پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، آمریکا به درخواست نتانیاهو نماینده راست ترین جناح حاکم بر اسرائیل خاورمیانه را با بیش از یک میلیون کشته و جنگ آشکار در لیبی، سودان، سومالی، لبنان، سوریه و فلسطینن ویران و ایران را در آستانه داشتن زرادخانه هستهای قرار داده است.
به گفته تاسیتوس مورخ معروف رومی « امپراطور یک عنوان جعلی است که از ویرانی، قتل عام، غصب و اشغال سرزمین دیگران بدست می آید و هر کجا را که همین امپراطوری ویران و به بیابان تبدیل می کند بر آن برچسب صلح میزند .”
در عصر ما این اسرائیل و آمریکا هستند که ویران می سازند و آن را صلح می نامند.
داستان بر سر نقض آشکار قوانین بین المللی است، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و وزرای وی ادعای حق حکومت بر هفت میلیون عرب فلسطینی را دارند. زمانی که اشغال سرزمین های فلسطین توسط اسرائیل منجر به مقاومت ستیزه جویانه می شود، اسرائیل مقاومت را «تروریسم» می نامد و از آمریکا می خواهد تا دولت های خاورمیانه را که از «تروریست ها» حمایت می کنند، سرنگون کند. و بدینگونه است که ایالات متحده، تحت نفوذ لابی اسرائیل، به نیابت از این رژیم وارد جنگ ها می شود.
سقوط سوریه اوج کارزار اسرائیل و آمریکا علیه این کشور است که به سال 1375 (1996) با روی کار آمدن نتانیاهو به عنوان نخست وزیر بازمی گردد. جنگ اسرائیل و آمریکا در سوریه در سالهای 1390 1391 ( 2011 و 2012 )، زمانی که باراک اوباما مخفیانه سازمان سیا را با اسم رمز "عملیات الوار چنار" Operation Timber Sycamore” “ مأمور سرنگونی دولت سوریه نمود، تشدید شد. این تلاش که از 1390 (2011) شروع شده بود سرانجام با سرنگونی اسد با بیش از 300,000 کشته به ثمر نشست.
سقوط سوریه به دلیل بیش از یک دهه تحریم های اقتصادی خردکننده، بار جنگ، تصرف نفت سوریه توسط ایالات متحده، اولویت های روسیه در مورد درگیری در اوکراین ( به اضافه عوارض ناشی از همه گیری کرونا و زلزله ویرانگر 6 فوریه 2023 که خرابی های زیادی به بار آورد، هرچند نسبت به خرابی های ترکیه کمتر بود-مترجم) و بلافاصله، حملات اسرائیل به حزب الله، که پشتوانه نظامی عمده برای دولت سوریه بود به سرعت اتفاق افتاد. بدون شک اسد اغلب دست خود را اشتباه بازی میکرد و با نارضایتی شدید داخلی مواجه میشد، اما واقعیت این است که رژیم او برای دههها هدف فروپاشی ایالات متحده و اسرائیل قرار داشت.
از سال 1390 ( 2011) جنگ دائمی اسرائیل و آمریکا علیه سوریه، از جمله بمباران ها، حضور تروریست ها، تحریم های اقتصادی، تصرف میادین نفتی توسط آمریکا و غیره، مردم سوریه را در فلاکت فرو برده است..
قبل از شروع کارزار آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی اسد در سال 1390 ( 2011) سوریه یک کشور با درآمد متوسط رو به رشد و کارآمد بود. در دیماه 1387 ( ژانویه 2009) هیئت اجرایی صندوق بین المللی پول عبارت زیر را برای گفتن داشت:
مدیران اجرایی از عملکرد قوی اقتصاد کلان سوریه در سالهای اخیر استقبال کردند که در رشد سریع تولید ناخالص داخلی غیرنفتی، سطح راحت ذخایر خارجی، و بدهی کم و رو به کاهش دولت آشکار شد. این عملکرد منعکس کننده تقاضای قوی منطقه و تلاش های اصلاحی مقامات برای تغییر به سمت اقتصاد مبتنی بر بازار بود.
در دو روز بلافاصله پس از فروپاشی دولت، اسرائیل حدود 480 حمله در سراسر سوریه انجام داد و به طور کامل ناوگان سوریه در لاذقیه را نابود کرد. نخست وزیر نتانیاهو در ادامه برنامه توسعه طلبانه خود به طور غیرقانونی مدعی کنترل منطقه حائل غیرنظامی شده در بلندی های جولان شد و اعلام کرد که بلندی های جولان "برای ابد" بخشی از کشور اسرائیل خواهد بود.
جاه طلبی نتانیاهو برای دگرگونی منطقه از طریق جنگ، که تقریباً به سه دهه قبل برمی گردد، جلوی چشمان ما عبور می کند. نخست وزیر اسرائیل در یک کنفرانس مطبوعاتی در 19 آذر ( 9 دسامبر) به «پیروزی مطلق» مباهات و بدینگونه نسل کشی جاری در غزه و تشدید خشونت در سراسر منطقه را توجیه کرد:
من از شما می خواهم، فقط فکر کنید، اگر ما به کسانی که بارها و بارها به ما می گفتند: "جنگ باید متوقف شود" را می پذیرفتیم – نه می توانستیم وارد رفح شویم، نه کریدور فیلادلفیا را بگیریم، نه سینوار را حذف کنیم، نه دشمنان خود در لبنان و کل جهان را در یک عملیات جسورانه غافلگیر کنیم، نه نصرالله را از بین ببریم، نه شبکه زیرزمینی حزب الله را نابود کنیم، ما نمی توانستیم ضعف ایران را برملا کنیم. عملیاتی که ما از اول جنگ انجام دادیم، برچیدن خشت به خشت محور مقاومت بود. (در اینجا باید اضافه کرد که این فتح الفتوح نتانیاهو ناشی از قدرت و زیرکی وی و دیگر رهبرانی که نتوانسته بودند به اهداف اعلام شده اشان در جنگ با فلسطین و حزب الله دست یابد از یکطرف و از دست دادن مشروعیت در نزد افکار عمومی جهان از جمله محکومیت در دادگاههای بین الملل که خود را در نزاع داخلی چون اخراج گالانت وزیر دفاع از کابینه نشان داد نبود، بلکه ناشی از ضعف محور مقاومت و در راس آن کشور پیشرو ایران بود که بعد از روی کارآمدن دولت حامی داشتن رابطه نزدیکتر باغرب سیاست صبر استراتژیک را همراه با تعلل های متعدد روبرو ساخت و آشکارا در برابر تجاوزهای مکرر اسرائیل و اجرای وعده صادق 3 عقب نشینی کرد. سیاستی که منجر به تشجیع و پیش روی نتانیاهو و رژیمش در ادامه این تجاوزها گردید- مترجم)
تاریخ طولانی تلاش اسرائیل برای سرنگونی دولت سوریه به طور گسترده درک نشده است، اما سابقه مستند آن واضح است. جنگ اسرائیل علیه سوریه با نومحافظهکاران آمریکایی و اسرائیلی در سال 1375 ( 1996 ) آغاز شد همان هائی که با روی کار آمدن نتانیاهو، استراتژی «شکست تمیز» را برای خاورمیانه طراحی کرده بودند.
هسته اصلی استراتژی «شکست تمیز » از اسرائیل (و ایالات متحده) می خواست تا از این ایده که اسرائیل در ازای صلح از سرزمین های اشغالی فلسطین عقب نشینی می کند را رد کنند. در عوض، اسرائیل سرزمین های اشغالی فلسطین را حفظ می کند، بر مردم فلسطین با آپارتاید حکومت می کند، گام به گام کشور را پاکسازی قومی می کند و با سرنگونی دولت های همسایه ای که در برابر ادعاهای زمینی اسرائیل مقاومت می کردند، به اصطلاح «صلح برای صلح» را اجرا می کند.
استراتژی شکست تمیز تاکید میکند: «ادعای ما نسبت به سرزمینی که 2000 سال به آن امید بستهایم، مشروع و شرافتمندانه است» و ادامه میدهد: «سوریه اسرائیل را در خاک لبنان به چالش میکشد. یک رویکرد مؤثر، و رویکردی که آمریکاییها میتوانند با آن همدردی کنند، این است که اسرائیل ابتکار راهبردی در امتداد مرزهای شمالی خود را با درگیر شدن با حزبالله، سوریه و ایران بهعنوان عوامل اصلی تجاوز در لبنان به دست گیرد.»
نتانیاهو در کتاب خود با عنوان مبارزه با تروریسم در سال 1996 راهبرد جدید را ارائه کرد. اسرائیل با تروریست ها نمی جنگد. با کشورهایی که از تروریست ها حمایت می کنند مبارزه خواهد کرد. به عبارت دقیقتر، آمریکا را وادار میکند تا بجای اسرائیل بجنگد. همانطور که او در سال 2001 توضیح داد:
اولین و مهمترین چیزی که باید درک کرد این است که: هیچ تروریسم بینالمللی بدون حمایت دولتهای مستقل وجود ندارد. همه این حمایتهای دولتی را از بین ببرید آن گاه کل چارچوب تروریسم بینالمللی فرو میریزد.
استراتژی نتانیاهو در سیاست خارجی ایالات متحده درهم آمیخت. بیرون کردن حکومت سوریه همیشه بخش مهمی از برنامه بود. این موضوع پس از 11 سپتامبر توسط ژنرال وسلی کلارک تائید شد. در جریان بازدید از پنتاگون به او گفته شد که «ما در پنج سال آینده به دولتهای هفت کشور حمله و آنها را نابود خواهیم کرد – از عراق شروع میکنیم و سپس به سوریه میرویم. لبنان، لیبی، سومالی، سودان و ایران». (کارزار نتانیاهو برای جنگ عراق در کتاب جدید دنیس فریتز، خیانت مرگبار، به تفصیل بیان شده است. نقش لابی اسرائیل در کتاب جدید ایلان پاپه، لابی برای صهیونیسم در دو طرف اقیانوس اطلس، بیان شده است). شورش در عراق به نیروهای آمریکایی ضربه زد، جدول زمانی پنج ساله را به عقب انداخت، اما استراتژی اصلی را تغییر نداد.
ایالات متحده تاکنون جنگهایی را علیه عراق (تهاجم در سال 2003)، لبنان (حمایت مالی ایالات متحده و تسلیح اسرائیل)، لیبی (بمباران ناتو در سال 2011)، سوریه (عملیات سیا در سال 2010)، سودان (حمایت از شورشیان برای تجزیه سودان به سال 2011) رهبری یا حمایت کرده است و سومالی (حمایت از تهاجم اتیوپی در سال 2006). جنگ احتمالی ایالات متحده با ایران، که شدیداً توسط اسرائیل دنبال می شود، هنوز معلق است.
اگرچه ممکن است عجیب به نظر برسد، سیا مکرراً از جهادیهای اسلامگرا برای جنگیدن در این جنگها از جمله جهادگرانی که به تازگی رژیم سوریه را سرنگون کردهاند حمایت مالی کرده است.
به هر حال، سیا در وهله اول با آموزش، تسلیح و تأمین مالی مجاهدین در افغانستان علیه شوروی از اواخر دهه 1970 به بعد، به ایجاد القاعده کمک کرد. بله این درست است که بعدا اسامه بن لادن به ایالات متحده حمله کرد. اما جنبش او در اصل یک برساخته ایالات متحده بود. از قضا، همانطور که سیمور هرش تأیید می کند، این اطلاعات اسد بود که "ایالات متحده را به حمله قریب الوقوع بمب گذاری القاعده در مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده خبر داد."
"عملیات الوار چنار" یک برنامه مخفی میلیارد دلاری سیا بود که توسط اوباما برای سرنگونی بشار اسد راه اندازی شد. سازمان سیا به گروه های افراطی و رادیکال اسلام گرا کمک مالی، آموزش و اطلاعات می داد. تلاش سیا همچنین شامل یک "خط موش" برای ارسال تسلیحات از لیبی (که توسط ناتو در سال 2011 مورد حمله قرار گرفت) به جهادگران در سوریه بود. در سال 2014، سیمور هرش این عملیات را “خط قرمز و خط موش”: توصیف کرد.
یک پیوست بسیار محرمانه به این گزارش که علنی نشده است، توافق محرمانه ای را که در اوایل سال 2012 بین دولت اوباما و اردوغان حاصل شد، توصیف می کند. توافقی که به خط موش مربوط می شد. طبق مفاد این توافق، بودجه از ترکیه و همچنین عربستان سعودی و قطر تامین می شد. سیا با حمایت MI6 مسئول رساندن تسلیحات از زرادخانه های قذافی به سوریه بود.
بلافاصله پس از راه اندازی "عملیات الوار چنار" در مارس 2013، در یک کنفرانس مشترک که توسط پرزیدنت اوباما و نخست وزیر نتانیاهو در کاخ سفید برگزار شد، اوباما گفت: «در رابطه با سوریه، ایالات متحده به همکاری با متحدان و دوستان و مخالفان سوری برای تسریع پایان حکومت اسد ادامه می دهد..”
از نظر ذهنیت صهیونیستی آمریکا و اسرائیل، دعوت به مذاکره از سوی دشمن به عنوان نشانه ضعف دشمن تلقی می شود. کسانی که خواستار مذاکره هستند، معمولاً در نهایت از بین می روند– یا به عبارتی توسط اسرائیل یا عوامل ایالات متحده به قتل می رسند. ما اخیراً این نمایش را در لبنان دیدهایم. وزیر خارجه لبنان تایید کرد که حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب الله با آتش بس با اسرائیل چند روز قبل از ترورش مؤافقت کرده بود. تمایل حزب الله به پذیرش توافقنامه صلح با توجه به خواسته های جهان عربی-اسلامی به راه حل دیرینه دو دولتی بوده است. به همین ترتیب، اسرائیل به جای مذاکره برای پایان دادن به جنگ غزه اسماعیل هنیه رئیس سیاسی حماس در تهران را ترور کرد. (قابل توجه آنهائی در کابینه آقای دکتر پزشکیان که بدنبال مذاکره با آمریکا و غرب و زنده کردن برجام بی جان هستند در حالیکه تاکنون از سوی طرف های مقابل چنین پیشنهادی صورت نگرفته است! – مترجم)
به طور مشابه در سوریه، ایالات متحده به جای اینکه اجازه دهد راه حل سیاسی پیدا شود، چندین بار با روند صلح مخالفت کرده است. در سال 1391 ( 2012 ) سازمان ملل متحد در مورد توافق صلح در سوریه مذاکره کرده بود که توسط آمریکایی ها مسدود شد. آنهائی که خواستار صلح و رفتن اسد در روز اول توافق بودند، غافل از آن بودند که ایالات متحده خواهان تغییر رژیم بوده است و نه صلح. نتانیاهو در شهریور 1403 ( سپتامبر 2024 ) در مجمع عمومی با نقشه ای از خاورمیانه که بین «دعا شدگان- خوب ها » و «نفرین شدگان-بدها » تقسیم شده بود، سخنرانی کرد و لبنان، سوریه، عراق و ایران بخشی از نفرین نتانیاهو بودند. نفرین واقعی، مسیر آشوب و جنگ اسرائیل است که اکنون لبنان و سوریه را فراگرفته است، نتایاهو امیدوار است ایالات متحده را نیز به جنگ با ایران بکشد.
آمریکا و اسراییل با موفقیت اعلام کرده اند که یک دشمن دیگر اسرائیل و مدافع آرمان فلسطین بنام سوریه را نابود کرده اند.
به طور خلاصه، آمریکا به دستور اسرائیل و یا بهتر است گفته شود بدستور نتانیاهو، خاورمیانه را با بیش از یک میلیون کشته و جنگ آشکار در لیبی، سودان، سومالی، لبنان، سوریه و فلسطین ویران کرده است. و سرانجام ایرانی می ماند که بر خلاف تمایلات خود در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت هسته ای قرار گرفته است.
همه اینها در خدمت یک هدف عمیقا ناعادلانه می باشد: محروم کردن فلسطینیان از حقوق سیاسی خود در خدمت افراط گرایی صهیونیستی آنهم بر اساس کتابی از عهد عتیق در قرن هفتم قبل از میلاد بنام یوشع اثر یوشع بن نون از پیامبران بنی اسرائیل (پیامبری که شهر بیت المقدس را فتح کرد و وعده خدا برای سکونت بنیاسرائیل در بیت المقدس را محقق ساخت- سایت ویکی شیعه) . قابل توجه است که بر اساس این متن، اسرائیلی ها حتی ساکنان اصلی آن سرزمین نبودند. در عوض، خداوند به یوشع و جنگجویانش دستور می دهد تا برای تسخیر این سرزمین، نسل کشی های متعددی انجام دهند..
در مقابل این پس زمینه، ملت های عربی-اسلامی و در واقع تقریباً تمام جهان بارها در دعوت به راه حل دو دولتی و صلح بین اسرائیل و فلسطین هم آوا شده اند.
آمریکا و اسرائیل در برابر خواست جهانی به جای گردن نهادن به راه حل دو دولتی، با از بین بردن دولت های مستقل، بیابان درست کردند و نام آن را صلح گذاشتند.
جفری دی ساکس
22 آذر 1403
12 دسامبر, 2024
برگردان کوتاه سازی و تنظیم سیدعلی اصغر شهدی