امروز به هرکوچه اذان باید گفت
در وصف علی ز آسمان باید گفت
چون عید امیر مومنین است
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، عید سعید غدیرخم، عید ولایت، عید اکمال دین و عید تداوم هدایت الهی را به همه مسلمانان، شیعیان و دلدادگان مکتب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب تبریک و تهنیت عرض میکنم. آنچه در ادامه میآید، تلاشی است برای نگریستن به غدیر نه صرفاً از دریچه تاریخ، بلکه از منظر نیازهای انسان معاصر، تحولات منطقهای و جهانی، و پرسشهای بزرگ تمدنی روزگار ما.
امیدوارم این متن، هم شأن فضای معرفتی و عرفانی غدیر باشد و هم بتواند پیوندی میان پیام جاودان غدیر و مسائل پیچیده جهان معاصر برقرار کند؛ بدون ورود به مجادلات تاریخی و با تمرکز بر ابعاد تمدنی، انسانی و هدایتی این واقعه بزرگ.
نه لوح و نه قلم بود ؛ نه ارض و نه سما بود
خدا بود و علی (ع) بود ، علی (ع) بود و خدا بود
نه حرف از من و ما بود، نه ذکر تو و من بود
علی (ع) بود علی (ع) بود که پیش از من و ما بود
علی (ع) بود و قدم بود علی (ع) بود و عدم بود علی (ع) بود
غدیر را نباید تنها در جغرافیای «خم» و در محدوده یک روز از سال دهم هجری جستوجو کرد. غدیر حادثهای نیست که در گذشته اتفاق افتاده و در صفحات تاریخ آرام گرفته باشد؛ غدیر جریانی زنده، جاری و تمدنساز است که هرگاه جامعهای بخواهد میان حق و باطل، عدالت و تبعیض، هدایت و سرگردانی، راه خویش را بیابد، ناگزیر باید به آن بازگردد.
غدیر در حقیقت پاسخ آسمان به یکی از بنیادیترین پرسشهای بشر است: پس از پیامبر، چه کسی و با چه معیاری باید زمام هدایت جامعه را در دست گیرد؟
اهمیت غدیر از آن روست که اسلام، هدایت انسان را تنها در عرصه فردی تعریف نکرد. دین الهی آمده است تا هم روح انسان را بسازد و هم جامعه را؛ هم قلب را آباد کند و هم مناسبات اجتماعی را. از این رو، مسئله رهبری و ولایت در اندیشه اسلامی یک موضوع حاشیهای نیست، بلکه ستون خیمه استمرار رسالت است.
اگر بعثت، آغاز نزول نور بود، غدیر تضمین استمرار آن نور در تاریخ است.
امروز که جهان در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته، فهم پیام غدیراهمیتی دوچندان یافته است. نظام بینالملل با وجود پیشرفتهای شگفتانگیز علمی و فناورانه، همچنان از بحرانهای عمیق رنج میبرد؛ جنگهای گسترده، شکافهای طبقاتی، سلطهگری قدرتهای بزرگ، فروپاشی بسیاری از ارزشهای اخلاقی، گسترش تنهایی انسان معاصر و حاکمیت سرمایه بر سرنوشت ملتها، نشانههای آشکار این بحران فراگیر است.
بشر امروز بیش از هر زمان دیگری از کمبود دانش رنج نمیبرد؛ از کمبود حکمت رنج میبرد.
در چنین فضایی، غدیر تنها یک باور مذهبی نیست؛ یک الگوی حکمرانی الهی و انسانی است. پیام اصلی غدیر آن است که قدرت باید در خدمت حقیقت باشد، نه حقیقت در خدمت قدرت. رهبری باید تجلی عدالت، علم، تقوا و خدمت باشد، نه ابزار ثروتاندوزی، خودکامگی و سلطه.
غدیر به انسان میآموزد که مشروعیت حقیقی از پیوند میان حقانیت و شایستگی پدید میآید. جامعهای که معیار انتخاب و انتصاب را فضیلت، دانش، عدالت و امانتداری قرار دهد، مسیر رشد را خواهد پیمود؛ و جامعهای که گرفتار تعصب، منفعتطلبی، قبیلهگرایی یا قدرتپرستی شود، دیر یا زود هزینه سنگینی خواهد پرداخت.
از این منظر، غدیر پیش از آنکه متعلق به گذشته باشد، متعلق به آینده است.
منطقه غرب آسیا نیز امروز درگیر آزمونهای دشواری است. جنگها، ناامنیها، رقابتهای فرسایشی، مداخلات خارجی و بحرانهای انسانی، ملتهای منطقه را با چالشهای بزرگی مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، پیام غدیر میتواند الهامبخش نوعی بازگشت به عدالت، عقلانیت، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری اجتماعی باشد.
غدیر دعوت به بیداری است؛ بیداری در برابر ظلم، بیداری در برابر تحریف حقیقت، بیداری در برابر فراموشی ارزشهای الهی.
اما شاید مهمترین پیام غدیر برای انسان امروز، پیوند میان معنویت و مسئولیت باشد. درنگاه علوی، عبادت از عدالت جدا نیست؛ عرفان از خدمت به مردم جدا نیست؛ عشق به خدا از دفاع از مظلومان جدا نیست. علی(ع) نماد انسانی است که در محراب عبادت اشک میریزد و در میدان عدالت، بیاغماض حق را اجرا میکند.
راز ماندگاری نام او نیز در همین جامعیت نهفته است.
علی(ع) فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ ترازوی سنجش ارزشهای انسانی است. هر جا عدالت زنده شود، نشانی از علی(ع) حضور دارد؛ هر جا حق بر منفعت غلبه کند، ردپایی از مکتب علی(ع) دیده میشود؛ و هر جا انسان برای خدا از خویش عبور کند، نسیمی از غدیر وزیدن میگیرد.
امروز بیش از هر زمان دیگر باید غدیر را از سطح مراسم و مناسبت به سطح اندیشه و سبک زندگی ارتقا داد. جامعهای که غدیر را تنها جشن بگیرد اما از عدالت، صداقت، امانتداری، مسئولیتپذیری و دفاع از حق فاصله بگیرد، حقیقت غدیر را درنیافته است.
غدیر پیمانی همیشگی میان آسمان و زمین است؛ پیمانی برای آنکه انسان در تاریکیهای تاریخ تنها نماند.
و چه زیباست که در این روز بزرگ، بار دیگر با آرمانهای الهی تجدید عهد کنیم؛ با عدالت به مثابه روح حکومت، با معنویت به عنوان جان زندگی، با وحدت به عنوان سرمایه امت اسلامی و با کرامت انسانی به عنوان هدف نهایی رسالت انبیا.
غدیر به ما یادآوری میکند که راه هدایت هرگز بسته نشده است؛ چراغ خدا همچنان روشن است و کاروان حقیقت همچنان در مسیر تاریخ حرکت میکند.
سلام بر غدیر؛ سلام بر علی(ع)؛ سلام بر همه آنان که در هیاهوی دنیا، صدای ولایت حق را میشنوند و در مسیر نور گام برمیدارند.
عمری است که دم به دم علی می گوییم
در حال نشاط و غم، علی می گوییم
یک عمر علی گفتم و ان شاالله
تا آخر عمر هم، علی می گوییم
در سال دهم هجری، اسلام از مرحله تشکیل عبور کرده و به مرحله تمدنسازی رسیده بود. بزرگترین تهدید دیگر از بیرون نبود، بلکه از درون بود؛ یعنی خطر اختلاف بر سر رهبری و مدیریت آینده امت.
پیامبر اکرم(ص) جامعهای را تحویل تاریخ میداد که از مرزهای شبهجزیره عربستان فراتر رفته بود و اگر مسئله هدایت و رهبری پس از ایشان روشن نمیشد، امکان داشت امت نوپای اسلامی گرفتار نزاعهای فرسایشی گردد.
امروز نیز جهان با نوعی بحران مشابه روبهروست؛ نه بحران کمبود قدرت، بلکه بحران کمبود رهبری اخلاقی. بسیاری از نظامهای سیاسی جهان از لحاظ فناوری و قدرت نظامی در اوجاند اما در عرصه عدالت، معنویت و کرامت انسانی با چالشهای جدی مواجهاند.
از این منظر، غدیر را میتوان پاسخ الهی به مسئله همیشگی بشر دانست: «چه کسی باید قدرت را در دست بگیرد و بر اساس چه معیارهایی؟»
سهل كنيد سخت را خانه بريد بخت را عيد غدير مى رسد
ضرب زنيد طبل را پيشه كنيد عدل را عيد غدير مى رسد
باده دهيد جام را قند زنيد كوزه را عيد غدير مى رسد
آب دهيد تشنه را دور كنيد غصه را عيد غدير مى رسد
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه غدیر، تثبیت اصل شایستهسالاری است.
در نگاه غدیر، جامعه نباید اسیرثروت، قبیله، نفوذ خانوادگی یا قدرتطلبی شود. معیار، فضیلت، علم، عدالت و تقواست.
این مسئله در دنیای امروز اهمیت بیشتری یافته است؛ زیرا بسیاری از بحرانهای جهانی، از فسادهای اقتصادی تا جنگهای ویرانگر، محصول فاصله گرفتن مدیران و زمامداران از معیارهای اخلاقی و انسانی است.
غدیر در واقع اعلام میکند که مشروعیت بدون شایستگی، پایدار نخواهد ماند.
در صدر اسلام، پیامبر(ص) تنها یک معلم اخلاق نبود؛ رهبر جامعه نیز بود.
غدیر نشان داد که دین نمیتواند نسبت به سرنوشت جامعه بیتفاوت باشد.
امروز نیز یکی از بحرانهای بزرگ جهان معاصر، جدایی اخلاق از سیاست است. بسیاری از ساختارهای قدرت، پیشرفتهاند اما فاقد روح اخلاقیاند.
در اینجا غدیریادآور میشود که سیاست بدون معنویت به سلطه تبدیل میشود و معنویت بدون مسئولیت اجتماعی به انزوا میانجامد.
در زمان پیامبر(ص)، مسئله تنها اداره یک حکومت نبود؛ سخن از آینده تمدنی اسلام بود.
غدیر در حقیقت نقشه راه تمدن اسلامی را ترسیم کرد؛ تمدنی که قرار بود علم، عدالت، اخلاق و کرامت انسانی را در کنار هم جمع کند.
امروز نیز ملتها بیش از آنکه نیازمند ابزارهای جدید باشند، محتاج الگوهای جدید تمدنی هستند. پرسش اصلی قرن بیست و یکم این است که آیا میتوان قدرت، اخلاق، علم و عدالت را در کنار هم قرار داد؟
غدیر پاسخی نظری و عملی به این پرسش ارائه میدهد.
منظور از جمله پایانی:
«غدیر پاسخی نظری و عملی به این پرسش ارائه میدهد.»
این است که غدیر فقط یک ایده یا شعار اخلاقی نیست، بلکه هم مبنای فکری (نظری) و هم الگوی اجرایی (عملی) برای اداره جامعه ارائه میکند.
پاسخ نظری غدیر این است که قدرت نباید از اخلاق و عدالت جدا باشد. در نگاه غدیر، حاکم جامعه باید دارای سه ویژگی اساسی باشد:
* دانش و آگاهی لازم برای هدایت جامعه؛
* عدالت و پاکدستی؛
* تعهد اخلاقی و معنوی.
بنابراین غدیر از نظر فکری میگوید: «قدرتِ بدون اخلاق خطرناک است و اخلاقِ بدون قدرت نیز توان ساختن جامعه را ندارد.»
پاسخ عملی غدیر در غدیر، پیامبر(ص) این اندیشه را در قالب یک مصداق عینی معرفی کرد؛ یعنی به جای آنکه فقط درباره فضیلتها سخن بگوید، شخصیتی را معرفی نمود که به عنوان الگوی جمع میان:
* علم،
* عدالت،
* معنویت،
* شجاعت،
* و مسئولیت اجتماعی شناخته میشد. به بیان دیگر، غدیر نشان داد که اداره جامعه باید به دست انسانهای صالح، آگاه و عادل سپرده شود، نه صرفاً افراد صاحب قدرت.
از این منظر، پرسش مهم امروز جهان این است که: «آیا میتوان همزمان قدرتمند بود، پیشرفته بود، اخلاقی بود و عادلانه حکومت کرد؟»
پاسخ غدیر این است که بله؛ به شرط آنکه قدرت در خدمت حقیقت، عدالت و کرامت انسان قرار گیرد، نه اینکه عدالت و اخلاق قربانی قدرت شوند.
شاید بتوان این مفهوم را در یک جمله خلاصه کرد:
غدیر میخواهد «قدرتِ اخلاقی» بسازد، نه «اخلاقِ بیقدرت» و نه «قدرتِ بیاخلاق».
در واقع یکی از ویژگیهای مفاهیم عمیق تاریخی و دینی این است که گاهی در چند کلمه بیان میشوند، اما لایههای فراوانی از معنا در پس آنها نهفته است. هنر فهم این مفاهیم آن است که بتوان میان «متن تاریخی» و «نیازهای امروز» پیوند برقرار کرد؛ همان کاری که درباره غدیر انجام دادیم.
به نظر میرسد اگر غدیر را صرفاً یک رویداد تاریخی بدانیم، بخشی از حقیقت آن را دیدهایم؛ اما اگر آن را الگویی برای پیوند میان هدایت، عدالت، مسئولیت و مدیریت جامعه بدانیم، آنگاه پیام آن فراتر از یک مقطع زمانی خواهد بود.
شاید مهمترین برداشت معاصر از غدیر این باشد که آن را صرفاً به یک حادثه تاریخی محدود نکنیم.
غدیر یک «معیار» است؛
هرجا عدالت بر تبعیض غلبه کند، آنجا نشانی از غدیر دیده میشود.
هرجا شایستگی بر رانت و رابطه مقدم شود، آنجا بوی غدیر میآید.
هرجا زمامداری وسیله خدمت باشد نه ابزار سلطه، آنجا پرتوی از غدیر تابیده است.
و هرجا جامعهای از این معیارها فاصله بگیرد، هرچند نام غدیر را بر زبان آورد، از حقیقت آن دور شده است.
به گمان من اگر به این محورهای تطبیقی توجه شود، غدیر از یک «خاطره مقدس تاریخی» به یک «نظریه زنده برای اداره انسان و جامعه» تبدیل میشود و خواننده بهتر درک میکند که چرا واقعهای که بیش ازچهارده قرن از آن میگذرد، هنوز میتواند درباره بحرانهای ایران، منطقه و حتی نظام بینالملل سخن داشته باشد. این همان نقطهای است که عظمت غدیر از سطح تاریخ به افق تمدن ارتقا پیدا میکند.
احساس میکنم هنوز یک حلقه مهم مفقود است؛ اما نه در بخش تاریخی، نه در بخش سیاسی و نه حتی در بخش تمدنی.
حدس من این است که آنچه هنوز جای خالیاش در یادداشت احساس میشود، «فلسفه وجودی غدیر در منظومه هدایت الهی» است.
اجازه دهید توضیح دهم.
آنچه تاکنون گفته شده، بیشتر به این پرسش پاسخ میدهد که:
غدیر چه بود؟
چه آثاری داشت؟
چه درسهایی برای امروز دارد؟
چه نسبتی با حکومت، جامعه و تمدن دارد؟
اما هنوز به یک پرسش عمیقتر پاسخ داده نشده است:
چرا خداوند برای ابلاغ غدیر چنین ادبیات بیسابقهای به کار برد؟
چرا موضوعی که اگر ابلاغ نمیشد، گویا اصل رسالت ناتمام میماند؟
چرا «اکمال دین» به آن گره خورده است؟
چرا خداوند نفرمود امروز نماز کامل شد، روزه کامل شد، حج کامل شد؛ بلکه فرمود دین کامل شد؟
به گمان من، راز اصلی غدیر اینجاست.
غدیر هم معرفی یک شخص والا بود وهم معرفی یک «نظام هدایت» بود.
پیامبران آمدهاند تا انسان را به خدا برسانند. اما سؤال این است که پس از خاتمیت، این مسیر چگونه ادامه مییابد؟
غدیر پاسخ این خلأ تاریخی است.
یعنی اسلام فقط برای زمان حضور پیامبر برنامه نیاورده است؛ برای دوران پس از پیامبر نیز سازوکار هدایت تعریف کرده است.
به تعبیر دیگر:
بعثت، آغاز هدایت بود؛ غدیر تضمین استمرار هدایت.
فکر میکنم این همان حلقهای است که هنوز در متن کمرنگ است.
اما احتمال میدهم یک خلأ دیگر نیز مدنظر باشد؛ خلأیی که اتفاقاً در بسیاری از نوشتههای سیاسی و اجتماعی درباره غدیر دیده میشود.
آن هم بُعد انسانشناختی و عرفانی غدیر است.
یعنی:
غدیر فقط درباره حکومت نیست.
فقط درباره جانشینی نیست.
فقط درباره مدیریت جامعه نیست.
بلکه درباره «انسان کامل» است.
در واقع خداوند در غدیرخم؛ به بشریت نشان میدهد که مقصد نهایی تربیت نبوی چیست؟
اگر کسی بپرسد:
«قرآن در عرصه انسانسازی چه محصولی ارائه کرده است؟»
یکی از پاسخها، وجود مبارک امیرالمؤمنین علی(ع) است.
غدیر در این نگاه، معرفی حاکم نیست؛ معرفی قله انسانیت است.
معرفی انسانی است که:
* عدالتش زبانزد تاریخ است،
* عبادتش حیرتآفرین است،
* شجاعتش افسانه مینماید،
* علمش دریای بیکران است،
* و رحمتش حتی دشمن را دربرمیگیرد.
در این صورت، غدیر از یک مسئله صرفاً سیاسی به یک مسئله وجودی و معرفتی تبدیل میشود.
یعنی پیام غدیر این نیست که فقط چه کسی حکومت کند؛
بلکه این است که:
انسان باید شبیه چه کسی شود؟
و اگر بخواهم حدس نهایی خود را بیان کنم، احساس میکنم آن گوهر گمشدهای که ناخودآگاه حضورش را در متن طلب میکنیم، همین جمله است:
«غدیر پیش از آنکه نظریه حکومت باشد، نظریه هدایت انسان است.»
زیرا اگر این لایه در یادداشت پررنگ و برجسته نشود، متن هرچقدر هم قوی باشد، ممکن است غدیر را تنها در قامت یک رخداد سیاسی ـ تاریخی نشان دهد؛ در حالی که عظمت حقیقی غدیر در این است که میان آسمان و زمین، میان سیاست و معنویت، میان حکومت و انسانسازی، و میان تاریخ و ابدیت پلی برقرار کرده است.
احساس من این است که یادداشت پیش رو هنوز به این قله نرسیده؛ و اگر این بُعد به آن افزوده شود، متن از یک تحلیل خوب به یک نوشتار ماندگار و چندلایه درباره غدیر ارتقا پیدا خواهد کرد.
بزرگترین خطا در فهم غدیر آن است که آن را صرفاً در چارچوب یک اختلاف تاریخی یا مناقشه سیاسی محدود کنیم. در این صورت، عظمت غدیر به اندازه یک واقعه تاریخی تقلیل مییابد؛ حال آنکه غدیر در حقیقت پاسخ خداوند به یکی از قدیمیترین و بنیادیترین پرسشهای بشریت است؛ اینکه پس از پیامبران، هدایت انسان چگونه استمرار مییابد؟
تمام انبیا برای بیرون آوردن انسان از تاریکی جهل، ظلم، هواپرستی و گمراهی مبعوث شدند. اما رسالت الهی هنگامی به کمال میرسد که مسیر هدایت پس از پیامبر نیز دچار انقطاع نشود. اگر بعثت آغاز راه بود، غدیر تضمین تداوم آن راه است. از این منظر، غدیر نه یک انتخاب سیاسی، بلکه حلقه اتصال زمین و آسمان در عصر پس از نبوت است.
راز تأکید بیسابقه قرآن کریم بر ابلاغ پیام غدیر را نیز باید در همین نقطه جستوجو کرد. (1) اهمیت غدیر از آن جهت نیست که تنها شخصی برای اداره جامعه معرفی شد؛ بلکه از آن جهت است که الگوی هدایت انسان در همه اعصار معرفی گردید. در غدیر، خداوند صرفاً حاکم تعیین نکرد؛ معیار هدایت را به بشریت نشان داد.
یکی دیگر از ابعاد کمتر مورد توجه غدیر، معرفی الگوی کامل انسان الهی است.
در غدیر تنها سخن از زمامداری نیست؛ سخن از معرفی شخصیتی است که تبلور همه ارزشهای انسانی و الهی است. تاریخ، فرمانروایان بسیاری به خود دیده است؛ اما کمتر شخصیتی را میتوان یافت که در اوج قدرت، اینگونه با عدالت زندگی کرده باشد؛ در اوج شجاعت، اینگونه اهل رحمت باشد؛ و در اوج دانش، اینچنین فروتن باقی بماند.
اگر پیامبران آمدهاند تا انسان را تربیت کنند، امیرالمؤمنین علی(ع) یکی از کاملترین جلوههای این تربیت الهی است. از همین رو غدیر را میتوان روز معرفی «نمونه عینی اسلام مجسم» دانست.
بشریت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند چنین الگویی است. جهان معاصر از کمبود فناوری رنج نمیبرد؛ از کمبود انسانهای بزرگ رنج میبرد. بحران اصلی عصر ما، بحران الگوهاست. غدیر در چنین فضایی، بازخوانی الگوی انسانی است که علم، عدالت، معنویت، شجاعت، عقلانیت و مهربانی را در عالیترین سطح در خود جمع کرده است.
جهان امروز در ظاهرازهر زمان دیگری پیشرفتهتر است؛ اما در باطن با بحرانهای عمیقی مواجه است. جنگهای گسترده، فروپاشی بنیان خانواده، شکافهای طبقاتی، سلطه رسانهای، افول اخلاق عمومی و بحران معنا، انسان معاصر را با پرسشهای بزرگی روبهرو ساخته است.
در چنین شرایطی، غدیر دیگر صرفاً متعلق به مسلمانان نیست؛ بلکه حامل پیامی جهانی برای همه انسانهاست.
پیام غدیر آن است که جامعه بدون پیوند میان قدرت و اخلاق، به عدالت نخواهد رسید؛ علم بدون معنویت، سعادت نمیآفریند؛ و سیاست بدون حقیقت، دیر یا زود به ابزار سلطه تبدیل خواهد شد.
از این منظر، غدیر را میتوان یکی از مهمترین ظرفیتهای فکری تمدن اسلامی برای پاسخگویی به بحرانهای انسان معاصر دانست.
نگين حلقه دنيا غديره
زمين را گنج بي همتا غديره
بگو اي نوح با مردم: بياييد
ولايت كشتي و دريا غديره
غدیر را نباید تنها روز اعلام ولایت دانست؛ غدیر روز اعلام استمرار هدایت است.
غدیر تنها یک حادثه تاریخی نیست؛ یک مکتب فکری، یک نظریه اجتماعی، یک الگوی حکمرانی و پیش از همه اینها، یک برنامه جامع انسانسازی است.
غدیر به ما میآموزد که جامعه برای رسیدن به سعادت، نیازمند رهبرانی برخوردار از علم، عدالت، تقوا و بصیرت است و انسان برای رسیدن به کمال، نیازمند الگوهایی است که آیینه صفات الهی باشند.
بیش از چهارده قرن از غدیر گذشته است؛ اما پرسشهایی که غدیر برای پاسخ به آنها نازل شد همچنان پابرجاست. از همین رو، غدیر نه متعلق به گذشته، بلکه متعلق به آینده است؛ آیندهای که در آن، بشر بیش از همیشه به عدالت، معنویت، حقیقت و هدایت نیازمند خواهد بود.
خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی که سرودههایش، همواره در دل و جان ایرانیان جای داشته نیز از شاعران مطرح پارسیسراست که در سرودههایش چندین و چندبار به مدح امام علی (ع) پرداخته است.
اما این غزل، میتواند برآیندی باشد بر علاقه حافظ به مولای متقیان:
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف/ گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من/ گر چه سخن همیبرد قصه من به هر طرف
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد/ وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
ابروی دوست کی شود دست کش خیال من/ کس نزدهست از این کمان تیر مراد بر هدف
چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل/ یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف
من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک/ مغبچهای ز هر طرف میزندم به چنگ و دف
بیخبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل/ مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف
صوفی شهر بین که، چون لقمه شبهه میخورد/ پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق/ بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
بار دیگر در پایان یادداشت پیش رو؛ حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان
با عرشیان و فرشیان است ، محضر خوانندگان معزز و همه مسلمانان وشیعیان ایران و جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

پانویس:
1- عید غدیر خم روزی فراموشنشدنی در تاریخ اسلام است که بیانگر جایگاه ویژه ولایت و امامت در هدایت جامعه اسلامی میباشد. این روز پیام مهمی برای همه مسلمانان دارد: پیروی از رهبری الهی و حفظ وحدت و عدالت در جامعه. نگاهی حتی گذرا و سطحی به دو آیه مربوط به واقعه غدیرخم و تاملی اندک در نوع بیان نورانی حق تعالی در این آیات، گویای اهمیت این روز و تاکید بر اهمیت این مسیر الهی است. «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين»؛ «اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (علیهالسلام)] بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مىدارد؛ و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمىكند.» (آیه 67 سوره مائده). «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»؛ «امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.» (آیه 3 سوره مائده).اما به راستی اهمیت واقعه غدیر و راز این همه تاکیدات پروردگار متعال و نبی مکرم اسلام بر لزوم قدم نهادن مؤمنان در این مسیر ترسیم شده چیست؟شناخت و گرامیداشت این روز، تقویت ایمان، بصیرت و عشق به اهل بیت پیامبر (ص) را در دلها رقم میزند.
منابع:
1- قرآن کریم.
2- امینی، عبدالحسین. (بیتا). الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب. 11 جلد. قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة.
3- ابنابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله. (1404ق). شرح نهج البلاغه. تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم. 20 جلد. قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی.
4- ابنقتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم. (1410ق). الامامة و السیاسة. 2 جلد. قم: منشورات الشریف الرضی.
5- طبری، محمد بن جریر. (1387ق). تاریخ الرسل و الملوک. تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم. قاهره: دارالمعارف.
6- شرفالدین عاملی، سید عبدالحسین. (1426ق). المراجعات. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
7- مجلسی، محمدباقر. (1403ق). بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الأطهار. 110 جلد. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
8- حسینی جلالی، محمدرضا. (1388). غدیر در قرآن و سنت. قم: بوستان کتاب.
9- جعفریان، رسول. (1398). تاریخ سیاسی اسلام؛ سیره رسول خدا(ص). تهران: نشر علم.
10- سبحانی، جعفر. (1390). فروغ ولایت. قم: مؤسسه امام صادق(ع).
11- مطهری، مرتضی. (1394). امامت و رهبری. تهران: انتشارات صدرا.
12- مطهری، مرتضی. (1395). ولاءها و ولایتها. تهران: انتشارات صدرا.
13- جوادی آملی، عبدالله. (1392). امامت در قرآن. قم: مرکز نشر اسراء.
14- مصباح یزدی، محمدتقی. (1391). نظریه سیاسی اسلام. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
15- خمینی، روحالله. (1389). صحیفه امام. 22 جلد. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
16- خامنهای، سید علی. (1398). انسان 250 ساله. تهران: انتشارات انقلاب اسلامی.
17- خامنهای، سید علی. (1400). طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن. تهران: انتشارات صهبا.
18- موسوی اصفهانی، محمدباقر. (1387). غدیر از نگاه اهل سنت. قم: انتشارات دلیل ما.
19- حسینی میلانی، سید علی. (1385). نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار. قم: مرکز الحقائق الإسلامیة.
20- هندی، میرحامد حسین. (1405ق). عبقات الانوار فی إمامة الأئمة الأطهار. قم: مؤسسة المجمع العالمی لأهل البیت(ع).
دکتر اسدالله افشار