سالهاست که در بسياري از كشورهاي جهان اسلام شاهد موج بيداري اسلامي هستيم. بدون ترديد یکی از عوامل الهامبخش اين موج بيداري، انقلاب اسلامي ايران و رويكرد استقلالطلبانه و آزاديخواهانه آن است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سالهاست که در بسياري از كشورهاي جهان اسلام شاهد موج بيداري اسلامي هستيم. بدون ترديد یکی از عوامل الهامبخش اين موج بيداري، انقلاب اسلامي ايران و رويكرد استقلالطلبانه و آزاديخواهانه آن است. با پيروزي انقلاب اسلامي اين موج به حركت درآمد و نسيم بيداري شروع به وزيدن گرفت؛ ولي آنچه مورد انتظار بود محقق نشد كه برخی از دلایل آن به شرح زیر است:
اول، اينكه قيامهاي مردمی در كشورهاي اسلامي به صورت خودجوش است؛ اما رهبري توانمند، شجاع، معتقد و غيرقابل تسليم در برابر تهديدها و ترفندهاي دشمنان كم دارند. اغلب اين اعتراضات كه برخاسته از ايمان تودههاي مردم است با ورود جريانهاي انحرافي و فرصتطلب، آن هم در خلأ نبود يك رهبر برجسته ديني به ضعف و خاموشي ميگرايد.
دوم، تعدد اقوام و پیروان مذاهب در كشورهاي اسلامي موجب اختلاف و ايجاد تشتت و چنددستگي بین مردم ميشود و رژيمهای حاكم از اين اختلاف و چند دستگي در جهت تقويت پايههاي قدرت خود استفاده ميكنند.
سوم، نقش دستگاههای جاسوسی کشورهای سلطهجو و غربی مثل آمریکا و انگلیس. این کشورها با نفوذ در میان رهبران نهضتها موجب انحراف قیام مردم در کشورهای اسلامی میشوند.
چهارم، با توجه به نوع اسلامی که موتور محرکه برخی از این قیامهاست، این نهضتها توانایی اداره جامعه را پس از پیروزی ندارند. به خصوص که جریان خطرناک وهابیت معمولاً در پشتپرده در ایدئولوژیسازی اینها نقشآفرین هست. اگر در این کشورها تفکر اندیشمندانی همچون سید قطب که با اجتهاد جدید وارد میدان مبارزه شدند به درستی محور قرار گیرد میتواند پشتوانه بسیار خوبی برای اداره این دسته از جوامع اسلامی باشد.
از همه اینها که بگذریم عواملی هم فراتر از ماهیت این قیامها وجود داشته که مانع نقشآفرینی مطلوب انقلاب اسلامی در این کشورها شده است.
برخی از این عوامل به خارج از کشور بر میگردد و برخی نیز به داخل کشور.
عوامل خارج از کشور:
۱. تبليغات وسيع دشمنان با همه امكانات رسانهاي عليه نظام جمهوري اسلامي كه با توجه به عدم توان رقابت ايران با رسانههاي صهيونيستي و غربي به طور طبيعي این تبلیغات تأثيرات منفي خود را روي افكار عمومي مردم جهان گذاشته است.
۲. وقوع جنگ تحميلي هشت ساله باعث شد كه جمهوري اسلامي تمام توان خود را در جهت ايستادگي در برابر تجاوز رژيم بعث به كار برد. از آنجا كه در این جنگ یک كشور اسلامي در مقابل ایران قرار داشت، علیرغم متجاوز بودن رژیم بعث برخی واکنشهای منفي را در میان كشورهاي اسلامي علیه ايران به دنبال داشت.
نقش عوامل داخلی:
ناکارآمدی برخی دولتهای روی کار آمده پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در نتیجه عدم تحقق برخی شعارها و اهداف انقلاب اسلامی که در الگودهی به جهان میتوانست تأثیرگذار باشد.
متأسفانه در دوران پس از جنگ و هشت سال حاكميت كارگزاران سازندگي در برخی حوزههای داخلی و سياست خارجي رويكرد قابل قبولي نداشتيم. بدتر از آن در دولت اصلاحات و مروج سكولاريسم نه تنها سياست انفعالي در پيش گرفته شد بلكه رويكردي كاملا جانبدارانه همراه با وادادگي نسبت به غرب ايجاد شد. اصلاحطلبان به صراحت طرح سازش با غرب و رابطه با آمريكا و تسليم در برابر خواستههاي نامشروع اين ابرقدرت را در دستور كار خود قرار دادند. تعداد قابل توجهی از نمايندگان مجلس ششم با وقاحت هر چه تمامتر با نوشتن نامهای از مقام معظم رهبري حضرت آيتالله خامنهاي خواستند كه جام زهر را بنوشد و مطيع خواستههاي آمريكا گردد.
گفتگوي تمدنها نيز كه از سوي رئيس جمهور وقت مطرح شد هیچ بازخورد مثبتی نداشت. این ایده هر چند در ظاهر صحبت از صلح و همزيستي مسالمتآميز ميكرد و دیدگاهی در مقابل جنگ تمدنها به شمار ميرفت؛ ولي روشن بود كه هيچگونه كارآيي ندارد و ابزاري براي اصلاحطلبان است كه بخش انقلابي و تهاجمي جمهوری اسلامی را نسبت به دنياي استكبار از نظام جمهوري اسلامي کمرنگ کنند. گفتگوي تمدنها در حالي با استقبال آمريكا و جهان غرب روبهرو شد كه اولاً خودشان از طراحان جنگ تمدنها بودند، ثانیاً آنكه، بيشترين جنايت را در همان ايام عليه بشريت انجام دادند.
دولت تدبیر و امید نیز در حاکمیت هشت ساله خود بیشترین رویکرد را به غرب پیدا کرد و از این رهگذر، ضرباتی را به جایگاه بینالمللی ایران خصوصاً در میان انقلابیون و آزادیخواهان جهان وارد کرد. سياهنماييهایی که توسط غربگرایان در داخل كشور میشود اين حس را در میان برخی ملتها ایجاد میکند كه شايد مبارزه براي ايجاد عدالت و محو حكومتهاي مستبد و استعمارگر به نتيجهای نرسد.
با وجود همه این موانع داخلی و خارجی ظرفیت فراوان انقلاب اسلامی و رهبری بیبدیل آن باعث شد که انقلاب اسلامی همچنان نقش الگودهی خود را در عرصه جهانی حفظ کند.
همان طور که شاهدیم چند سال پیش جنبش بیداری اسلامی در 9 کشور اسلامی رخ داد و توانست منشأ دگرگونیهای زیادی در این کشورها شود. چرایی این بیدار ی نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد.
بدون ترديد بايد موج اين بيداري و قيامها و مجاهدتها را ناشي از همان الگوپذيري از انقلاب اسلامي دانست.
مواضع قاطع و مقتدرانه ایران پس از پایان حاکمیت دولت اصلاحات در عرصه بينالمللي و افشاي ماهيت سران استكبار در مجامع جهاني توانست بار ديگر بارقه اميد را در دل ملتهاي مسلمان روشن كند.
با روی کارآمدن دولت سیزدهم که با همان شعارهای اصلی و محوری انقلاب اسلامی وارد صحنه شده است بار دیگر نور امید را در دل انقلابیون جهان روشن کرده است. بدون تردید رویکرد انقلابی در دولت سیزدهم و اتخاذ مواضع عزتمندانه در عرصه بينالمللي مجدداً ظرفیتسازی انقلاب اسلامی را پس از هشت سال مواضع انفعالی فعال خواهد کرد.
امروز ملتهاي مسلمان چشمانشان به انقلاب اسلامي دوخته شده است. استقبال مردم آزادیخواه دنیا از انتخاب جناب آیتالله دکتر رئیسی به خاطر اين است كه انقلاب اسلامي ايران بار دیگر مسير واقعي خود را بازیافته و ميتواند نقش الگويي خود را به عنوان امالقراي جهان اسلام به نحو احسن ايفا کند. حفظ و ارتقاء اين نقش، وظيفهاي همگاني است كه در صدر برنامههاي متولیان امر خصوصاً دولت جدید بايد قرار گيرد.
دکتر نصرالله شفیعی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/17984