نقد به معنای درست آن کلید ارزیابی عملکرد و ورود به حوزه کارآمدی است. هم فرد و هم اجتماعات چه بهصورت اجتماع حقوقی نظیر موسسات و شرکتها و چه جوامع انسانی در صورت عبور از دالان نقد درست حتما از بهرهوری و کیفیت عملکرد بهتری برخوردار خواهد شد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، نقد به معنای درست آن کلید ارزیابی عملکرد و ورود به حوزه کارآمدی است. هم فرد و هم اجتماعات چه بهصورت اجتماع حقوقی نظیر موسسات و شرکتها و چه جوامع انسانی در صورت عبور از دالان نقد درست حتما از بهرهوری و کیفیت عملکرد بهتری برخوردار خواهد شد.
نقد حرکتی بیسامان برای تهاجم به کارکرد افراد و سازمانها نیست؛بلکه اقدامی روشمند و سامانیافته و هدفمند است که از منطق استوار قابل قبول حتی از سوی نقدشونده برخوردار است. هر چند در جامعه ما گاهی انتقاد به سر حد انتقام افول میکند و به جای همافزایی نیروها به همکاهی و تخریب توانمندیها میانجامد.
بدون شک میتوان از نقد به مثابه یک ابزار سیاسی بهره برد اما چنانچه اصول نقد که موجب اعتبار و اثربخشی آن میشود؛ مورد اعتنا قرار نگیرد؛ این روند اثر معکوس گذاشته و علاوه بر تخریب عملکرد نقدشونده، در عمل و بعضا در درازمدت نقدکننده را نیز در نزد افکار عمومی و شاهدان نقد نامعتبر میسازد.
دولت سید ابراهیم رئیسی چندی است که بر سر کار آمده و هنوز وزرا که تایید مجلسیان را به تازگی یافتهاند؛ کاملا بر اوضاع مسلط نشدهاند؛ طبعا زمانی لازم است تا وزرا، سیستم تحت مدیریت خود را برای برنامههای دولت جدید توجیه کرده و یا نیروهای متناسب با رویکرد و برنامههای مورد نظر را در جایگاهشان مستقر کنند.
علیرغم آن که هنوز زمان ارزیابی عملکرد دولت رئیسی نرسیده است؛ شاهد آن هستیم که موج انتقادات از سوی بعضی فعالان به سوی دولت روان است؛ حتی بعضا نامنصفانه نقدهای خویش را بهصورت تیرهای مسموم به ادبیات توهینآمیز حتی قبل از تایید کابینه توسط مجلس به سوی رئیسی و دولت او روانه ساختند. روشن است که اینان با پیشداوری یا اغراض سیاسی غیرمنصفانه میکوشند تصویر دولت را قبل از انجام هر فعالیتی مخدوش سازند.
طبیعی است که این اقدامات در چارچوب نقد قرار نمیگیرند و بیشتر خصومت سیاسی است تا نقد. اما روش درست نقد چیست و چرا باید به دولت رئیسی فرصت داد تا در زمان مناسب پس از انجام عملکرد مناسب در جایگاه نقد قرار گیرد؟
۱. در نقد ابتدا باید پرونده عاملان پیشین را از عاملان و کارگزاران دولت جدید مجزا ساخت. دولت روحانی با عملکرد خاصی که طی هشت سال پیش به انجام رسانده است؛ موجبات اعتراض بسیاری را فراهم کرده است. روشن است که حسن روحانی و دولت او باید پاسخگوی عملکردهای ضعیف و نارضایتیهای پدید آمده در پی آن باشد نه رئیسی و دولت او!
مهمترین ضعفی که مردمان هنوز با آن درگیرند و جان بر سر آن میگذارند؛ ضعف مدیریت واکسیناسیون و مواجهه با کوید ۱۹ یا کروناست. کنش رئیسی فعلا دستور قاطع به همه دستاندرکاران در وزارت امور خارجه، بهداشت و ... آن بود که سریعا به هر شکل ممکن نسبت به تهیه و واردسازی واکسن روند واکسیناسیون را شدت بخشند. بدیهی است فعالسازی این روند، زمان میطلبد. اما متاسفانه گروهی که اتفاقا از حامیان دولت پیشین و مسبب ناکارآمدیها هستند؛ آن چنان مینمایانند گویی که معضلی که ناکارآمدی دولت پیشین آن را به گره سخت تبدیل کرده باید با شعبده سیاسی ظرف چند روز توسط دولت رئیسی گشوده شود. از اینرو، خرد حکم میکند که نتایج عملکرد روحانی از روحانی و رئیسی از رئیسی خواسته شود.
۲. اگر پذیرفتیم که نباید در نقد رئیسی و دولت او به روحانی و دولت او ارجاع دهیم و دولت رئیسی را برای اشتباهات دولت روحانی تنبیه کنیم پس برای ارزیابی عملکرد دولت رئیسی باید فرصت دهیم که برنامههای آنان در بستر زمان به عملکرد قابل نقد مبدل شود. بنابراین تعیین فرصت معقولی که تحقق برنامهها بدان نیاز دارد؛ لازمه هر گونه نقد خردمندانه است.
۳. ملاک یا شاخص ارزیابی برای هر نقد روشمندی مورد نیاز است. در نقد باید روشن سازیم که عملکرد را با چه شاخصی مورد تحلیل و ارزیابی قرار میدهیم. آیا باید دولت رئیسی را با شاخصهای دولت روحانی ارزیابی نمود؟ آیا باید دولت رئیسی شعارهای دولت روحانی را محقق سازد که عدم تحقق آنها را دلیل ناکارآمدی بدانیم؟ طبیعی است که هیچ خردی بر این مقایسه و شاخص ناهمگون حکم نمیکند. پس شایسته است که دولت رئیسی را با شاخص شعارها و برنامههای ارائه شدهاش برای تحقق آنها سنجید. در اینصورت باید به شعارها و برنامهها و نیز زمانبندی اعلام شده برای تحقق شعارها و برنامهها دقت نمود و با شاخص درونی، دولت رئیسی را نقد نمود. البته میتوان و باید برونداد برنامهها را نیز ارزیابی نمود و حکم نمود که آیا این برنامهها توانسته است اهداف مورد نظر را محقق نماید یا خیر!
۴. اساسا نقد دارای اخلاق و اصول رفتاری خاص خود است که اگر نادیده گرفته شود؛ از کاراییاش کاسته شده و حتی به ضد خود مبدل میگردد. فراموش نباید کرد که فلسفه به وجود آمدن دولتها حل مسائل جامعه و مردم است. نقد نیز فرآیندی برای بهینهسازی عملکردها یا به عبارت بهتر بهینهسازی فرآیند حل مسائل مردم است. اگر نقد در مسیر حل مسائل مردم سنگاندازی کرده و مانع ایجاد کند؛ عملا از فلسفه خود دور شده و دیگر نقد به حساب نمیآید. از این رو، نتیجه حاصل از نقد باید با رویکرد حل مسائل مردم همخوانی داشته و نهایتا باید موجب بهبود وضعیت مردم گردد. نقد فاقد اخلاق یا هدفمندی در خدمت مردم نهایتا حرکتی ضدمردمی است که اهداف افرادی خاص را به ضرر یا نفع اجتماعی دنبال میکند. متاسفانه جنس نقدهایی که در ماههای اخیر در قبال دولت نوپای رئیسی صورت گرفته است اینگونه است زیرا با این که هنوز به هیچ وجه شرایط و لوازم عقلانی نقد حاضر نیست به نقد دولتی میپردازند که هنوز کارکردی نداشته و از سوی دیگر، از نقد کارکرد هشت ساله دولت روحانی که کارنامه قابل نقدی دارد خودداری میکنند. این امر خود دال بر این است که هدف این جریان نقد در راستای منافع ملی نیست بلکه هدف اصلی تخریب دولت روی کار آمده و انحراف اذهان عمومی از نقد دولت پیشین است. دولتی که عملکردش بهویژه در امور حیاتی زندگی روزمره مردم آنچنان نقدپذیر بوده است که جمع بسیاری از مردم خواهان محاکمه رئیس دولت شده و در طوماری خطاب به کمیسیون اصل ۹۰ صدها هزار نفر خواهان رسیدگی به جرایم و کوتاهیها شدهاند.
در نهایت میتوان گفت که هر چند نقد تنها راه بهینهسازی امور و مهمترین راه مقابله با فساد است اما تنها زمانی منشا اثر است که مسیر خردمندانهاش را طی کند و بدون تعصب و کینههای سیاسی و قبیلهای در راستای منافع مردم صورت گیرد. دولت رئیسی را هم مصون از اشتباه ندانسته و بر آن هستیم که نقد معقول حتما یاریرسان آن خواهد بود؛ اما باید فرصت لازم را برای انجام اقدامات در چارچوب برنامهها را به دولت کنونی داد. آنگاه نیز شایسته است ابتدا میزان تحقق برنامهها در راستای راهبرد دولت را با انتظارات مطرح شده سنجید و اگر نتیجه قابل پذیرش نبود به نقد برنامهها پرداخت و حتی راهبردها را با سنجههای علمی و عملی به چالش کشید. پس در یک کلام نقد بسی ارزشمند است اما بجا و بهدور از عقدهها و کینههای مخرب!
امیر نورایی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/16548