پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، «فلسطین در قلب ماست». برای اینکه فلسطین در دل کسی باشد، عرب یا مسلمان بودن لازم نیست. درگیری فلسطینیان با اسرائیل[1] بر سر قدرت، سیاست یا حتی زمین نیست. این یک نبرد برای بشریت است. این رژیم از همان ابتدا با زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن همین امر شکل گرفت و هر چه گذشت بر ابعاد هولناک آن افزوده شد. وقتی بشریت تا این حد نادیده گرفته شود و مورد سوء استفاده قرار گیرد، تکلیف قدرت، سیاست و سرزمین روشن میشود و جای بحثی باقی نمیماند.
آنهایی که امروز از صلح با این رژیم جعلی دفاع میکنند و مقاومت را محکوم مینمایند دیگر نمیتوان ساده لوح و فریب خورده به حساب آورد. آنها بدون شک در این جنایت علیه بشریت شریک هستند، حتی اگر دستانشان پاک باشد و در صحنه خلاف آن تظاهر کنند.
پس از اعلام موجودیت این رژیم تروریستی کودک کش، اولین کسی که فکر کرد میتوان بین این رژیم غاصب و فلسطینیان صلح برقرار کرد "کنت فولکه برنادوت" نماینده سازمان ملل بود. تنها چهار ماه از عمر این رژیم میگذشت که یک گروه شبه نظامی و تروریستی به نام «استرن» "برنادوت" را در اورشلیم ترور کرد.
تلاش دیگر برای برقراری صلح و آرامش در این سرزمین، پذیرش قطعنامه 242 شورای امنیت سازمان ملل متحد است. این قطعنامه در سال 1967 با اتفاق آرا به تصویب رسید و از رژیم غاصب اسرائیل خواست تا به مرزهای قبل از 1967 عقب نشینی کند. این شورا خواستار بازگرداندن بلندیهای جولان به سوریه، کرانه باختری رود اردن به اردن و غزه به فلسطین شد. 55 سال از تصویب این قطعنامه میگذرد و تل آویو هنوز آن را اجرا نکرده است!
البته اسرائیلیها با واژه صلح بیگانه نیستند و طرحهای یکطرفهای نیز در این زمینه ارائه کردهاند. به عنوان مثال، در سال 1967، "یگال آلون"[2] طرح صلح مضحکی را ارائه کرد که به طرح آلون معروف است. آلون در آن زمان معاون نخست وزیر و فرمانده پالماچ - شاخهای از گروه تروریستی معروف هاگانا - بود. طرح او الحاق بخشهایی ازاردن و سوریه به سرزمینهای اشغالی بود. به همان اندازه مزخرف، تهوع آور و مشمئزکننده و توهین آمیز.
نوام چامسكي متفكرو انديشمند معروف آكادمي آمريكا در 17 خرداد ماه سال 1382 درمصاحبه با خبرنگار خبرگزاري ايتاليايي" كرونوس" تأکید کرد: آمريكائيها درسال 1992هم به "آريل شارون" نخست وزير اسراييل طرح صلحي مشابه طرح "نقشه راه " را پيشنهاد كردند اما او آن را اجرا نكرد .
اين صاحب نظر آمريكايي با اشاره به اينكه در 50 سال گذشته براي حل نزاع اعراب و اسراييليها بارها طرحهاي متفاوتي ارائه شده است خاطرنشان كرد از جمله اين طرحها طرح صلح موسوم به طرح "ايگال آلون" در سال 1968 و طرح ايهود باراك در سال 1998 بود كه همگي آنها به شكست انجاميد .
نوام چامسكي در پايان مصاحبه میگوید: طرح " نقشه راه "هيچ تفاوتي با ديگر طرحهايي كه در گذشته تحت عناوين مختلف ارائه شده است ، ندارد واين طرحها نه تنها براي ايجاد صلح موفقيت آميز نيست بلكه حتي راه به جايي هم نخواهد برد.[3]
طرح راجرز، طرح سبزینگ، پیمان صلح کمپ دیوید، طرح فهد، طرح ریگان، بیانیه اتحادیه عرب 1982، توافق 1983 لبنان و اسرائیل، کنفرانس مادرید، توافقنامه اسلو، پیمان صلح اردن و اسرائیل، توافقنامه اسلو 2، پیمان کمپ دیوید 2، ابتکار کلینتون، طرح صلح عربستان و در نهایت طرح صلح اخیر موسوم به توافقنامه آبراهام از جمله طرحهایی است که سعی شده صلح و آرامش را برای ساکنان به ارمغان بیاورد. از این سرزمین در چند دهه گذشته، اما در عمل یا ساقط شدهاند یا فقط برای پروار کردن این گرگِ خونخوارِ خون آشام خدمت کرده اند.
دومانع اساسی صلح و آشتی با رژیم جعلی اسرائیل
صلح و آشتی با رژیم جعلی اسرائیل با دو مانع اساسی مواجه است که اساساً آن را غیرممکن میکند و آنچه تاکنون رخ داده است - مانند اسلو، کمپ دیوید و توافقنامه آبراهام - چیزی جز تسلیم شدن و نشان دادن چراغ سبز به گرگ برای ارتکاب جنایات بیشتر نبوده است. اولین مشکل به ماهیت غیرانسانی این رژیم منحوس مربوط میشود. شما میتوانید با یک طرف مذاکره کنید و به نوعی به توافق برسید، اما حداقل باید به اصول اولیه انسانی پایبند باشد. سابقه و کارنامه این رژیم غاصب و عملکرد بنیانگذاران جانی و قاتل آن قبل از استقرار، به خوبی نشان میدهد که ما با مجموعه ای انسانی به معنای متعارف آن روبرو نیستیم که بتوان بر سر یک میز نشسته و با آنان به توافق صلح دست یافت.
دومین مانع در این زمینه ماهیت حیاتی و اساسی درگیری است. گاهی اوقات شما با کسی اختلاف دارید که میتوانید با دادن امتیاز و امتیاز به حل آن امیدوار باشید. مقدار داده و گرفته شده در این معادله به قدرت دو طرف و شرایط عمومی حاکم بر درگیری بستگی دارد. اما گاهی تعارض از این نوع نیست. رژیم کودک کش اسراییل بهتر از هر کس دیگری میداند که دادن کوچکترین امتیاز واقعی به طرف فلسطینی که هدف اصلی آن به رسمیت شناختن وجود فلسطین است، به منزله امضای نابودی اسرائیل است. اگر مردم و کشوری به نام فلسطین در آنجا باشند و آن را بپذیرند، اولین سؤال و آخرین سؤال این خواهد بود: پس اسرائیل چیست و کسانی که خود را اسرائیلی میخوانند از کجا آمدهاند؟!
اسرائیل؛ آزمایشگاه بزرگ جنایت
مقامات اسرائیلی مشتاق هستندکه مخالفان خود را تروریست یا یهود ستیزبدانند، درحالی که آن چه در سرزمینهای اشغالی و درگیریهای کنونی رخ میدهد هیچ ربطی به تروریسم یا یهودستیزی ندارد. آنچه امروز به نام اسرائیل شناخته میشود چیزی جز آزمایشگاه بزرگ جنایت نیست. آزمایشگاهی که در آن هر روز جدیدترین، پیچیدهترین و وحشتناکترین روشهای شکنجه و کشتار انسان آزمایش میشود و بر دامنه آن افزوده میشود. اگر یک جوان فلسطینی در برابر برنامه ریزان و مجریان این آزمایش بیپایان مقاومت کند و سنگی را به سمت شیشه این آزمایشگاه پرتاب کند، تروریست محسوب میشود. و اگر کسی در گوشهای از جهان علیه این روند غیرانسانی فریاد بزند، او را ضد یهود و حامی تروریسم میخوانند!
برنامه و طرح جمهوری اسلامی ایران برای حل مسئله فلسطین
جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور اصلی و مرکزی مقاومت در برابر این آزمایشگاه جنایت، سالها پیش ایده جهانی و مردمی خود را برای پایان دادن به این بیعدالتی تاریخی و بی سابقه ارائه کرده است. برنامه و طرح جمهوری اسلامی برای حل مسئله فلسطین و التیام این زخم کهنه، امری روشن، منطقی و منطبق با اصول پذیرفته شده سیاسی افکار عمومی جهانی است که قبلاً به تفصیل ارائه شده است.
ما نه جنگ کلاسیک ارتش کشورهای اسلامی، نه غرق شدن مهاجران یهودی و نه البته حاکمیت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی را پیشنهاد نمیکنیم. ما همه پرسی ملت فلسطین را پیشنهاد میکنیم. ملت فلسطین مانند هر ملت دیگری حق دارد سرنوشت خود را تعیین کند و نظام حاکم بر کشورش را انتخاب کند. همه مردم بومی فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی - نه مهاجر خارجی - در هر کجا که هستند، در داخل فلسطین، در اردوگاهها و هر جای دیگر، باید در همه پرسی عمومی و منظم شرکت کنند و نظام آینده فلسطین را تعیین کنند. نظام و حکومت برآمده از آن، سرنوشت مهاجران غیر فلسطینی را که در سالهای اخیر به این کشور مهاجرت کردهاند، رقم خواهد زد. این یک طرح منصفانه و منطقی است که افکار عمومی جهانی به درستی آن را درک میکند و می تواند از حمایت ملتها و دولتهای مستقل برخوردار شود.[4]
خط مقدم مقاومت، مبارزه مردم فلسطین با اشغالگران است
این طرح عادلانه، انسانی و روشن است، اما آیا میتوان از این آزمایشگاه جنایت انتظار پذیرش داشت؟ اینجاست که مقاومت معنا پیدا میکند و فلسفه آن مشخص میشود. خط مقدم مقاومت، مبارزه مردم فلسطین با اشغالگران است، اما آنچه این مقاومت را قوی میکند و به پیروزی میانجامد، دو عامل حمایت مادی از مبارزان فلسطینی و افزایش آگاهی در سطح جهانی نسبت به واقعیت مسئله فلسطین است. هر دوی این عوامل به دلایل مختلف آسان نیستند، اما دشواری آنها به معنای غیرممکن بودن آنها نیست. راهپیمایی روز قدس نمونهای از این حمایت آگاهانه و بیدارکننده است. ما باید با ابتکار و خلاقیت این آگاهی را در سطح جهانی گسترش دهیم و نمیتوان و نباید برای رسیدن به این مهم تنها به بزرگداشت روز قدس تکیه کرد. همانطور که رهبر انقلاب تأکید کردند، تا زمانی که رژیم ستمگر و جنایتکار صهیونیستی بر قدس تسلط پیدا کند، باید همه روزهای سال را روز قدس دانست و با همبستگی و اتحاد و مقاومت خستگی ناپذیر در این عرصه مقدس؛ به حیات سیاسی و مادی این رژیم جعلی پوشالی غاصب کودککش تروریستی، خاتمه داد و فلسطنیان و بشریت را از دست آنان رهایی بخشید.[5] این سقوط با اتفاقات چندماهه اخیر که با آتش التهابات بهوجودآمده بین شهرکنشینان سرزمینهای اشغالی و حتی آتش اختلافات درونی رژیمصهیونیستی روز به روز بیشتر از قبل شعله گرفته است و اخبارش روز به روز داغ تر شده و منتشر میگردد، نزدیک تر گشته و انشاءا... بزودی شاهد پیروزی جبهه مقاومت دراین عرصه مهم در غرب آسیا و خاورمیانه خواهیم بود و داغ ننگ اسرائیل را با مرگش رقم خواهیم زد و قدرتهای غربی را عزا دارشان خواهیم نمود و خوابشان را آشفته و روزگارشان را تیره و تار خواهیم کرد.
روزجهانی قدس روز توجه به سرنوشت مردم فلسطین
نزدیک به 44 سال( 16 مرداد 1358) از ابتکار تاریخی امامخمینی(ره) در تعیین آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز جهانی قدس با هدف حمایت سراسری مردم دنیا با هر دین و ملیتی از حقوق ملت رنجکشیده فلسطین دربرابر رژیم آپارتاید و کودککش صهیونیستی میگذرد و این ابتکار باعث شد مسئله فلسطین جهانی شود و نگاه جامعه بینالملل و افکار دنیا متوجه آن شود تا فلسطنیان در تاریکخانه حوادث تاریخی به فراموشی سپرده نشوند و تا رژیم جعلی فاسد اسرائیل هم نتواند هر غلطی را در آن سرزمینها که میخواهد انجام دهد. ابتکار امام راحل موضوع فلسطین و مردم فلسطین را زنده کرد و مانع از اوج گرفتن قدرت صهیونیستها در منطقه گردید و باعث افول سیطره آنان گشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی و با ابتکار روزجهانی قدس از سوی امام خمینی(ره)، به سرنوشت و جایگاه استراتژیک قدس توجه خاص و ویژهای مبذول گردید به گونهای که ملتهای مسلمان بیدار شدند، توطئههای قدرتهای غربی استعمارگر در حمایت از صهیونیسم بینالمللی افشا، رسوا و آشکار شد تا جایی که امروز فضای سیاسی جهان به نفع مردم مظلوم فلسطین تغییر یافته و دیگر در سطح دنیا تنها نیستند و اسرائیل با بازگشت نتانیاهو به قدرت هم گرفتار بحرانها و چالشهای داخلی گشته و هم دچار فاجعه و کابوس واقعی شده است.
اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیمصهیونیستی با اشاره به اعتراضات در سرزمینهای اشغالی افزود: «اسرائیل در آستانه نقطه بیبازگشت قرار دارد و طرح اصلاحات قضایی اشتباه است و باید بهصورت کامل لغو شود.» هرتزوگ همچنین در این خصوص گفت: «اسرائیل درمقابل چشمانم درحال فروپاشی است. آنچه اینجا روی میدهد، فاجعه است و من تسلیم نمیشوم و برای ایجاد راهحل هر هزینهای پرداخت خواهم کرد. ما فرصت زیادی در اختیار نداریم.»
هرتزوگ چه بخواهد و یا نخواهد فروپاشی اسرائیل آغاز شده است و هیچ قدرتی نمیتواند مانع این فروپاشی گردد و اگر منصف باشند باید اعتراف کنند ابتکار امام خمینی(ره) با طرح روزجهانی قدس و ایجاد جبهه مقاومت در منطقه غرب آسیا با هدایتهای مقام معظم رهبری و تلاشها و جانفشانیهای شهید سردار سلیمانی؛ فروپاشی را سرعت داده و انزوای و سقوط رژیم جعلی آپارتاید صهیونیستی نزدیک تر از آن چیزی است که فکرش را میکنیم. فتح و گشایش نزدیک است و بزودی سرود پیروزی میخوانیم. انشاءا...

پینوشت:
[1] - صهیونیستها در سال ۱۹۴۸ میلادی، با اشغال بخش اعظم فلسطین، رژیم نژادپرست اسرائیل را در آسیای غربی و در مشرق مدیترانه تشکیل دادند. از آن زمان و با برقراری یک رژیم جعلی در سایه حمایت ابرقدرتهای استعماری، رنج و محنت مردم مظلوم فلسطین که بخش اعظم آن را مسلمانان تشکیل میدهند در این سرزمین آغاز شد و تا همین زمان نیز ادامه داشته است. “شلومر زِند” از جمله تاريخنگاران یهودی و منتقد سياستهای رژیم صهيونيستی، ادعای تاريخی این رژيم در خصوص استقرار صلحآمیز یهودیها در فلسطین را زير سوال میبرد و معتقد است کوه صهیون، شاهد غصب سرزمین مادری فلسطینیها از سوی رژیم صهیونیستی بوده است. این فرایندی بوده که هیچ نشانی از صلحطلبی صهیونیستها در آن نمیتوان دید.
[2] - سرلشکر ایگال آلون (۱۰ اکتبر ۱۹۱۸ – ۲۹ فوریهٔ ۱۹۸۰) یک سیاستمدار، نظامی، و دیپلمات اهل اسرائیل بود. در کفر تابور (مهاجرنشینی در الجلیل پایین) در خانوادهای کشاورز متولد شد. وی در مدرسه کشاورزی «کادوری» تحصیل کرد و از مؤسسین شهرک یهودینشین کیبوتص «گینوسار» در ساحل دریاچه طبریه میباشد. وی در تأسیس سازمان «پالماخ» در سال ۱۹۴۱ مشارکت داشت و در سال ۱۹۴۵ رهبر این سازمان شد. آلون از شاخصترین رهبران نظامی اسرائیل در جنگ ۱۹۴۸ به عنوان فرمانده «تیپ یفتاح» بهشمار میرود. وی در سن سی سالگی فرمانده جبهه جنوبی شد ولی در پایان سال ۱۹۴۹ از ارتش کنارهگیری کرد. این، به دلیل تصمیمی بود که دیوید بن گوریون نخست وزیر اسرائیل نسبت به کنار گذاشتن رهبران حزب «ماپام» از مناصب عالی ارتش اتخاذ کرد.سپس در دانشگاه کمبریج ادامه تحصیل داد و فعالیتهای سیاسی خود را در حزب «احدوت هاعفوداه» آغاز کرد. در سال ۱۹۵۵ به عنوان نماینده کنست انتخاب گردید و در سال ۱۹۶۰ در دولت «بن گوریون» وزیر کار شد. پس از ادغام حزب ماپای (کارگر) با حزب «اَحدوت ـ هاعفوداه» در سال ۱۹۶۵، وی مشاور ارشد نظامی «لوی اشکول» نخست وزیر اسرائیل شد؛ ولی در سال ۱۹۶۷ در اعتراض به انتصاب «موشه دایان» به وزارت دفاع از مسئولیت خود استعفاء داد. موشه دایان سالها از بارزترین رقیبان آلون بهشمار میرفت، و این دو دارای روابط خوبی به یکدیگر نبودند.آلون در سال ۱۹۶۸ معاون نخست وزیر و وزیر مهاجرت و جذب نیرو شد، و در سال ۱۹۶۹ به وزارت فرهنگ و آموزش منصوب گردید. پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ ـ که اسرائیلیها به آن جنگ یوم کیپور (روز آمُرزش) میگویند ـ در دولت "اسحاق رابین وزیر امور خارجه شد. وی در سال ۱۹۸۰ زمانی که در اوج رقابت با شیمون پرز برای به دستگیری رهبری حزب کارگر بود، درگذشت.
[3] - خبرگزاری مهر: 17 خرداد ماه 1382، 12:32- کد خبر 3971.
[4] - بیانات رهبر معظم انقلاب در همایش حمایت از قیام فلسطین در مهرماه 1390.
[5]- Blood wins over bullets. TEHRAN Times. April 14, 2023 - 1:8.
دکتر اسدالله افشار