درحال بارگذاری

گروه: فرهنگ / حوزه قرآن و فعالیت های دینی/ایران شناسه: ۹۴۵۲۶۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۷ : ۱۶ بازدید: ۳۹۸۳دیدگاه: ۰

عوامل وحدت از منظر پیامبراکرم(ص)

عوامل وحدت از منظر پیامبراکرم(ص) در آیات متعددی از قرآن کریم انسان‌ها امت واحده خوانده شده‌اند و بر اهمیت اتحاد و همبستگی میان مسلمانان تأکید شده است. همچنین روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) موجود است که همگی نمایان‌گر نقش مهم اتحاد و انسجام میان ملت‌های مختلف با قومیت‌های متفاوت است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،

بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورَد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بى غمى /  نشاید که نامت نهند آدمى

در آیات متعددی از قرآن کریم انسان‌ها امت واحده خوانده شده‌اند و بر اهمیت اتحاد و همبستگی میان مسلمانان تأکید شده است. همچنین روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) موجود است که همگی نمایان‌گر نقش مهم اتحاد و انسجام میان ملت‌های مختلف با قومیت‌های متفاوت است. پیامبر اکرم (ص)، از بعثت تا رحلت همواره در آموزش‌ها و رفتار خود در جهت نفی تفرقه و اختلاف، تحکیم پایه‌های وحدت،‌ همبستگی و اخوت میان مسلمانان و حتی تفاهم با غیرمسلمانان گام نهاده است.

سیره عملی پیامبر(ص) در رابطه با وحدت مسلمانان از همان ابتدا در اعلام شعار توحید متجلی گردید. مسلمانان بر اساس اعتقاد محوری توحید، برای از بین بردن علل و عوامل تفرقه و مرزهای کاذب بین افراد جامعه، جامعه‌ای اسلامی به نام «امت» را بنا نهادند. این امر در میان اعراب بادیه‌نشین که به نفاق و دورویی معروف بودند، انجام می‌گرفت. اما اسلام، قبایل عرب را تحت لوای خود گرد آورده و به دل‌هایشان الفت بخشید. تعصب‌های جاهلیّت را از میان برد و کینه‌های ریشه گرفته در روزگاران قدیم در میان آنها را محو کرد. همه مطیع فرمان پیامبر(ص) و دستورات قرآن شدند و از این طریق در عربستان دولت مرکزیِ نیرومند و ملیتی بر هم کیشی و اسلامیت به نام «امت» به وجود آمد.

 اقدام مهم دیگر پیامبر(ص)  برای ایجاد وحدت بین امت اسلامی، متحد کردن مسلمانان مهاجر و انصار، تحت لوای پیمان‌های اسلام بود. منشور این پیمان‌ها، مسلمانان را هر چه بیشتر به هم نزدیک می‌کرد و روابط دینی و پایه‌های عقیدتی تشکل‌ها و تجمع‌های مردمی را تنظیم و تحکیم می‌کرد. طی این پیمان‌ها اعلام می‌شد که مسلمانان امت واحده، متحد و مستقل علیه دشمنان و مستکبران هستند.

همچنین عقد پیمان برادری و اخوت میان مهاجرین و انصار و بین قبایل انصار، ابتکاری بی‌سابقه بود که دشمنان اسلام بالاخص یهود و منافقان را ناامید و اختلافات میان دو جناح عمده اهل مدینه را ریشه‌کن کرد. از سوی دیگر، وصلت پیامبر(ص) با قبایل مختلف و افراد تازه‌مسلمان و یا افراد سرشناس مخالف که بیشتر در مدینه صورت گرفت، آنها را با اسلام خویشاوند می‌نمود که این خود گامی‌ مهم در راه ایجاد وحدت بود و امروز نیز جوامع اسلامی در مواجهه با شرایط پیچیده سیاسی معاصر، بیش از پیش به این رویکرد مقدس نیازمند هستند تا از بحران های جهانی که کیان و حیثیت آنان را تهدید می کند با وحدت و اتحاد و همدلی ایستادگی نمایند و بر مصائب و مشکلات فائق آیند. در هرحال موارد یادشده نمونه‌هایی از سیره عملی حضرت رسول اکرم بود. در سخنان گهربارآن حضرت نیز نمونه‌های فراوانی در موضوع بحث یافت می‌شود که به برخی از آنها به عنوان عوامل وحدت از منظر پیامبرعظیم الشأن اسلام، در این یادداشت اشاره می گردد.

 

1. برابری و برادری

پیامبر اسلام(ص) فرمود: «انّ المسلمین ید واحده علی من سواهم وانّ لا‌یخرج من جماعه المسلمین الاّ مفارق معاندلهم مظاهر علیهم: مسلمانان در مقابل دیگران مانند دست واحدند وازجماعت مسلمانان تنها کسانی خارج می‌شوند که دشمن آنان باشند.»(1)

پیامبراسلام(ص) مؤمنان را مانند جسم واحد دانسته است:«انّ المؤمن من اهل الایمان بمنزله الرأس من الجسدیألم المؤمن لأهل الإیمان کمایألم الجسد لما فی الرأس:مؤمنی ازاهل ایمان مانند سرنسبت به جسم است که هرگاه مؤمنی را مشکلی پیش آید،مؤمنان دیگرنیزاحساس درد کنند،چنان که درد والم سر جسم او را نیز متأثر می‌کند.»(2)

درمورددیگری پیامبراسلام(ص) فرموده است:«ألا انّ المسلم اخو المسلم فلیس یحلّ لمسلم من اخیه شیء الاّ ما احلّ من نفسه:بدانید که مسلمان برادرمسلمان است،برای هیچ کس ازمسلمانان روانیست مگرچیزی که آن را برای خود سزاوار می‌داند.»(3)

پیامبراسلام(ص)درروایتی مؤمن رابه آینه تشبیه کرده است:«المؤمن مرآه المؤمن والمؤمن اخو المؤمن: مؤمن آینه مؤمن وبرادراوست.»(4)

ازاین روایات به این نتیجه می‌رسیم که ازنظرظاهری،همه انسانها برابروبرادرندوعضوواحد وخانواده واحدی ‌به شمار می‌آیند. هیچ کس بر یکدیگر برتری ندارد. بنابراین،مشکل ودردیکی ازمسلمانان، مشکل ودردهمه است.اگرمسلمانی این احساس رانداشته باشد،گویی مسلمان نیست واززمره اسلام خارج خواهد بود.

 

2. حُسن خلق

درمعنای حسن خلق گفته شده است:«هو طلاقة الوجه،وبذل المعروف،وکف الأذی:حسن خلق عبارت است از،چهره باز،نیکی به دیگران واذیت وآزارنرساندن به دیگران.»(5)

رسول‌الله(ص) فرموده است:«لن‌تؤمنوا حتی تراحموا. قالوا:یا رسول‌الله،کلّنا رحیم. قال:انّه لیس برحمه احدکم صاحبه ولکنّها رحمه للعامه: شما هرگز ایمان نیاورده‌اید مگر اینکه با هم مهربان باشید.اصحاب گفتند: ای رسول‌خدا! ما همه بایکدیگر مهربان هستیم. فرمود:مهربانی این نیست که شما فقط با یکدیگر مهربان باشید، بلکه باید با همه مردم مهربانی ومدارا کنید.»(6)

آن حضرت درمقام دیگرشرط ورود بهشت را حسن خلق قرارداده است:«لاتدخلوا الجنهحتی تراحموا، قالوا:یا رسول‌الله،کلنا رحیم. قال: انه لیس برحمه احدکم ولکن رحمهالعامه:تابا هم حسن اخلاق نداشته باشید به بهشت وارد نمی‌شوید.گفتند:ای رسول‌خدا،ما که با دیگران با حسن اخلاق رفتارمی‌کنیم. فرمود: این حسن اخلاق نشدکه شما با یکدیگررفتارشایسته داشته باشید، بلکه باید با عموم مردم ترحم وحسن اخلاق را رعایت کنید.»(7)

آن حضرت(ص) باز فرمود «إن من الإیمان حسن الخلق وأفضلکم إیمانا أحسنکم خلق:حسن خلق از ایمان، بلکه ازبهترین ایمان است.»(8)

 

3. مدارا

مدارا به معنای نرمخویی است و مسلمان باید با مردم رفتار نرم و خوش و مناسب شخصیت آنان داشته باشد.(9)

پیامبر(ص) فرموده است:«انّ الله امرنی بمداراه الناس کما امرنی باقامه الفرائض: خداوند به من امر کرده است که همچون ادای واجبات با مردم،با نرمش رفتارکنم.»(10)

آن حضرت(ص) درحدیث دیگری فرموده است:«الا اخبرکم بمن یحرم علی النار وبمن تحرم علیه النار؟ علی کلّ قریب هیّن سهل:آیا به شما خبربدهم که چه کسانی برآتش حرام شده‌اند وآتش برآنان حرام شده است؟ فرمود:کسانی که با نرمی با مردم رفتار کنند وبرآنها آسان بگیرند.»(11)

حضرت علی(ع) هنگامی که ابن‌عباس را والی تعیین کرد به او فرمود:«یابن عباس! علیک بتقوی الله والعدل بمن ولّیت علیه وان تبسط للناس وجهک وتوسع علیهم مجلسک وتسعهم بحلمک:ای ابن‌عباس! تقواراپیشه کن وبه مردم با عدل برخورد کن،با چهره بازو گشاده با آنها رفتارکن،درمجلس خود آنها را جا بده وبا مردم بردبارباش.»(12)

 

4. همزیستی

همزیستی مسالمت‌آمیزبا مردم،یکی ازتعلیمات قرآن وسنت وسیره مستمربزرگان دین است وبه ویژه سیره اهل‌بیت دراین مورد الگوی شایسته‌ای برای ماست.

رسول‌الله(ص)در این مورد می‌فرماید:«لاتقاطعوا ولاتدابروا ولاتباغضواولاتحاسدوا وکونوا عبادالله اخواناً و لایحلّ لمسلم ان یهجر اخاه فوق ثلاث: با یکدیگرقطع رابطه،خصومت،دشمنی وحسد نکنید وباهم برادر باشید.برای هیچ کس ازمسلمانان جایزنیست که بیشترازسه روزبا برادرمسلمان قهر باشد.»(13)

معاویة‌بن وهب نقل می‌کند: من از امام صادق(ع) پرسیدم: ما (شیعیان) با دیگران (اهل‌تسنن) چگونه معاشرت کنیم، تکلیف ما چیست؟ امام(ع) فرمود: «قال:تؤدون الأمانه إلیهم وتقیمون الشهاده لهم وعلیهم وتعودون مرضاهم وتشهدون جنائزهم:امانت آنها رابدهید، برای آنها (اگرشهادت لازم باشد) شهادت بدهید، بیمارانشان را عیادت کنید، (اگر کسی از آنها بمیرد) در تشییع جنازه‌شان شرکت کنید.»(14)

رسول‌الله(ص) درروایت دیگرفلسفه حسن معاشرت رابیان فرموده است:«أحسن مصاحبه من صاحبک تکن مسلماً:با کسی که با تو معاشرت داردخوب رفتارکن تا مسلمان باشی.»(15)

حسن معاشرت، با مردم تاثیر بسزایی در اصلاح اخلاقی و دینی آنان دارد. در صدر اسلام تعداد زیادی با دیدن حسن اخلاق پیامبر(ص) اسلام را پذیرفتند. عایشه نقل می‌کند:روزی شخصی اذن دخول خواست. رسول‌خدا(ص) فرمود:این مرد بدترین شخص فلان قبیله است. وقتی اوداخل شد، آن حضرت با چهره بشاش ازاو اسقبال کرد وبا اوخوب رفتارکرد. وقتی آن فرد مرخص شد، عایشه ازآن حضرت پرسید، ای رسول‌خدا!آن سخن شما و این رفتار شما! آن حضرت فرمود:«إن من شرعباد الله من تکره مجالسته لفحشه: بدترین مردم کسی است که به سبب ناسزاگویی‌اش مجالست با اورا خوش نداشته باشی.»(16)

 

5 . محبّت

معاذ نقل می‌کند که ازرسول‌خدا(ص) پرسیده شد: بهترین ایمان کدام است؟ فرمود: «ان تحبّ لله وتبغض لله وتعمل لسانک فی ذکرالله. قال: وماذا یا رسول‌الله؟ قال: و ان تحبّ للناس ما تحبّ لنفسک وتکره لهم ما تکره لنفسک: بهترین ایمان این است که محبت ودشمنی به کسی برای خدا باشد وزبان، درذکرخدا مشغول باشد. پرسید: مقصود ازذکر خدا چیست؟ فرمود: آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز آن رابخواهی، وآنچه را برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم نخواهی.»(17)

روایات فراوانی ازرسول‌الله(ص) در مورد محبت به مردم رسیده است که برخی از آنها به این شرح است:

حضرت در روایتی محبت به مردم را بهترین عمل قرار داده است: «افضل الاعمال بعد الایمان بالله التودّد الی الناس: بعد ازایمان به خدا، محبت به مردم ازبهترین اعمال است.»(18)

همچنین درروایتی دیگر محبت به مردم راخردمندی شمرده است:«رأس العقل بعد الایمان بالله عزّوجلّ التودّد الی الناس: بعد ازایمان،خردمندانه‌ترین کار،محبت به مردم است.»(19)

 

6. احترام

ابن‌عمرمی‌گوید:من رسول‌خدا(ص)رادرحال طواف گردخانه کعبه دیدم که می‌فرمود:«...والذی نفس محمد بیده لحرمه المؤمن اعظم عندالله حرمة منک: ماله ودمه وان یظنّ به الاّ خیرآً:قسم به کسی که جان محمد به دست اوست، حرمت مؤمن بزرگ‌ترازحرمت تو(کعبه) است؛ یعنی مال وجان او، و دربارة اوجزگمان خیرنباید نباشد.»(20)

رسول‌الله(ص) در روایت دیگری فرمود:«من اکرم اخاه فانّما یکرم الله:هرکس به برادردینی خود احترام کند،گویا به خدوند احترام کرده است.»(21)

درروایت دیگری چنین آمده است:«من أکرم أخاه المسلم بمجلس یکرمه،أوبکلمه یلطفه بها أو حاجه یکفیه إیاها ، لم یزل فی ظل من الملائکه ما کان بتلک المنزله: کسی که به برادرمسلمانی درمجلسی احترام کند، یا توسط کلمه‌ای او را گرامی بدارد ویا حاجت برادردینی را برآورده کند، تا وقتی به آن کار مشغول است درسایه فرشتگان قرار خواهد گرفت.»(22)

 

7. حسن ظن

درروایات مختلف،حسن ظن به تعبیرهای مختلف آمده است که ازجملة آنها این موارد است:

ـ قیمت بهشت:«لایموتن أحدکم إلا وهو یحسن الظن بالله فان حسن الظن بالله ثمن الجنه:هیچ کس از شما نمیرد،جزاینکه به خدا حسن ظن داشته باشد،زیراحسن ظن به خدا، قیمتش بهشت است.»(23)

ـ رأس عبادت:«حب الدنیا رأس کل خطیئه ورأس العباده حسن الظن بالله:دوستی با دنیا ریشه همه بدیهاست وحسن ظن،ریشه همه عبادتهاست.»(24)

ـ بهترین سرشت و عادت:«حسن الظن من أحسن الشیم وأفضل القسم:حسن ظن،ازفطرت وعادت خوب است.»(25)

ـ اخلاق خوب:«حسن الظن من أفضل السجایا وأجزل العطایا:حسن ظن ازاخلاق وعطایای خوبی است.»(26)

براساس این روایات، اگر مسلمانان درگفت‌وگو وروابطشان با یکدیگر حسن ظن داشته باشند،دوریها و دشمنیها به نزدیکی و محبت تبدیل خواهد شد، زیراآنچه عامل دوری وسبب دشمنی می‌شود. ابتدااز سوء‌ظن شروع می‌شود وکم‌کم این سوء‌ظن به دشمنی وسپس به افتراق می‌انجامد.لذا قرآن ازظن بد به شدت نهی کرده است:«یا أیها الذین آمنوااجتنبواکثیرامن الظن إن بعض الظن إثم:ای صاحبان ایمان، از سوءظن خودداری کنید،زیرابرخی ازگمانها به گناه می‌کشاند.»(27)

 

8 . خیرخواهی و نصیحت

واژه «نصیحت»، در لغت به معنای «خلوص» ومقصود آن خواستن خیربرای کسی است.البته کارکرد آن دراستعمال موارد مختلف فرق می‌کند.اگراین واژه درمورد خدا به کار رود، به معنای صحت اعتقاد و اخلاص نیت در عبادت است. مثلاً:«نصیحه‌الله»،یعنی اعتقاد به وحدانیت خدا واخلاص درعمل؛«نصیحه رسوله»،یعنی تصدیق به نبوت و انقیاد به آنچه اوامرونهی کرده است؛ همچنین «نصیحه عامه المسلمین»، یعنی ارشاد وهدایت و خیرخواهی برای مسلمانان دردنیا وآخرت.(28)

ضرورت و اهمیت خیرخواهی ونصیحت مسلمانان دربسیاری ازروایات فریقین آمده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

پیامبر اسلام(ص)کسی راکه به امورمسلمانان نپردازد، اززمره اسلام خارج می‌داند:«من لایهتمّ بامر المسلمین فلیس منهم ومن لا‌یصبح ویمس ناصحاً لله ولرسوله ولکتابه ولامامه ولعامه المسلین فلیس منهم: هرکس به امورمسلمانان اهتمام نکند،صبح وشام درفکرعمل به دستورهای خدا،رسول،کتاب وامام نباشد و برای مسلمانان خیرخواهی نکند، اوازآنها (مسلمان) نیست.»(29)

پیامبراسلام(ص) فرموده است:«احبّ المؤمنین الی الله من نصب نفسه فی طاعه الله ونصح لامه نبیه:از مؤمنان محبوب‌ترین کس آن است که خود را برای اطاعت خدا وخیرخواهی مسلمانان وقف کند.»باید به خیرخواهی برای دیگران به قدری اهمیت بدهیم،گویا خود را نصیحت می‌کنیم:«لینصح الرجل منکم أخاه کنصیحته لنفسه.»(30)

 

9. اصلاح

اصلاح مردم یکی ازامور صریح قرآنی است که درآیات متعدد به آن حکم شده است،ازجمله:«وأصلحوا ذات بینکم»؛(31)«إنما المؤمنون إخوه فأصلحوا بین أخویکم واتقوا الله لعلّکم ترحمون:همانا مؤمنان برادریکدیگرند،بین برادران را اصلاح کنید وازخداپروا کنید شایدبه شما رحم شود.»(32)روایات متعددی نیزدرزمینه اصلاح مردم به تعبیرهای گوناگونی ازپیامبراسلام(ص) ارائه شده است.برخی ازآنها به شرح زیراست:

پیامبراسلام(ص) اصلاح مردم را بهترین صدقه قرار داده است:«یا أبا أیوب!ألا اخبرک وأدلک علی صدقه یحبها الله ورسوله؟ قلت: بلی یا رسول‌الله. قال: تصلح بین الناس اذا تفاسدوا:ای ابا ایوب،آیاتورا صدقه‌ای راهنمایی کنم که خدا و رسولش آن رادوست داشته باشد؟ گفتم: بلی،ای رسول‌خدا! فرمود: هرگاه بین مردم فسادی رخ بدهد،آنها را اصلاح کن.» (33)

درروایت دیگری رسول‌الله(ص)اصلاح رابهترین عبادت شمرده است:«إصلاح ذات البین أفضل من عامه الصلاه والصیام؛ اصلاح بین دو نفر، از نماز و روزه یک‌ساله بهتر است.»(34)

هدف قیام امام حسین(ع) نیز در حقیقت جزاصلاح امت اسلامی نبود:«وإنما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی صلی الله علیه وآله:من جزبرای اصلاح امت جدم قیام نکرده‌ام.»(35)

اگرامروزامت اسلامی، به جای اینکه دست به گریبان همدیگر شوند،به فکراصلاح امت اسلامی باشند، بعید نیست که اسلام ومسلمانان،عزت ازدست رفته رادوباره به دست آورند.

 

10. احترام به مال وجان مسلمان

رسول‌خدا(ص) فرمود:«المسلم علی المسلم حرام دمه وعرضه وماله المسلم أخو المسلم لایظلمه و لایخذله: خون، آبرو و مال مسلمان بردیگری حرام است و مسلمان برمسلمان ظلم ونمی‌کند ومایه خواری او نمی‌شود.»(36)

نیزرسول‌خدا(ص) فرمود:«ومن یقتل مؤمنا متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها وغضب الله علیه ولعنه وأعد له عذاباً عظیماً:هرکس عمداً مؤمنی را بکشد،پس کیفرش(آتش)جهنم است،درحالی که آنجا ماندگار است؛وخدا براوخشم می‌گیرد؛واوراازرحمتش دورمی‌سازد؛عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است.»(37)

نقل شده است که پیامبر اسلام(ص):«کان ینهی أن یسل المسلم علی المسلم السلاح: همواره نهی می‌کرد که مسلمان علیه مسلمان سلاح بردارد.»(38)

پیامبراسلام(ص) فرمود:«إذا تواجه المسلمان بسیفیهما فقتل أحدهما صاحبه فالقاتل والمقتول فی النار. قالوا:یارسول‌الله،هذا القاتل،فما بال المقتول؟ قال:إنه أراد قتل صاحبه؛(39)هرگاه دو مسلمان، بر روی یکدیگر سلاح بکشند و یکی دیگری را به قتل برساند، هر دو دوزخی‌اند. پرسیدند: ای رسول‌خدا، چگونه رواست که قاتل و مقتول هر دو اهل جهنم بشوند؟ فرمود: برای اینکه مقتول نیز قصد داشت که قاتل را بکشد.» آری، اسلام با اقرار شهادتین، ثابت می‌شود.(40)

رسول‌الله(ص) فرمود:«لایحل دم رجل یشهد أن لا‌إله الا الله وأنی رسول‌الله إلا ثلاثه نفر التارک للإسلام المفارق للجماعه والثیب الزانی...؛: خون کسی که به وحدانیت خداوند و رسالت من شهادت بدهد (ریختن آن) حلال نیست،جز سه نفر:کسی که ازاسلام برگردد؛کسی که از جماعت مسلمانان خارج شود؛ زانی همسردار....»(41) اسامه بن زید می‌گوید:‌رسول‌خدا ما را برای جنگ باکفار فرستاد.من ویک انصاری در مقابل کافری قرار گرفتیم. وقتی می‌خواستیم او را بکشیم، شهادتین به زبان جاری کرد. انصاری او را رها کرد، ولی من او راکشتم. وقتی این خبر به رسول‌خدا رسید به من فرمود:«یا اسامه قتلته بعدما قال لااله الاّالله.» من گفتم: ای رسول‌خدا!اقرار شهادتین اوجزبرای حفظ جانش نبود. باز رسول‌خدا همان جمله راتکرارکرد. من آن قدرازاین کارپشیمان شدم که تمنا می‌کردم کاش قبل ازآن روزاسلام را نپذیرفته بودم!(42)

جان کلام این که؛

1- وحدت به نفع خود مسلمانان است.

2- با پیوند برادری و همدلی می‌توان دسیسه‌های شیاطین و منافقان را خنثی نمود.

3- مسلمانان در سرتاسر جهان وقتی دل‌هایشان به هم نزدیک شد قطعا اجازه  نخواهند داد تا دشمنان از تفرقه میان آنان سوء استفاده نمایند و به اهداف و امیال پلید و شیطانی خود دست یابند. امروز اگر دنیای اسلام مصائبی چون مسئله فلسطین را نظاره گر است  و این همه ظلم و ستم رژیم صهیونیستی را با حمایت غربی ها و اروپایی ها شاهد است به همین موضوع عدم وحدت و اتحاد و همدلی باز می گردد که اگر نبود خیانت سران کشورهای اسلامی تا کنون اسرائیل صدها بار در طول این 80 سال حیات ننگین سیاسی خود از روی زمین محو شده بود، امید با خیزش جهانی مردم 5 قاره جهان این امر تحقق یابد که تحقق خواهد یافت.

 4- ما در عصری زندگی می‌کنیم که تمامی دشمنان برای نابودی اسلام هم پیمان گشته و تمامی امکانات سیاسی و اقتصادی خود را در سقوط اسلام از صحنه بین الملل بکار گرفته‌اند.(43) در چنین عصری بیش از هر عصر دیگر، مسلمانان نیاز به وحدت دارند، و شاید بیش از هر زمانی جامعه اسلامی به همکاری و مساعدت یکدیگر نیازمند است.  

5- با توجه به نکات یاد شده، اهمّیّت سخن رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که می‌فرماید: «من اصبح ولم یهتمّ بامور المسلمین فلیس بمسلم» کسی که به فکر مشکلات برادران دینی خود نباشد مسلمان نیست، در این زمان بیش از هر زمان دیگر ملموس باشد.

6-مراقب باشیم و بدانیم در موقعیت فعلی، هر گونه حرکت مشکوک که موجب تفرقه میان صفوف مسلمانان باشد، به نفع اسلام نیست. و هرگونه فحش و ناسزا قبل از آنکه به وحدت میان مسلمین و تقریب بین مذاهب ضربه بزند، چهره نورانی مکتب اسلام را در سطح بین الملل مخدوش می‌کند، و طبقه تحصیل کرده را به مکتب نورانی اسلام بدبین می‌سازد.

 

دکتر اسدالله افشار

 

پانویس‌ها:

1- سلیمان‌بن احمدطبرانی, معجم الاوسط , بی‌جا, دارالحرمین, بی‌تا، ج6، ص305؛ بحار الانوار، ج28، ص104.

2- اسماعیل ابن‌کثیر دمشقی، تفسیرالقرآن العظیم، ج4، ص226.

3- سنن الترمذی، ج4، ص337، ح5082؛ ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللئالی، قم،‌ مطبعة سید الشهدا، 1403ق، ج3، ص184.

4- سنن البیهقی، ج8، ص167.

5- سنن بیهقی، ج9، ص68.

6-  مجمع الزواید، ج8، ص30.

7-  همان، ج8، ص182 .

8-  الصحاح، ص57.

9- الجامع الصغیر، ج1، ص254.

10- سلیمان‌بن احمد‌بن طبرانی، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن‌تیمیه، ج1، ص231.

11- الکافی، ج2، ص17، ح1.

12- صحیح مسلم، ج8، ص10، ح8؛ صدوق، الخصال، قم، جامعهالمدرسین، بی‌تا، ص183.

13 حرعاملی، الفصول المهمه فی أصول الأئمه، قم، موسسه معارف اسلامی، 1418ق، ج3، ص353.

14- شیخ صدوق، ألامالی، ص168.

15- وسائل الشیعةج 8، 401، باب 2.

16- مسند احمد، ج5، ص247؛ میزان الحکمة، ج1، ص198.

17- جلال‌الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج1، ص186.

18- احمد‌بن الحسین بیهقی، السنن الکبری، ج10، ص109.

19- محمد‌بن یزید قزوینی،سنن ابن‌ماجه، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، ج2، ص1297؛ جلال‌الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیرالمأثور،بیروت،‌دارالفکر،1414ق، ج6، ص92.

20- کنز العمّال، ج9، ص154، ح25488.

21- حسین‌بن سعید، کتاب المؤمن، ص52 .

22- فتال نیسابوری، روضه الواعظین، ص503.

23- بحار الانوار، ج51، ص258.

24- میزان الحکمه، ج2، ص1784.

25- همان.

26- حجرات/ 12.

27- صدوق، الخصال، ص294؛ محمد صالح المازندرانی, شرح اصول کافی، بی‌جا، بی‌نا, بی‌تا،‌ ج4، ص210.

28- المعجم الاوسط، ج7، 270.

29- میزان الحکمة، ج2، 219.

30- همان، ج4، ص3279.

31- انفال/ 1.

32- حجرات/ 10.

33- المعجم الکبیر، ج8، ص257؛ میزان الحکمة، ج2، ص1622.

34- صدوق، ثواب الاعمال، قم، منشورات رضی, چ دوم, 1368، ص148.

35- بحار الانوار، ج44، ص329؛ کلمات الإمام الحسین(ع)، ص291.

36- مجمع الزوائد، ج8، ص185.

37- نساء/ 93.

38- مجمع الزوائد، ج7، ص291.

39- سنن النسائی، ج7، ص125.

40- صحیح ابن حبان، ج1، ص381.

41- صحیح ابن حبان، ج10، ص256.

42- همان، ج11، ص56.

43- طرح نوین «هانتیگتون»، بزرگ نظریّه پرداز کاخ سفید و استراتژیست معروف یهودی در کتاب «برخورد تمدن‌ها» مؤیّد این مطلب است. و همچنین نظریه دکتر مایکل برانت، یکی از معاونان سابق سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) که در کتاب A Plato divis and desnoylte theology «نقشه‌ای برای جدایی مکاتب الهی» آمده، می‌گوید: افرادی که با شیعه اختلافات نظر دارند آنها را علیه شیعه منظم و مستحکم کرده، و کافر بودن شیعه گسترش داده شود و آن‌ها را از جامعه جدا نموده وعلیه آن‌ها مواد نفرت برانگیز نوشته شود.

 

منابع:

1- قرآن کریم.

2- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی.

3- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیـۂ، تهران، ۱۳۵۴٫

4- موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۷۰٫

5- اداره پژوهش و نگارش، کتاب وحدت، وزارت ارشاد اسلامی، بی‌جا، ۱۳۶۲٫

6- حکیمی، محمد، جهانی‌سازی مهدوی و جهانی‌سازی غربی، دلیل ما، قم، ۱۳۸۵٫

7- حرّانی، ابومحمد، تحف العقول، ترجمه صادق حسن‌زاده، آل‌علی:، قم، ۱۳۸۵٫

8- فرید تنکابنی، مرتضی، الحدیث، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۷٫

9- محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمـۂ، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، ۱۴۰۴ق.

10- الهندی، علاء‌الدین علی المتقی ‌بن ‌حسام‌الدین، کنزالعمال، مؤسسـۂ الرسالـۂ، بیروت، ۱۴۱۳ق.

11- مجلسی، محمدتقی، بحارالأنوار الجامعـۂ لدرر أخبار الأئمـۂ الأطهار، مؤسسـۂ الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۳ ق.

12- الطبرسی، فضل ‌بن‌ حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۱٫

13- خمینی، روح‌الله، صحیفه نور، گردآورنده: عبدالرحیم موگهی، قم، ۱۳۷۲٫

14- جیکنز، ریچارد، هویت اجتماعی، ترجمه تورج یار احمدی، شیرازه، تهران، ۱۳۸۱٫

15- حرعاملی، محمد بن ‌حسن، وسائل الشیعـۂ، دار الکتب الاسلامیـۂ، تهران، ۱۳۲۳ق.

16- کلینی، محمد بن ‌یعقوب‌، الکافی، ترجمه جواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل‌بیت:، تهران، ۱۳۴۸ق.

دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/94526کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیب