترین و سرنوشتسازترین وقایع روز عاشورا است که نه تنها برحسب ظاهر روحیهی سپاه امام حسین(ع) را ضعیف کرد بلکه جنبههای معنوی، روانی و راهبردی نبرد را تحت تأثیر قرار داد.
الف) با شهادت عباس(ع): پشت امام(ع) شکست
طبق روایتها، هنگامی که حضرت عباس در نبرد نهایی به شهادت رسید، همان گونه که در سطور پیشین آمد امام حسین(ع) فرمود: «الآن انکسر ظهری: الآن پشتم شکست.»[25]
این جمله کوتاه، حاکی از جایگاه ویژه عباس در سپاه است؛ او نه فقط یک فرمانده نظامی، بلکه ستون عاطفی و روانی سپاه بود. شهادت عباس به معنای پایان بخش مهمی از مقاومت فیزیکی و روانی بود.
امــام صابــران بـودم، خمیدم
جدا از شاخه شد یـاس امیدم
چو دست از جسم عباسم جدا شد
سـر خود را به نوک نیزه دیدم
ب) تأثیر روانی بر سپاه و خانواده اهل بیت
شهادت عباس، بهویژه بربانوان کاروان کربلا چون زینب، رقیه وامکلثوم تأثیری عمیق گذاشت. آنان با مشاهده شهادت عباس، بار دیگر اندوه و تنهایی خود را در برابر دشمن افزایش دادند.
از سوی دیگر، رزمندگان نیز که عباس را نماد استقامت میدانستند، تا حدی دچار یأس شدند. این موضوع به دشمن نیز اجازه داد تا حملات شدیدتری را سازماندهی کند.[26]
ج) پیام شهادت عباس به امت اسلامی و تاریخ
شهادت عباس علیهالسلام پیامهای متعدد دارد:
نماد ایثار مطلق و بندگی کامل؛
تجسم وفاداری و اطاعت بیچون و چرا از امام؛
پیامی برای امت اسلامی درباره ضرورت ایستادگی و مقاومت؛
الگوی شکستن قید دنیا و قربانی شدن در راه حق.
د) بازتاب شهادت عباس در ادبیات و فرهنگ
این واقعه در ادبیات، هنر، و فرهنگ عمومی جهان اسلام و بخصوص شیعیان به مثابه نماد مقاومت و فداکاری نقش مهمی دارد. در نوحهها، مرثیهها و نمایشهای تعزیه، شهادت عباس لحظهای حساس و به یادماندنی است.
دلهای عاشق حلقه بر در دارد امشب
باران لطافت مثل کوثر دارد امشب
حیدر میان خانه حیدر دارد امشب
عباس می آید علم بر دارد امشب
حضرت عباس علیهالسلام نهتنها در متون تاریخی و مذهبی بلکه در فرهنگ معاصر جهان اسلام، به ویژه در ایران، عراق و لبنان، به عنوان نمادی برجسته از وفاداری، ایثار و غیرت دینی شناخته میشود. این بخش به تحلیل جایگاه ایشان در فرهنگ معاصر و نقش نمادین او میپردازد.
الف) نماد وفاداری و ایثار در فرهنگ شیعی معاصر
عباس(ع) بهعنوان نماد وفاداری بیچون و چرای به ولایت و اهل بیت، در مراسمهای محرم و صفر جایگاهی ویژه دارد. هر ساله میلیونها زائر در کربلا به زیارت حرم ایشان میروند و فرهنگ عاشورایی را زنده نگه میدارند.
ب) حضرت عباس در هنر و رسانههای معاصر
در فیلمها، سریالها، نمایشها و مستندهای متعددی که درباره عاشورا ساخته شدهاند، حضرت عباس معمولاً به عنوان شخصیتی شجاع، محکم و مهربان به تصویرکشیده میشود. این نمادسازی هنری به تقویت روحیه مقاومت و امید در جوامع مسلمان کمک میکند.[27]
ج) تأثیر بر جنبشهای مقاومت معاصر
جنبشهای مقاومت در لبنان (حزبالله)، عراق و دیگر مناطق، حضرت عباس را به عنوان نماد ایستادگی در برابرظلم و اشغالگری معرفی کردهاند. این امرباعث شده تا عباس(ع) فراترازتاریخ،درعرصه سیاسی و اجتماعی معاصر نیز نقشآفرینی کند.[28]
د) بازتابهای فرهنگی و اجتماعی در ایران
در ایران، علاوه بر برگزاری مراسم مذهبی، حضرت عباس موضوع اشعار، کتابها و پژوهشهای متعددی است که به تحلیل فلسفی، روانشناختی و اجتماعی شخصیت ایشان میپردازند. این تلاشها به تثبیت جایگاه او به عنوان الگوی اخلاقی و اجتماعی کمک کرده است.[29]
حضرت عباس علیهالسلام، فراتر از یک قهرمان تاریخی، مظهری از ایثار، وفاداری، عقلانیت و مقاومت اخلاقی است که پیامهای عمیقی برای جوامع امروز و نسلهای آینده دارد.[30]
الف) ایثار و وفاداری؛ الگوی تسلیم در برابر حق
وفاداری عباس به امام حسین(ع) و ایثار جان خود در راه تحقق عدالت، الگویی بیبدیل است برای همه کسانی که در برابر ظلم و ستم ایستادگی میکنند. این وفاداری، نشان میدهد که مقاومت واقعی بر پایه اعتقاد عمیق و آرمانهای والاست.[31]
ب) عقلانیت و بصیرت؛ نقش خرد در مبارزه
شخصیت عباس(ع) تأکیدی برنقش عقلانیت وبصیرت درهمه عرصههای زندگی است.اونمونهای از جنگجویی است که تصمیمهایش مبتنی بر فهم درست و اعتقاد استوار بود، نه احساسات کور.[32]
ج) مقاومت در برابر بیعدالتی؛ پیام جهانی
نماد عباس علیهالسلام فراتر از مرزهای مذهبی و جغرافیایی، پیامآور مقاومت در برابر بیعدالتی، اشغالگری و ظلم برای همه ملل مظلوم است. این پیام در جهان معاصر، با چالشهای جدید عدالتخواهی همخوانی دارد.
د) اخلاق و معنویت؛ چراغ راه زندگی فردی و اجتماعی
عباس(ع) نمادی از اخلاق پایدار و معنویت حقیقی است. اوبه ما میآموزد که درزندگی شخصی و اجتماعی، بدون اخلاق و معنویت، هیچ پیروزی واقعی وجود ندارد.[33]
شخصیت حضرت عباس علیهالسلام همچنان الهامبخش است؛ چه در عرصههای فردی، چه جمعی. این الگو، میتواند در بازسازی روحیه مقاومت، اخلاقمداری و بصیرت جوامع مادی امروز که از معنویت و خدا فاصله گرفته اند نقش مهمی ایفا نماید.

منابع :
1- شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، تحقیق: محمدعلی موحد، تهران: انتشارات اسوه، ۱۳۹۸ش.
2- شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم: دارالحدیث، ۱۴۲۰ق.
3- ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، تحقیق: محمدباقر شریعت، قم: انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
4- علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، تحقیق: محمدباقر مجلسى، بیروت: دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۸۴ق.
5- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم والملوک، بیروت: دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
6- شیخ صدوق، الأمالی، تحقیق: سید حسن موسوی، تهران: انتشارات صدوق، ۱۳۸۲ش.
7- سید بن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف، قم: انتشارات رضی، ۱۴۰۶ق.
8- ابن کثیر، البدایة و النهایة، تحقیق: محمد فوزی، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
9- محمدرضا مظفر، العباس: سيرة أبی الفضل العباس، نجف: مطبعة الآداب، ۱۳۸۵ق.
10- عباس عمید زنجانی، نقش حضرت عباس در نهضت کربلا، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۸ش.
11- علامه شوشتری، قاموس الرجال، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۲ش.
12- محمدباقر حکیم، عباس علیهالسلام در فرهنگ مقاومت، نجف، ۱۳۹۵ش.
13- علیاکبر قرشی، شخصیتپردازی در سینمای عاشورایی ایران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۹۸ش.
14-حزبالله لبنان، العباس: رمز الوفاء والصمود، بیروت، ۲۰۱۹م.
15-محمدجواد طباطبایی، فرهنگ عاشورا و نقش آن در جامعه ایرانی، تهران: نشر معارف، ۱۳۹۰ش.
16- استاد شهریار، اشعار عاشورایی، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۰ش.
17- سید مرتضی حسینی، مقاومت و ایثار در فرهنگ اسلامی، قم: انتشارات علمی پژوهشی، ۱۳۹۵ش.
18- مصطفی ملکیان، اخلاق و معنویت در آموزههای دینی، تهران: نشر نی، ۱۳۹۰ش.
19- محمدجواد طباطبایی، درسهای اخلاقی عاشورا، تهران: نشر معارف، ۱۳۹۲ش.
20- علیاکبر قرشی، عقلانیت و مقاومت در شخصیت حضرت عباس، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۹۷ش.
پینوشت:
[1] - فاطمه بنت حِزام، یا به اصطلاح اُمّالْبَنین (درگذشته ۶۴ق)، یکی از همسران امام علی(ع) و مادر عباس(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان بود. همه چهار نفر از فرزندان حضرت ام البنین در روز عاشورا به شهادت رسیدند. بعد از اتفاق واقعه کربلا، امالبنین روزها به قبرستان بقیع میرفت و برای امام حسین(ع) و فرزندانش عزاداری مینمود. علمای شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت(ع)، بهویژه امام حسین(ع) را مورد ستایش قرار میدهند و از ایشان به نیکی یاد میکنند.با توجه به بیانات شهید ثانی و عبدالرزاق مُقَرَّم، امالبنین با عشق عمیق به خاندان پیامبر(ص) محبت میکرد و خود را به خدمت به درگاه آنان اختصاص داده بود. به همین دلیل اهلبیت نیز احترام ویژهای به او داشتند و در روزهای عید، به دیدار او میرفتند. حضرت امالبنین در قبرستان بقیع به خاک سپرده شده است.
[2] - شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۰۷.
[3] - علامه عبدالرزاق مقرّم، مقتل العباس، بیروت: دارالمکتبة الاسلامیة، ۱۳۷۹ق، ص۳۸. محمدرضا مظفر، العباس: سيرة أبی الفضل العباس بن علی بن أبیطالب، نجف: مطبعة الآداب، ۱۳۸۵ق، ص۵۱.
[4] - سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، قم: نشر داوری، ۱۴۲۳ق، ص۹۰.
[5] - شیخ صدوق، الأمالی، قم: انتشارات مکتبة الصدوق، ۱۳۸۶ق، مجلس ۹۴، ص۳۸۲.
[6] - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت: دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۶۹.
[7] - ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۷۰.
[8] - شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۹.
[9] - شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت عباس، قم: انتشارات دارالحدیث، ۱۴۲۰ق، ص۵۸۰.
[10] - همان.
[11] - مظفر، محمدرضا، العباس: سيرة أبی الفضل العباس، نجف: مطبعة الآداب، ۱۳۸۵ق، ص۷۹.
[12] - شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۱۰۸.
[13] - سید بن طاووس، اللهوف، ص۴۷.
[14] - علامه شوشتری، قاموس الرجال، تهران: مرکز نشر، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۲۳.
[15] - ابن نما حلی، مثیر الأحزان، قم: منشورات رضی، ۱۴۰۶ق، ص۹۶.
[16] - عباس عمید زنجانی، نقش حضرت عباس در نهضت کربلا، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص۳۳
[17] - ابن شهرآشوب، مناقب آل أبیطالب، قم: انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۰۸.
[18] - علامه مجلسی، بحار الأنوار، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۸۴ق، ج۴۵، ص۴۱.
[19] - طبری، تاریخ الامم والملوک، بیروت: دارالتراث، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۵۷.
[20] - شیخ صدوق، الأمالی، ص۳۸۲؛ مفاتیح الجنان، زیارت حضرت عباس.
[21] - شیخ عباس قمی، نفس المهموم، قم: دلیل ما، ۱۴۲۰ق، ص۲۸۵.
[22] - علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۵، ص۴۸-۵۱.
[23] - محمدرضا مظفر، العباس: سيرة أبی الفضل العباس، ص۱۲۲.
[24] - استاد شهریار، اشعار عاشورایی، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۰ش، ص۶۸.
[25] - شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص۲۸۵.
[26] - علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۵، ص۵۲.
[27] - علیاکبر قرشی، شخصیتپردازی در سینمای عاشورایی ایران، تهران، ۱۳۹۸ش، ص۶۵.
[28] - حزبالله لبنان، العباس: رمز الوفاء والصمود، بیروت، ۲۰۱۹م، ص۲۳.
[29] - محمدجواد طباطبایی، فرهنگ عاشورا و نقش آن در جامعه ایرانی، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۸۰.
[30] - محمدجواد طباطبایی، درسهای اخلاقی عاشورا، تهران، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۰.
[31] - سید مرتضی حسینی، مقاومت و ایثار در فرهنگ اسلامی، قم، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۰.
[32] - علیاکبر قرشی، عقلانیت و مقاومت در شخصیت حضرت عباس، تهران، ۱۳۹۷ش، ص۹۲.
[33] - مصطفی ملکیان، اخلاق و معنویت در آموزههای دینی، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۱۲۵.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/110114